زنی از دست مردی خطرناک فرار میکند اما کسی او را باور نمیکند. اکنون، مرد دوباره به سراغ او آمده و وی را به مکانی دورافتاده میکشاند که از دسترس همه خارج است.
کلر و جیمز ازدواج کرده اند و در یک گردهمایی مجدد در دانشکده پزشکی شرکت می کنند. در آنجا دوباره با مورگان که قبلاً در کلاس آنها بود ارتباط برقرار می کنند. مورگان نسبت به جیمز وسواس دارد و او را برای خودش می خواهد. او سعی می کند زندگی کلر را زیر و رو کند.
گریس کوک، سرآشپز برتر، به دلیل استفاده از روش های علمی و نوآورانه در آشپزی، مورد انتقاد قرار گرفت. او در تعطیلات کریسمس به خانه رفت و با مسافری به نام آشر سنت جیمز آشنا شد. آشر به او کمک کرد تا به سنت ها و ریشه های خود بازگردد و در نتیجه، دیدگاه خود را نسبت به آشپزی تغییر داد.
لیا، صاحب یک فروشگاه محصولات ارگانیک، و جوناس، سرآشپز مشهور، برای پیشرفت در کارشان، مجبور به همکاری میشوند. آنها از تاثیر این همکاری بر روابط شخصیشان بیخبرند و باید بر غرورشان غلبه کنند تا بتوانند با هم کار کنند.
مولی باخمن، نویسنده جوان پرفروش، آپارتمان رویاهای خود را در شهر می خرد. همزمان که او در خانه مستقر می شود و آماده شروع کار بر روی رمان بعدی اش است، صداهای عجیب و برآمدگی های شبانه همراه با احساس تماشا و تعقیب شدن او را نگران می کند...
این فیلم داستان مادری را دنبال میکند که به PTA (انجمن اولیا و مربیان) ملحق میشود، به امید اینکه در مدرسه راهنمایی جدید دخترش مشارکت بیشتری داشته باشد، اما او متوجه میشود که این مدرسه توسط یک مادر تشنه قدرت با تمایل به خنجر زدن از پشت اداره میشود ...
این فیلم کندرا را دنبال میکند که نزدیک است با مرد جوانتری رابطه داشته باشد، وقتی معشوقهاش میمیرد، شروع به شک کردن میکند که همسرش با مرگ اریک ارتباطی داشته است، اما معلوم میشود که او تنها معشوقه مرد جوان نبوده است...