الجزایر ، 1997. تروریست هایی که خواهان دولت اسلامی و کهن هستند در همه جا هستند. زنان مظلوم واقع شده اند.دانشجوی جوان علاقه زیادی به انجام یک نمایش مد دارد.
در مستغانم الجزایر، پناهجویانی به نام «حراگا» در تلاش برای عبورهای غیرقانونی هستند. رشید، ناصر و ایمن به مهاجران آفریقایی و عرب ملحق میشوند و به حسن پول میدهند تا آنها را از طریق آبهای خطرناک به اسپانیا ببرد.
یک «سرهنگ اصلاحشده» چند دهه پس از پیروزی در مبارزات استقلال الجزایر از فرانسه، در پاریس پیدا شد. ستوان گالوا به تحقیقات این قتل اختصاص دارد. او دفتر خاطرات ستوان گای روسی را دریافت می کند که در سال 1956 در الجزایر زیر نظر سرهنگ خدمت می کرد و از سال 1957 مفقود شده است.
دریس و مانوئل دو دوست از دوران کودکی هستند که در نهایت مسیرهای متفاوتی را پیش میگیرند. مانوئل تصمیم میگیرد زندگی خلافکاری را بپذیرد ، در حالی که دریس بدل به یک پلیس میشود. اما هنگامی که بزرگترین معاملهی مانوئل به شکل عجیبی بد پیش میرود، این دوستان بار دیگر با یکدیگر ملاقات میکنند و به این نتیجه میرسند که برای بقا در دنیایشان به یکدیگر نیاز دارند و…