داستان در دبیرستان شروع میشود. سو یون جین یک دانش آموز آرام و ساکت بود در صورتی که cheng zheng دقیقا عکس (نقطه ی مقابل) او بود. او عاشق سو یون جین میشود و پیگیر او میشود تا زمانی که به کالج (دانشگاه) میرفت ، در حالی که هر دو در دانشگاه های مختلفی درس میخواندند. بعد از مدتی آنها قرار گذاشتن با همدیگر را آغاز میکنند ، هر چند اختلاف طبقاتی و هویت و پیشینه ی خانواده هاشون باعث جدایی آنها میشه. بعد از جدایی یون جین متوجه میشه که بچه ی cheng zheng رو بارداره اما بعدن بچه رو از دست میده. به خاطر سقط جنین دیگه نمیتونه باردار بشه. اون به خاطر لجباز بودنش به cheng zheng چیزی نمیگه… چند سال بعد یون جین در حرفه ی موفق خودش دائمی میشه و cheng zheng از دوباره وارد زندگیش میشه…
سه دانشآموز فارغالتحصیل به نامهای ویلی، فتی و یایا که هیچ ایدهای در آینده ندارند، اکنون با بزرگترین چالش فراتر از تصورشان روبرو هستند: دوستشان کاکا با یک نوزاد در آغوش از استرالیا بازگشته است!..
کو تنگ دوستان زیادی دارد اما مخالفت شدیدی با دختری دارد که نمی داند این نفرت از روی علاقه است و یا لجاجت. در دبیرستان آن دو مجبور می شوند کنار هم بشینند و این اتفاقات جدیدی را رقم میزند ...
داستان دربارهی یک روباه افسانهای میباشد که در تلاش است تا در دنیای انسانها جاودانه شود. او با یک دانشمند بیگناه بهنام وانگ دوست میشود و آنها برای مبارزه با موجودات افسانهای و ارواح شیطانی در سفرشان متحد میشوند و…