«باوموردا» (مادرش)، ملکه ی شرور، مطلع می شود که قرار است کودکی از بین «دیکینی ها» باعث سقوط او شود، دستور قتل تمام زنان باردار را می دهد. اما «الورا»، یکی از نوزادان نجات می یابد و خانواده ی «ویلو» (دیویس) او را پیدا می کنند. «ویلو» و خانواده اش که از نسل مردمانی کوچک هستند، از ترس حمله ی ملکه تصمیم می گیرند کودک را به «دیکنی ها» برسانند.
بیل (آنتونی هاپکینز) مردی است که از طلاق و از دست دادن حضانت پسرش بسیار ناراحت است. بنابراین، وقتی یکی از دوستانش توسط همسرش برای طلاق شکایت میکند تا او بتواند وارد یک رابطه شود، بیل تصمیم میگیرد به دوستش کمک کند تا حضانت پسرش را به دست آورد...
ویلو، جادوگر افسانه ای، در سریال جدیدی که سال ها پس از اتفاقات فیلم اصلی اتفاق می افتد، بازمی گردد. Willow گروهی از قهرمانان نامناسب را در یک ماموریت نجات خطرناک در دنیایی فراتر از وحشیانه ترین تصوراتشان رهبری می کند.
وقتی دخترش اِما کشته میشود، پلیس کریون متوجه میشود که او در گروهی از فعالان GAIA بود که مشغول افشای تأسیسات ذخیرهسازی زبالههای هستهای Northmoor برای فعالیتهای غیرقانونی بودند.
این سریال که ادامه سریال The Whith Queen را روایت میکند انگلستانی را نشان می دهد که با ازدواج الیزابت از یورک و شاه هنری هفتم متحد شده است، ولی شکاف شخصی و سیاسی بین آنها عمیق می شود و خشم بین آن دو، اتحاد انگلیس را بار دیگر تهدید می کند. این مینی سریال، داستانی از قدرت، خانواده، عشق، خیانت و مرگ را روایت می کند که تصویری از یکی از پر سر و صداترین دوران تاریخی منحصر به فرد انگلیس از نقطه نظر زنان است که برای تاج و تخت انگلیس مبارزه می کردند.
آتلانتا، سال 1873. یک روز دیگر شروع می شد (در واقع تشییع جنازه ملانی می باشد)، و اسکارلت مصمم است که رت (کسی که وقت و هزینه زیادی با «بل واتلینگ» صرف کرده است) را باز پس بگیرد. نخست، او به تارا می رود و در تارا با «سو الن» مرافعه می کند. سپس او را به چارلستون می رود، خودش را به مادر و دوستان رت معرفی می کند. اما وقتی او در یک موقعیت به خطر می افتد...
یک داستان حماسی در مورد شجاعت، حرص و طمع ، خیانت، انتقام، وفاداری، قدرت است که خوب و یا بد بودن قهرمان داستان را مشخص می کند. داستان سریال در مورد نبردهای قهرمانی به نام بیوولف میباشد که بر هیولایی به نام گرندل و پس از آن مادر گرندل پیروز میشود...