مزرعه "جورجیو لابستر" یکی از مکان های سنتی بروکلین درطی بیش از 65 سال به حساب می اید که توسط گروهی افراد عجیب اداره شده و بهترین غذای دریایی در ایالت را سرو میکند. اما این مکان مشهور اکنون دچار مشکلات مالی شده و...
در یک رستوران ایتالیایی محبوب نیویورک در یک عصر شلوغ و دراماتیک، 2 گانگستر، کارآگاه پلیس، منتقد غذا، صاحب پیشین کتابفروشی، پسر سرآشپزش، سوش آشپز قمارباز بدهکار حضور دارند...
داستان در مورد یک نقاش است ( آنتونیو باندارس ) که بطور همزمان عاشق دو خواهر می شود. او برای حل این مشکل تصمیم می گیرد یک شخصیت جدید بعنوان برادر دوقلوی خودش بوجود می آورد و …
فیلم داستان وقایعی است که پس از کشته شدن فردی در نیویورک رخ میدهد. یک پسربچه بر اثر اصابت یک گلوله سرگردان کشته میشود. این گلوله در درگیری بین یک افسر پلیس و یک عضو گروهی تبهکاری شلیک شده است. این فرد قبلا در زندان بوده است و به صورت مشروط آزاد شده است. آزادی او کاملا مشکوک بوده است. معاون شهردار نیویورک، کوین کالهان، برای آن که بیابد او چطور آزاد شده است تحقیقاتی را آزاد میکند. تحقیقاتی که نیویورک را تکان میدهد.
داستان در مورد فیلمنامه نویسی است که یکی از نوشته هایش مورد علاقه یک تهیه کننده قرار گرفته و جستجو برای بدست آوردن منابع مالی آغاز می شود. اما به نظر می رسد همه سرمایه گذاران معشوقه ای پنهان دارند که می خواهند در فیلم بازی کند و...
«هادسن هاک» (و يليس)، سارقي است فرز و معروف که تازه از زندان سينگ سينگ آزاد شده است. «گيتس» (هريس)، مأموري که آزادي مشروط او را امضا کرده، به او پيشنهاد دزديدن مجسمه ي گران قيمت و با ارزش اسبي را مي دهد که از آثار «لئوناردو داوينچي» است و قرار است در يک حراجي به مزايده گذاشته شود...
رناتا بلا احساس می کند در زندگی و حرفه خود شکست خورده است. اما وقتی رناتا در یک سمینار فروش املاک شرکت می کند، سرانجام عشق واقعی را پیدا می کند. سام شارپ، در حالی که یک فروشنده موفق و درجه یک است، بسیار بزرگتر از رناتا می باشد و ...
یک سرباز سابق امریکایی که در ویتنام جنگیده، وقتی در مترو مورد حمله موجوداتی شاخدار قرار می گیرد و پسر مردهاش را می بیند، به این نتیجه می رسد که زندگی گذشتهاش در جنگ آنطور که اعتقاد دارد، نیست.
"شوگر ری"مورد حمله ی یک خلافکار قرار می گیرد و "کوییک" به او کمک می کند. "شوگر" به نشانه ی قدرشناسی، "کوییک" را به فرزند خواندگی قبول میکند. بیست سال بعد، "شوگر" با کمک "کوییک" ، در محله ی هارلم یک کلوب شبانه را اداره می کند، که اتفاقا بسیار سودآور است...
این داستان درباره زن جوانی است که جسدش پیدا میشود. وقتی پلیس تحقیق میکند، شواهد به مردی اشاره میکند که زن با او در حال ترک یک مهمانی دیده شده بود. مرد در بازجویی ادعا میکند که مرگ زن اتفاقی و در نتیجه رابطه جنسی خشن بوده است. خانواده زن این موضوع را باور نمیکنند، بنابراین به دفتر دادستان فشار میآورند تا مرد را به جرم قتل محاکمه کنند، اما او وکیل خوبی دارد که نقش خود را (احتمالاً به خوبی) ایفا میکند.
«سال» (آيلو) صاحب ايتاليايي-امريکايي يک پيتزافروشي در بخش سياه پوست نشين بروکلين است. در يک روز گرم، درگيري لفظي «سال» با يکي از سياه پوست هاي آشناي محلي به نام «باگين اوت» (اسپوزيتو)، منجر به شلوغي ودرگيري در محله مي شود.
نیک و فرنک هر دو پلیس هستند. یک رسوایی باعث شد که نیک مجبور به استعفا از اداره پلیس شود و حالا یک قاتل سریالی باعث شده که او به شغل خود بازگردد.و حالا نیک باید بفهمد که حمله بعدی او کجا خواهد بود….
«لورتا کاستوريني» (شر)، بيوه اي سي و هشت ساله است که با خانواده ي ايتاليايي- امريکايي خود در بروکلين زندگي مي کند. او با «جاني کامارري» (آيلو) نامزد کرده و در حين تدارک مقدمات ازدواج، خبر مي رسد که مادر «جاني» در سيسيل در بستر مرگ است و او به آن جا مي رود. «جاني» برادر کوچک تري به نام «راني» (کيج) دارد که از پنج سال پيش با او صحبت نکرده است و «لورتا» سعي مي کند آن دو را آشتي دهد...