گروهی از دوستان برای یک مهمانی شام بدون استفاده از فناوری و با طعم حشیش دور هم جمع میشوند، اما ناگهان متوجه میشوند که بمبی درست به سمت آنها در حرکت است.
داستان فیلم در مورد یک کارگردان زن تازهکار در یک تئاتر محلی در گلندیل، کالیفرنیا است. او که جایگزین یک کارگردان مرد شده، برای به روی صحنه بردن نمایشنامه ی روستایی خود با چالش های زیادی روبرو میشود.
سه دوست صمیمی در اواخر زندگی پدر میشوند و با چالشهای جدیدی در دنیای مدرن روبرو میشوند. آنها باید با مدیران مهدکودک، مدیران عامل نسل هزاره و فناوریهای جدید کنار بیایند...
داستان این انیمیشن درباره ی غازی به نام پنگ است که دوست دارد تا هر کاری جز تمرین برای مهاجرت بعدی انجام دهد. او فکر می کند بهتر از بقیه است و کارهای نمایشی دیوانه واری انجام می دهد تا اینکه اتفاقی می افتد و...
ناتاشا لگرو، آدام دیواین، پیت دیویدسون، جی فارو و جیم جفریز هر کدام داستانی درباره یک آهنگ مهم برایشان تعریف میکنند، سپس با کمک یک گروه زنده (و چند مهمان ویژه) آن آهنگ را اجرا میکنند و فانتزی ستاره راک خود را زندگی میکنند. این کمدینها اوقات خوشی را سپری میکنند و انرژی مسری آنها غیرقابل مقاومت است.
ناتاشا لگرو، بازیگر، در اولین برنامه استندآپ خود با عنوان "زنده در بيمبوز" به بررسی طنزآمیز موضوعاتی مانند بچهدار شدن، جشنواره برنینگ من، مورمونها و هیپسترها میپردازد.
"کمدی سنترال روست" به طور خلاصه یک برنامه تلویزیونی که هنرمندان داوطلبانه در آن شرکت کرده و چندین کمدین معروف وی را مورد تمسخر قرار می دهند و در انتها هنرمند دعوت شده نظره خودش را نسبت به کمدین ها اعلام میکند ، مهمانِ این قسمت از برنامه نیز "جاستین بیبر" می باشد.
ستاره هایی از جمله "لوئیس سی کی"، "آدام سندلر"، "سارا سیلورمن"، "استیو کارل"، "پاول راد"، "سوزان سازاندون" و ... با نمایش های کوتاه به نفع بیماران اوتیسمی اجرا میکنند.
ماجرا از این قرار است که دو دوست برای رفتن به مهمانی لباس افسران پلیس را می پوشند و در محله خود با این لباس ها محبوب می شوند. ولی وقتی با واقعیت هایی همچون گانگسترها و افسران فاسد روبرو می شوند، مجبور می شوند نشان های تقلبی شان را رو کنند و...
«کلی» ( رز بیرن ) و «مک» ( ست روگن ) زن و شوهری هستند که با نوزادشان در محله ای ساکت و آرام زندگی می کنند و هیچ مشکلی ندارند، تا اینکه برادران «فرت» به همسایگی آن ها می آیند و دردسر برای این دو آغاز می شود...
ویتنی و الکس زوج خوشبخت و غیر متاهلی هستند که ۵ ساله با همدیگر زندگی می کنند و قصد ندارند در ازدواج کردن عجله کنند . تا اینکه با شرکت در جشن عروسی یکی از دوستان خود، ویتنی متوجه می شود که رابطه اش با الکس به تدریج کسل کننده و ملالت آور شده است...
این سریال بیشتر بر مشکلات خانواده ها در عصر جدید می پردازد ، زندگی با نژادهای مختلف ، سن های مختلف، اعتقادات مختلف و جنس های مختلف. در خانواده مدرن تضاد ها بیشتر از هر روز نمایان می شود و فاصله بین نسل ها بیشتر و بیشتر. همین تضاد هاست که ما را به خنده وا می دارد. در خانواده مدرن هر کس سعی می کند تا خود را با شرایط خانواده تطبیق دهد ولی هر چه بیشتر تلاش می کند شرایط کمیک تری خلق می شود…
داستان این سریال در مورد خانواده ثروتمند ” بلاکورت ” هست که با خدم و حشم زیادی که دارن ، در ” رود آیلند ” زندگی میکنن و هر روز کلی داستان براشون پیش میاد که گاها بسیار کمدی و خنده دار هست...