ملیسا می فهمد که شوهر جدیدش ، کوین ، یک لاس زن است و هیچ جاه طلبی ندارد. این دو در حالی که کوین تا زمان نهایی شدن طلاق در خانه می ماند ، هم اتاقی می شوند ، اما وقتی جسد مرد پیدا می شود ، همه چشم ها به ملیسا دوخته می شوند...
چهار نفر خود را روی یک تخت عتیقه خالی از سکنه میبینند که ترک کردن آن به معنای تحمل یک مرگ وحشتناک است. آنها که دچار توهمات ترسناک شده اند، قبل از اینکه در نهایت یکی یکی از بین بروند، باید اسرار تخت را کشف کنند...