بعد از جنگ جهانی دوم، جو گری، یک کهنه سرباز جنگی و عضو سابق مافیا، تصمیم میگیرد زندگی سالمی داشته باشد. اما این تصمیم باعث ناراحتی عمویش میشود که رئیس مافیای نیویورک است. عمو از این میترسد که جو پیش از حضور در دادگاه بزرگ، علیه او و سازمانش شهادت دهد.
کنستانس استرانگ (آدل مارا) برای رقابت بین یک خط راه آهن، یک قایق بخار و یک کالسکه برای یک قرارداد پستی سودآور، به جزیره راک می رسد. کنستانس با رید لومیس (فارست تاکر)، رئیس خط راه آهن دوست می شود، اما با کربی مورو (بروس کابوت)، صاحب ریل نامزد می کند...
سواره نظامی به نام "جان درام" در تلاش است که " ویت لیسی" قانون شکن را تعقیب کند، اما متوجه می شود که برای مبارزه با یک حزب جنگی باید نیروهای خود را به هم پیوند دهد...
در سال 1871،قماربازی حرفه ای به نام "جان دولین" با معشوق خود "ساندرا پولی"،دختر "مارکو پولی" مهاجری که خود را به یکی از بزرگان صنعت راه آهن تبدیل کرده فرار می کند."سندی" که می داند راه آهن تا داکوتا گسترش خواهد یافت،تصمیم می گیرد از بیست هزار دلار خود استفاده کرده و پس از خرید زمین آنها را برای ساخت ریل با سود بیشتری به فروش برساند اما...
"دوک" عاشق "فلاکسون" می شود.او پولهایش را به قماربازی به نام "تیتو" باخته،به خانه بازگشته و قمار کردن را یاد گرفته و سپس باز می گردد.پس از بدست آوردن پول او به همراه "فلاکسون" کلوپ خود را راه اندازی می کند اما...
فلگ، یک کلاهبردار شناخته شده، سیلزدگان را به مزرعه گان اسموک منتقل میکند. سه تفنگدار تلاش میکنند به آنها هشدار دهند، اما سیلزدگان هشدار را نادیده میگیرند و زمین را آباد میکنند. در نهایت، آنها متوجه میشوند که زمین برای ساخت سد، مصادره شده است.
بارون گاو تگزاس، استایلز، ده سال قبل والدین جان کلیبورن را کشت. کلیبورن که اکنون یک وکیل است، به طور قانونی تلاش می کند تا انحصار آب و عملیات خِش خِش استایلز را از بین ببرد...