مافیای ایتالیایی در نخستین مراحل قدرت گیری خود در منطقه است، و این موضوع اصلا به مذاق «جانی کاسپر» خوش نمی آید. «جانی» می خواهد «برنی برنبام»، بزهکار خرده پا را تنبیه کند. اما «لیو» یک سردسته ی خشن مافیایی، به خاطر محبتی که به «ورنا»، خواهر «برنی» دارد، قسم خورده از «برنی» محافظت کند …
يک مأمور پليس امريکايي - ايرلندي به نام «تري نونان» (پن)، پس از ده سال دوري به محله سابق خود-«آشپزخانه ي شيطان» در نيويورک - باز مي گردد. او قصد دارد در يک گروه تبهکاري ايرلندي تبار به سرکردگي «تامي فلانري» (هريس)، برادر دوست قديمي خود، «جکي» (اولدمن)، نفوذ کند...
"آن بنتون" شاهد قتلی به دست مافیا می شود.او برای نجات زندگی خود از شهری به شهر دیگر فرار کرده و به طور مداوم هویت خود را تغییر می دهد اما نمی تواند "میلو" رئیس قاتلان را از ذهن خود بیرون کند...
«سال» (آيلو) صاحب ايتاليايي-امريکايي يک پيتزافروشي در بخش سياه پوست نشين بروکلين است. در يک روز گرم، درگيري لفظي «سال» با يکي از سياه پوست هاي آشناي محلي به نام «باگين اوت» (اسپوزيتو)، منجر به شلوغي ودرگيري در محله مي شود.
یک روانی، پس از اینکه از زندان آزاد می شود به محله قدیمی اش باز می گردد. او به دنبال زنی است که قبلاً قصد داشته به او تجاوز کند و مردی که از آن زن محافظت می کرده...
«ادي فلسن» ( نيومن )، معروف به «دي فرزه»، بيلياردباز و «تيغي زن» سابق، جواني به نام «وينست لاريا» ( کروز ) را زير پر و بال خود مي گيرد و به او آموزش مي دهد...
هانا (فارو) که با الیوت (کین) ازدواج کرده، قبلا همسر میکی (آلن)، بوده است. لی (هرشی) و هالی (ویست) خواهران آنا هستند. الیوت مدتی با لی رابطه برقرار می کند و هالی به زندگی هانا که ظاهرا بی عیب و نقص است حسادت می ورزد. میکی نیز نگران این است که در اثر تومور مغزی بمیرد. سرانجام هانا و الیوت دوباره به هم نزدیک می شوند، لی با جوانی آشنا می شود و هالی و میکی نیز یکدیگر را پیدا می کنند و …
مأمور مخفي، «ريچارد چنس» (پيترسن) سوگند مي خورد تا انتقام همکارش، «هارت» (گرين) را بگيرد که در آخرين روزهاي خدمتش، پيش از بازنشستگي، در جريان پي گيري پرونده ي باند جعل اسکناس هاي بيست دلاري به سرکردگي نقاشي به نام «اريک مسترز» (دافو)، کشته شد.
"جیزس" از زندان آزاد میشود و نزد دو رفیق خرابکارش میرود. آنها وقتی با آرایشگری خصومتی پیدا می کنند، ماجراجوییشان به فرار از قانون و اجتماع تبدیل میشود ..
«روبرتا گلس» (آرکت)، زن بیست و هشت ساله ای است که با شوهر بی تفاوتش، «گری» (بلوم)، زندگی کسالت باری دارد. او از طریق آگهی های دوست یابی روزنامه ها، می کوشد راه خلاصی برای خود پیدا کند و جذب یک سری آگهی می شود که نویسنده شان در پی دختری به نام «سوزان» (مادونا) است...
مارک رهبری تیمی از کارکنان اداری را برعهده دارد که خاطرات آنها از طریق جراحی بین زندگی کاری و شخصی آنها تقسیم شده است. وقتی یک همکار مرموز بیرون از محل کار ظاهر می شود، سفری را برای کشف حقیقت در مورد شغلشان آغاز می کند.
دو غریبه تنها برای یک آژانس جاسوسی مرموز شغلی پیدا میکنند که به آنها زندگی باشکوهی از جاسوسی، ثروت، سفرهای جهانی و یک خانه رویایی در منهتن ارائه میدهد.
در سریال درام تاریخی "توطئه علیه آمریکا"، شخصیت ها در یک تاریخ جایگزین زندگی می کنند که در آن "فرانکلین دی روزولت" در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۴۰ از "چارلز لیندبرگ" شکست می خورد ...