محمود میخواهد در جامعه سوئد پذیرفته شود. او برای این کار، نامش را تغییر میدهد، یک ماشین ولوو میخرد، لنز آبی میزند و با یک زن سوئدی ازدواج میکند...
درست در زمان های مربوط به تغییرات اجتماعی ، جایی که جنگ و فقر بی داد میکرد ، ماریا که دختری سخت کوش بود برنده که دوربین عکاسی میشود . تصمیم اینکه این دوربین را نگه دارد ، زندگیش را تغییر میدهد ...
سه خواهر با هم در یک دهکده کوچک بزرگ شده اند اما خواهر کوچکتر در سنین پایین خانه را ترک کرد و به شهر بزرگ نقل مکان کرد. بعداً، او برای جشن تولد پدرشان برمیگردد و درگیریهای قدیمی و فراموششده دوباره آشکار میشوند...
پیتر و پترا دو کودک کوچک هستند که بزرگتر از دو عروسک کوچک نیستند. آنها متعلق به مردم کوچک هستند، اما مادر و پدرشان نیز فکر می کنند که مردم کوچک باید خواندن و نوشتن را بیاموزند...
فیلم «مرز» به کارگردانی علی عباسی، که بر اساس داستان کوتاهی از جان لینکویست نویسنده سوئدی ساخته شده، داستان یک زن پلیس را روایت میکند که از شامهای قوی برخوردار است و میتواند بر تکیه بر این حس خلافکاران را رهگیری کند. زندگی او و زندگی یکی از خلافکارانی که قصد دارد از مرز عبور کند، با این حس بویایی متحول میشود و سرنوشت او را به مسیر دیگری میاندازد.
دو نیمه ی جسد، که یکی از آنها متعلق به یک سیاستمدار زنِ سوئدی است، روی پل "اُرساند"، که دانمارک و سوئد را به هم وصل میکند پیدا میشود. با پیدا شدن این دو جسد، دو بازرس یکی از دانمارک و یکی از سوئد با یکدیگر همکاری میکنند، "کوپنهاگن" دانمارک و اداره ی تجسس جرائم "مالمو" از سوئد دخیل هستند. این جسد از کمر به دو قسمت تقسیم شده، و دقیقاً روی مرز بین دو کشور روی این پل قرار گرفته است، بنابراین پلیس هر دو کشور درگیر این پرونده قتل هستند. بعد از تحقیقات و آزمایشات بیشتر، مشخص میشود که این یک جسد، متشکل از دو جسد جدا است و نیمی از آن مربوط به یک زن دانمارکی است. از سوئد "ساگا نورن" و از دانمارک "مارتین راد" روی این پرونده کار میکنند. این دو بازرس به دنبال پیدا کردن قاتل این قربانیان هستند...