کشیش سیمون برای اولین بار با آلوئه، پسر ۱۱ سالهاش روبهرو میشود. او تلاش میکند تا به مقامات عالیرتبهی کلیسا ثابت کند که میتواند همزمان هم یک کشیش فداکار باشد و هم یک پدر مهربان، حتی با وجود این خبر ناگوار.
سلین در 22 سالگی چندین شوک دریافت می کند: پدرش می میرد و او متوجه می شود که او به فرزندخواندگی گرفته شده است. او ارث خود را رد می کند، بنابراین نامزدش او را ترک می کند...
پس از تابستانی عاشقانه، رابطه ی «فلیسی» (وری) با «شارل» (وان دون دریشه) قطع می شود. پنج سال بعد، «فلیسی» در پاریس آرایشگری می کند، دختری به نام «الیز» (لوراشی) دارد که حاصل همان رابطه است و امیدوار است که دوباره «شارل» را ببیند…