میراندا چستر آماده است تا بهترین کریسمس زندگی خود را تجربه کند. او به شهر کارلتون هیث بازگشته، جایی که سال گذشته عشق خود را یافته و خانوادهای را که هرگز از وجود آنها خبر نداشت، پیدا کرده است...
یک درخت کریسمس خاص که با آرزوهای دستنویس تزئین شده بود، به ایوان و گروهی از دانشآموزان یتیم کمک میکند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و حس خانواده بودن را تجربه کنند.
یک هماهنگ کننده مشتاق رژه شکرگزاری زمانی که یک مشاور ثروتمند برای تجزیه و تحلیل امور مالی آن استخدام می شود، شوکه می شود. در مواجهه با آموزش دادن به او که رژه برای او بسیار بیشتر از پول ارزش دارد، متوجه می شود که با اکراه عاشق او شده است...
هنگامی که "میراندا چستر" دو سال پیش برای یافتن اطلاعاتی درباره پدر بیولوژیکی خود اقدام کرد، هرگز تصور نمی کرد که تحقیقات وی او را به خانواده ای برساند که همیشه آرزوی آن را داشت ...
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...
الیزابت تاچر یک معلم جوان است، از خانواده ای متمول که اهل شرق آمریکاست و اینک به شهری کوچک در غرب آمریکا کوچ کرده که دارای معدن زغال سنگ میباشد. این سریال شرح ماجرای مردم این شهر کوچک و مشکلات آنان با معدن ذغال سنگ و در عین حال چگونگی ارتباط این معلم جوان با اهالی شهر میباشد. دختری که از خانواده ای متمول آمده و حالا باید خود را با شرایط این شهر کوچک وفق بدهد. این سریال با الهام از کتابی به همین نام به قلم نویسنده کانادایی Janette Oke ساخته شده است.