فرماندار تايرو به خاطر مخالفتش با فساد فئودالى بر كنار و تبعيد میشود . همسرش ، « تاماكى » ( تاناكا ) ، پسرش ، « زوشيو » ( هاناياگى ) و دخترش ، « آنجو » ( كاگاوا ) را كه عازم ملحق شدن به او در تبعيدگاه هستند ، به زور به بردگى میگيرند ……
"آیاکو" برای پرداخت بدهی پدر خود با رئیسش "آقای آسای" رابطه پنهانی برقرار می کند. او همچنین برای برادرش پول می فرستد تا شهریه دانشگاه خود را بپردازد، اما پدرش مانع اینکار او می شود. او "آقای فوجینو" را فریب می دهد تا پولهایش را به او بدهد تا با دوست پسرش ازدواج کند اما...
گیشایی به نام “میوهارو” می پذیرد تا به “ایکو” شانزده ساله که مادر مرحومش نیز یک گیشا بوده آموزش دهد.پس از یک سال آموزش آنها باید پیش از آغاز کار “ایکو” مقدار زیادی پول بدست آورند.”میوهارو” پول را از “اوکیمی” قرض گرفته و مشخص می شود او نیز از تاجری به نام “کوسودا” پول را بدست آورده …
چین قرن هجدم. امپراطور، عزادار همسر خود است. خانواده "ینگ" می خواهند همسری به امپراطور معرفی کنند تا بدینوسیله نفوذ خود بر دربار را بیشتر کنند. "ژنرال آن لوشان" یکی از اقوام دور خود را که در آشپزخانه کار می کند را برای معرفی به امپراطور آماده می کنند. امپراطور عاشق او می شود و...
قرن هفدهم،ژاپن."اوسان" با "ایشون" طومار سازی ثروتمند ازدواج کرده است.وقتی "اوسان" به اشتباه متهم به داشتن رابطه با بهترین کارگرشان "موهی" می شود؛آن دو به شهر فرار می کنند."ایشون" به مردان خود دستور می دهد آنها را پیدا کرده و از هم جدا کنند...
ژاپن قرن شانزدهم . "گنجورو"و "توبئى" كوزهگران روستايى در رؤياى ثروت و آسايش عازم بازار شهر بزرگ مى شوند . "گنجورو" مفتون « بانو واكاسا » ( كيو ) ى ثروتمند مى شود و زنش ، "مياگى" را از ياد مى برد ، در حالى كه « واكاسا » شبحى بيش نيست...
زنی پنجاه ساله که دیگر نمیتواند مردان را جذب کند به زندگی غم انگیز خود نگاهی می اندازد. زمانی که "اوهارو" در دربار امپراطوری قرار داشت عاشق مردی پائینتر از سطح خود می شود. رابطه آنها آشکار شده و "اوهارو" با همراه خانواده اش تبعید می شوند. برای او اتفاقات بعدی زندگی همراه با تحقیر به ارمغان می آورند...
"لرد آسانو" پیشنهاد رشوه یکی از اعضای دادگاه شوگان را رد می کند.صداقت او در برابر فساد حکومت کارساز نبوده و او مجبور به خودکشی می شود.همراهان سامورائی او ناپدید شده و رهبر آنها "اویچی" به همراه گروه "رونین" نقشه انتقام استادشان را طراحی می کنند...
توکیو سال 1888."کیکونوسوکه اونوا"،پسرخوانده یک بازیگر مهم متوجه می شود حرفه بازیگری او به خاطر پدرش مورد ستایش قرار می گیرد.تنها شخصی که درباره بازی او صادقانه صحبت می کند "اوتوکو" پرستار خانواده است.او اخراج شده و "کیکونوسوکه" به خاطر شایعات از دیدن او منع می شود....
"اومکشی" گیشایی که در منطقه ای از کیوتو زندگی می کند،پس از اینکه معشوقش "فوروساوا" همسرش را ترک کرده و ورشکست می شود،خود را موظف می داند با او بماند.اما خواهر کوچکتر او "اوموچا" اعتقاد دارد او وقت و هزینه خود را روی یک بازنده تلف می کند.او نقشه ای مختلفی برای رهایی خواهرش در سر دارد...