شهر بریتانی برای دریافت کمک مالی دولتی، با پذیرش پناهندگان اوکراینی موافقت کرد، اما به جای اوکراینیها، مهاجران سوری وارد شهر شدند و این موضوع باعث بروز درگیریهایی شد.
خانوادهی فرال (Feral) تصمیم میگیرند که هنگام نقل مکان به خانهای در محلهای جدید، رفتاری عادی و دوستانه از خود نشان دهند و مانند دیگران باشند. فیلیمن، پسر این خانواده، با کامیلا، همسایهی جدیدشان، رابطهی صمیمانهای برقرار میکند. اما هرچه این رابطه نزدیکتر میشود، میل او به خون بیشتر شده و کمکم دیگر قادر به پنهان کردن ماهیت واقعی و متفاوت خود نیست.
آنائیس، زن 30 سالهای را دنبال میکند که معشوقهای دارد که فکر نمیکند دیگر دوستش داشته باشد. او با دنیل آشنا می شود که بلافاصله عاشق او می شود، اما دنیل با امیلی زندگی می کند که آنائیس نیز عاشق او می شود...
ماریون و بن در Tinder با هم آشنا می شوند و شباهت زیادی با هم ندارند. با این حال آنها با وجود توصیه های اطرافیان همچنان تصمیم می گیرند با هم به تعطیلات بروند...
داستان فیلم روایتگر قصه زنی به نام "ناتالی" (ایزابل هوپر) است. "ناتالی" در دبیرستانی در پاریس فلسفه درس میدهد.او عاشق شغلش است، صاحب دو فرزند است و وقتش را بین خانودهاش، دانشآموزان سابقش و مادرش که بیش از حد خواهان توجه است، تقسیم کرده. یک روز، شوهر ناتالی اعلام میکند قصد جدایی دارد و میخواهد با زن دیگری زندگی کند. بعد از این، ناتالی میماند و تصمیم تازهای که باید برای ادامه زندگی بگیرد و ..
سوفی دختر بچهای کنجکاو و ماجراجو است. او با پدر و مادرش به آمریکا سفر میکند ولی یک سال بعد به همراه نامادری نامهربانش به فرانسه برمیگردد. سوفی تلاش میکند تا با کمک دوستانش از دست نامادری خود فرار کند، فیلم مصیبتهای سوفی (با ایفای نقش گلشیـفته فراهانی) با اقتباس از رمانی به همین نام، نوشته کنتس دُ سگور (Comtesse de Ségur) نویسنده فرانسوی روس تبار ساخته شده است.
"سم" یک فرده بیکار و در تلاش برای نگهداری خواهرش می باشد ، تقریبا همه چیزخوب پیش می رود تا اینکه ورود یک زن و شوهر به خانه آن ها همه چیز را تغییر می دهد ...
بریژیت و خاویر زوجی هستند که به عنوان دامدار در نرماندی کار می کنند. با این حال، زمانی که بریژیت عاشق استن، همسایه جذاب فرانسوی خود می شود و در پاریس به دیدار او می رود، همه چیز تغییر غیرمنتظره ای پیدا می کند....
فردریک دچار سانحه ی شدید رانندگی می شود. وقتی پائول این خبر را می شنود، خاطرات روزهای آشنایی و دوستی اش با او را مرور می کند. پائول توسط دوستی مشترک به فردریک معرفی می شود…