"دمپسی را"، گاوچرانی بی هدف، در کنار زنی سختکوش مشغول بکار می شود. او به یک دستیار جدید و قوی نیاز دارد و همه تلاش خود را می کند تا "را" اینکار را بر عهده بگیرد اما...
یک مربی با یک گذشته نامعلوم سوار بر قطار وارد شهر کوچکی می شود پس از طی ماجراهایی مربیگری تیم بسکتبال دبیرستان شهر به عهده میگیرد و آنها را تبدیل به یک مدعی برای قهرمانی می کند...
در سال 1880،چهار مرد که با هم سفر می کنند وارد شهر "سیلورادو" می شوند.آنها که به همراه هم خطرات زیادی را پشت سر گذاشته اند،با تبهکاران شهر جنگیده و در نهایت آرامش و ثبات را به شهر باز می گردانند...
«جوزي ويلز» (ايست وود)، مزرعه دار اهل ميزوري، براي گرفتن انتقام از بين رفتن خانه و خانواده اش به دست سربازان شمالي طي جنگ هاي داخلي امريکا، به نيروهاي جنوبي ملحق مي شود و پس از سال ها نبرد حاضر نمي شود به «تريل» (مکيني)، مردي که مسبب نابودي خانواده اش شده بود، تسليم شود...
داستان مردی که مورد اصابت گلوله قرار گرفت، دزدیده شد و به زندان افتاد که برای ربودن محموله بزرگ طلا از مردی که به او ظلم کرده بود، برمی گردد. طلا در یک واگن زرهی به نام واگن جنگی حمل می شود.
کلانتر شهری کوچک و مرزی پسر مالک بزرگی را به جرم قتل بازداشت می کند، او مجبور است تا رسیدن سواره نظام متهم را در کلانتری شهر زندانی کند اما برادر و افراد مالک قصد دارند متهم را فراری دهند و به این منظور به شهر می آیند...
"وینا" زنی با اراده خارج از شهر اقدام به تاسیس یک سالون می کند.اما وقتی به یکی از اعضای زخمی گروههای تبهکار شهر کمک می کند متهم به قتل و سرقت از بانک می شود...
پس از مراسم ازدواج ویل کین کلانتر شهر هادلی ویل، هنگامی که به قصد ایجاد زندگی جدیدی همراه زن زیبایش خیال ترک شهر را در سر دارد، خبردار میشود که فرانک میلر تبهکاری که چند سال پیش به زندان فرستاده با قطار نیمروز و به قصد انتقام از او به آن شهر خواهد آمد. دوستانش می کوشند تا وی را ترغیب به ترک شهر نمایند، اما او فرار را چاره کار نمی داند و تصمیم می گیرد تا با آن فرد و هم دستانش مواجه شود و…