مایک بیربیگلیا در یک کمدی ویژه خندهدار و شخصی، زندگی را هم از دیدگاه یک پسر و هم از دیدگاه یک پدر بررسی میکند و به موضوعاتی مثل مواد مخدر، ازدواج و مهمانیهای بچهها میپردازد.
این اثر، کندوکاوی هوشمندانه در مسائل مربوط به سلامت روان است که از طریق گفتوگوهایی ملموس و قابلدرک به آنها میپردازد و توازنی ظریف میان جدیت و لحنی سبکبار ایجاد میکند.
نگاهی عمیق به هنر کمدی دارد. این مستند-ویژه، با بررسی فرآیند خلق کمدی و رابطه بین شخصیت و خلاقیت، تصویری منحصر به فرد از دنیای کمدی ارائه میدهد. اولین قسمت آن به سفر مایک بیربیگلیا برای خلق محتوای جدید از تجربیات شخصی خود میپردازد و شامل مصاحبههایی با دیگر کمدینهای برجسته نیز میشود.
این کمدی مضامین هستیشناختی را بهگونهای خانوادهپسند و بدون رودربایستی مطرح میکند. همچنین به موضوعاتی مانند مرگ، عشق، خانواده، مذهب، سلامتی و جامعه میپردازد...
مایک بیربیگلیا، کمدین معروف، با یه نمایش تک نفره خنده دار و عمیق روی صحنه ی نمایش برادوی میره. این نمایش، سفر احساسی و فیزیکی اون برای پدر شدن رو تعریف می کنه...
"دنی" یک آشپز مشتاق ، روزی برادره کلاهبرداش از او یک درخواست میکند ، اینکه کیفی را از یک راننده تحویل گرفته و به یک فرده دیگر منتقل کند ، اما "دنی" یک کیفِ اشتباه را حمل میکند ، در این میان با دختری به نام" اِلی" آشنا میشود و ...
مایک بربیگلیا معتقد است که وقتی شخص قصد دارد جُکی را تعریف کند، نباید جوری رفتار کند که دیگران متوجه شوند او در حال جُک گفتن است. با استفاده از همین تکنیک، بربیگلیا استندآپ کمدی جدیدش را به سمت یک برنامه فوق العاده خنده دار سوق میدهد...
با این فکر که تکپری (بودن با یک دوست) امری غیر ممکن است و روابط با شکست مواجه میشوند، این زن متعهد ومعتقد به اخلاقیات ممکن است در مواجهه با یک پسر خوشتیپ اصول خود را زیر پا گذاشته و فراموش کند.....
یک مرد جوان موفق پس از اینکه در کار و زندگی اش با مشکلات جدیدی مواجه می شود، تصمیم می گیرد منهتن را ترک کند و زمانش را به خواهر دور افتاده اش اختصاص دهد اما اتفاقاتی رخ می دهد که...
بیش از پنجاه نفر از کمدین های مشهور آمریکا و کانادا ( فیلمساز، نویسنده، بازیگر و کمدین ها) تجارب حرفه ای خود را در رابطه با این موضوع بیان می کنند : آیا تا بحال مجبور شده اید که برای خنده دار بودن به بدبختی بیفتید؟
آنی یک کودک خوشحال یتیم است که تصمیم دارد برای رسیدن به خیابان های نیویورک تلاش کند. او زمانی که بچه بود توسط خانواده اش تنها گذاشته می شود و آن ها به او قول داده بودند که روزی بر می گردند. اکنون زندگی با مادر ناتنی اش خانم هانیگان بسیار سخت است، اما همه چیز در شرف تغییر است...
کمدین جوان در مشکلات گوناگون زندگی گیر افتاده و زندگی عاطفی و شخصیتش دچار تزلزل شده اما یک مشکل جدید هم دارد؛ خوابگردی! حالا او باید با این یکی هم دست و پنجه نرم کند...
جک ( مارک داپلس ) مرد جوانی است که به دلیل مرگ برادرش از یک سال پیش تاکنون در افسردگی شدید به سر می برد. در این اوضاع، آیریس ( امیلی بلانت ) دوست صمیمی جک و نامزد سابق برادرش، از او درخواست می کند تا برای بهبود شرایط زندگی اش مدتی به کلبه دور افتاده و خالی از سکنه متعلق به پدرش برود تا در آنجا بتواند زندگی خود را بازیابد. جک پیشنهاد آیریس را می پذیرد و عازم کلبه مذکور می شود اما به محض رسیدن به کلبه متوجه می شود که خواهرِ آیریس به نام هانا ( رزماری دویت ) هم به تازگی به این کلبه نقل مکان کرده است...
«تیم لیپی» یک کارمند بیمه است که برای شرکت در گردهمایی مربوط به صنعت به شهر سیدار راپیدز می رود تا در آنجا بتواند از حقوق همکاران بیمه ای خود پاسداری کند. اما تیم که یک کارمند ساده و بی آلایش است در برخورد با نمایندگان سایر بیمه گذارها به مشکل می خورد...