"من کاکاسیاه تو نیستم" بر اساس نسخه خطی ناتمام کتاب (این خانه را به یاد داشته باشید) جیمز بالدوین ساخته شده است. راوی این فیلم مستند ساموئل ال. جکسون است. فیلم در مورد تاریخ نژادپرستی در آمریکا است. داستان فیلم شکل گرفته از خاطرات جیمز بالدوین از رهبران حقوق شهروندی، مالکوم ایکس، مارتین لوتر کینگ جونیور و مدگار اورس میباشد.
"جف داوسون" و شریکش "داچ پترسون" همه پس انداز خود را بر روی قرارداری برای کشف نفت سرمایه گذاری میکنند.اما وقتی راهزنان دکل چاه نفت را به دینامیت منفجر کرده و آنها را بی پول رها می کنند،رویای آنها نابود می شود.در این وضعیت آنها می پذیرند محموله نیتروگیلیسرین را در ازای هشتاد هزار دلار منتقل کنند اما...
در کانال انگلیس، "جان سندس" کاپیتان یک کشتی نجات کوچک، بارکش "مری دیر" را در حالیکه دچار حادثه شده پیدا می کند.با اینکه به نظر می رسد آتش کوچکی بر روی کشتی شعله ور است، همه خدمه آنرا ترک کرده اند و...
سرگرد "تام تورن" چهار مرد را برای دریافت مدال افتخار معرفی می کند. او دستور پیدا می کند با آنها به کوردورا بازگردد. در این مسیر او فرصت آنرا بدست می آورد که اثبات کند یک ترسو نیست...
دکتری که زندگی تبهکاری را از دستان مردی که تلاش می کرد او را دار بزند نجات می دهد.اما وقتی متوجه می شود او می تواند رازش را فاش کند،تصمیم می گیرد زندگی اش را کنترل کند...
"آرین" (هپبرن) دختر جوانی است که با پدر کارآگاهش (شوالیه) زندگی میکند و درباره پروندههای او بسیار کنجکاو است. کنجکاوی درباره پرونده مرد ثروتمند و زنبارهای بهنام "فرانک فلاناگان" (کوثر) باعث درگیری عاطفی "آرین" با این مرد میشود...
سال ۱۸۶۲. آرامش خانواده “جس بردول” (کوپر) که از پیروان فرقه مذهبی کویکر است، با گسترش آتش جنگهای داخلی به ایندیاای جنوبی، در هم میریزد. یک افسر شمالی از مردان جوان میخواهد که به ارتش بپیوندند، سلاح بردارند، و با جنوبیها بجنگند. حالا، “جاش بردول” جوان (پرکینز) هرچند که به جنگیدن اعتمادی ندارد، اما به شجاعت خودش شک میکند. خبر میرسد که مهاجمان “مورگان” در راه هستند، و “جاش” تصمیم میگیرد به گارد محلی بپیوندد …
انقلاب مکزیک، سال ۱۸۶۶. “بنجامین ترین” (کوپر)، سرگرد سابق ارتش جنوب، و “جو ارین” (لنکستر)، یک یاغی همیشه خندان، از آمریکا به مکزیک میروند تا برای هر کسی که بیشتر پول بدهد، بجنگند وسترنی هیجان انگیز و چند لایه ای که نمونه ای برای فیلمنامه نویسی کلاسیک در تاریخ سینما نیز به شمار می آید.وجه جذاب روایتی اثر در کنار بازی زوج کوپر و لنکستر برجسته تر مینماید. فیلم را کمپانی فیلمسازی خود لنکستر با بودجه ۷/۱ میلیون دلاری تهیه میکند و در نخستین نمایش جهانی بیش از ۱۱ میلیون دلار فروش میکند. آلدریچ، استاد خشونت در سینمای آن دوره، اینجا به اندازه کافی قابلیتهای خود را نشان میدهد
پس از مراسم ازدواج ویل کین کلانتر شهر هادلی ویل، هنگامی که به قصد ایجاد زندگی جدیدی همراه زن زیبایش خیال ترک شهر را در سر دارد، خبردار میشود که فرانک میلر تبهکاری که چند سال پیش به زندان فرستاده با قطار نیمروز و به قصد انتقام از او به آن شهر خواهد آمد. دوستانش می کوشند تا وی را ترغیب به ترک شهر نمایند، اما او فرار را چاره کار نمی داند و تصمیم می گیرد تا با آن فرد و هم دستانش مواجه شود و…
در سال 1763،جنایتکاری به نام "ابی میلز" محکوم به بردگی در آمریکا می شود.در ویرجینیا،"کاپیتان هولدن" او را می خرد تا آزادش کند اما تبهکاری به نام "گرت" نقشه او را بر هم زده و "ابی" را مجبور می کند به مهمانخانه "دیو بون" برود."گرت" به قیام سرخپوستان دامن می زند تا انحصار تجارت خز را بدست آورد...