سامانتا ویلوز، یک دانشجوی سال اول کالج، به نظر می رسد که یک سوسیالیستی بدهد. بدون اینکه سام بداند، با تعهد قبلی انتقام از کسانی که به او ظلم کرده اند، تسخیر شده است.
سام، یک دانشجوی دانشگاه در یک شهر کوچک شمال غربی، با اکراه به همراه هم اتاقی هایش در یک مسابقه شرکت می کند که ببیند کدام یک می تواند با زیباترین دختران دانشگاه بیشترین رابطه را برقرار کند. اما وقتی مردان به تدریج در شهر ناپدید می شوند، او و دوستانش متوجه می شوند که وقتی بحث به زنان زیبا می رسد، این چیزی است که درون آنهاست که واقعاً مهم است...
یک زن روان پریشان به زادگاهش بازمی گردد تا متوجه شود چه کسی دوست دوران کودکی اش را سال ها قبل کشته است. ورود او مصادف است با یک سری قتل هایی که نشانه های مشابهی با پرونده حل نشده مرگ دوستش دارد و...