افسر پلیس "جیم ویلسون" پس از رفتار خشونت آمیز با مظنونین به شمال فرستاده میشود تا پرونده قتل دختر جوانی را حل کند. او به "مری" خواهر مضنون اصلی پرونده علاقه مند میشود و ...
فیلم داستان "کلود"،مردی جوان که از اوکلوهاما به نیویورک می رود را روایت می کند.او با گروهی از هیپی ها که توسط "برگر" رهبری می شوند دوست شده و عاشق "شیلا" دختری از خانواده ای ثروتمند می شود.اما خوشبختی آنها دوام زیادی ندارد چون او مجبور می شود به جنگ ویتنام برود...
هامبورگ. یک مهاجر امریکایی به نام «تام ریپلی» (هاپر) به هنگام فروش نقاشی های جعلی «دروات» (ری)، با قاب سازی به نام «جاناتان زیمرمان» (گانتس) آشنا می شود. «ریپلی» که می داند «جاناتان» به سرطان خون مبتلاست، او را به «رائول مینو» (بلن) معرفی می کند. که به دنبال یک آدمکش غیرحرفه ای است.
"اندرو مورتون" وکیلی است که از محله ای فقرنشین به این مرحله رسیده است."نیک رومانو" موکل او جرایم زیادی را در پرونده خود دارد.پس از اینکه او دستمزد خود را از قمار از دست می دهد،همسر باردارش دست به خودکشی می زند و...
"توماس فرل" وکیلی است که موفقیت خود را به دفاع از اشخاص فاسد بدست آورده. او هیچگاه اعتقادی به شکست از حرفه اش ندارد تا اینکه با رقاصی به نام "ویکی" آشنا می شود و...
در شما آفریقا، سرگرد "دیوید برند" مسئول تدارک حمله کماندوهای بریتانیایی به منطقه تحت اشغال آلمان می شود تا اطلاعاتی در مورد پایگاههای نازیها بدست آورند. دست راست او "کاپیتان جیمی لت" است که به خوبی عربی صحبت کرده و منطقه را می شناسد. اما او متوجه می شود که "لت" و همسر زیبایش پیش از جنگ با هم رابطه داشته و...
"اد آوری" معلم و همسری خوب دچار بیماری نادری است.او در بیمارستان بستری شده و طبق نظر پزشکان تنها چند ماه فرصت زندگی دارد.او می پذیرد در یک درمان آزمایشی شرکت کند.او به طور معجزه آسایی بهبود یافته و به خانه نزد همسر و پسرش بازمی گردد.اما این درمان معجزه آسا تبدیل به کابوسی وحشتناک می شود...
« جيم » ( دين )، پسر جوان خانواده اى است كه در آن مادر ( دوران ) تسلط عجيبى بر پدر ( باكوس ) دارد. به همين دليل « جيم » با اين دو رابطه ى چندانى ندارد. او در دبيرستان جلب « جودى » ( وود )، دخترى مى شود كه از بى محبتى هاى پدرش رنج مى برد...
مردی به اشتباه به عنوان سارق قطار شناخته می شود. پس از اینکه کلانتر شهر به پسری که در کنار او سواری می کند شلیک کرده و او را به قتل می رساند، "داو" بیگناهی خود را ثابت کرده و به عنوان کلانتر جدید انتخاب می شود...
"وینا" زنی با اراده خارج از شهر اقدام به تاسیس یک سالون می کند.اما وقتی به یکی از اعضای زخمی گروههای تبهکار شهر کمک می کند متهم به قتل و سرقت از بانک می شود...
« جف مکلود » ( میچم ) قهرمان پیشین مسابقات رودئو با « وس مریت » ( کندى ) و همسرش ، « لوییز » ( هیوارد ) که زندگى آرامى دارند آشنا مىشود . « وس » که علاقه ى زیادى به رودئو دارد از « جف » مىخواهد تا فنون کار را به او بیاموزد ؛ اما با مخالفت همسرش روبه رو مىشود …