سالها بعد، در مزرعهای که وضعیت دامداری آن رو به وخامت است، زنی به پیامدهای نگرانکننده فناوری جدید همسرش در زمینه پرورش و اصلاح نژاد دامها پی میبرد.
در شب سال نوی میلادی ۱۹۹۹، مینی تصادفاً به بطری تکیلایی دست مییابد که خاصیت سفر در زمان دارد. با نوشیدن هر شات از این تکیلا، او به لحظهٔ آغاز همان شب بازمیگردد. بنابراین، او به اندازه تعداد شاتهای موجود در بطری، فرصت دارد تا مسیر وقایع هزارهٔ خود را دگرگون سازد.
در سال 1666 ، یک شهر استعماری گرفتار شکار جادوگری می شودکه برای قرن های بعدی عواقب مرگباری به همراه دارد، نوجوانان در سال 1994 سعی می کنند تا دیر نشده به نفرین شهرشان پایان دهند...
چارلز ، معلم زبان انگلیسی دبیرستان ، و دانش آموزش رومی شروع به ثبت همکاری بین جوانان مبتلا به اوتیسم و بیماران مبتلا به زوال عقل می کنند و باعث می شوند چارلز به گذشته خود بیفتد و با خطاهای دوران جوانی خود مقابله کند...
داستان پدری که دچار ضربه روحی شدیدی می شود، تصمیم او برای آپلود هوشیاری اش و تأثیری که این موضوع بر دخترش دارد این مسئله رو ایجاد می کند که تکنولوژی همیشه آن چیزی نیست که به نظر می رسد، و او دخترش را با یک انتخاب غیرممکن ترک می کند...
دو زن جوان از درمانهای سلامتی برای درمان بیماریهای کشنده دفاع میکنند و زندگی خود را از هم باز میکنند، زیرا ندانسته - و آگاهانه - دنیا را گمراه میکنند.
یک دانشجو در سنترال پارک هدف گلوله قرار گرفت. این تحقیقات مجموعه ای از آتش سوزی های مرموز در سطح شهر، صحنه موسیقی مرکز شهر و یک خانواده املاک و مستغلات ثروتمند در بالای شهر را به هم مرتبط می کند که تحت فشار رازهای بسیاری که نگه می دارند، به هم می خورند.
داستان سریال حول خانواده ای به نام روی متمرکز گشته است که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی بوده و با وجود داشتن قدرت و ثروت فراوان عملکرد به شدت ناکارآمدی دارند. لوگان روی که فردی پا به سن گذاشته و بزرگتر خاندان می باشد ریاست این تجارت خانوادگی را بر عهده داشته و بنا دارد تا پس از خود اداره امور را به پسر بزرگترش کندال که هم اکنون نیز ریاست بخشی از شرکت را عهده دار است واگذار نماید. این در حالیست که برادر کوچکتر صریح و دوست داشتنی کندال به نام روم که هنوز در هیات مدیر حضور دارد دیگر در شرکت کار نکرده و شیو تنها دختر خانواده نیز به دنبال ساخت آینده ی برای خود در دنیای سیاست می باشد.
داستان دکتر ویلیام مسترز (با بازی مایکل شین) و ویرجینیا جانسون (با بازی لیزی کاپلن) را روایت میکند که دو پژوهشگر پیشگام در زمینه جنسیتشناسی انسان در دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، میزوری بودند.
داستان ماجراهای اولیه رابرت لنگدن، نمادشناس مشهور هاروارد که با ربوده شدن یکی از دوستانش، خود را درگیر مجموعهای از معماهای مرگبار خواهد کرد تا راز ناپدید شدن دوست خود را کشف کند. در این میان سازمان سیا، رابرت را مجبور به حضور در یک گروه ویژه خواهد کرد که پس از مدتی منجر به فاش شدن یک توطئه وحشتناک توسط وی می شود.
یک معلم، پیچیدگی ها و عواقب یک رابطه سودجویانه میان یک معلم جوان در یک دبیرستان تکزاس به نام کلیر ویلسن و یکی از دانشآموزانش به نام اریک واکر را میسنجد.