مهندس “استوارت گراف” زندگی ناخوشایندی با همسرش، “رِمی” دارد، اما از کار کردن با پدر او، “سام رویس” لذت میبرد. در انستیتوی زلزله شناسی شهر، “دکتر استاکل” از گوش دادن به حرف دستیارش، “راسل” که وقوع زمین لرزه بزرگی را در چهل و هشت ساعت آینده پیش بینی کرده، طفره میرود. اما با لرزشی دیگر و بالا آمدن آب سد، با شهردار مشورت میکند ولی او نیز از انجام هرگونه اقدام احتیاطی خودداری میکند. زمین لرزه وسیعی رخ میدهد و ویرانی بسیار به بار میاورد و حالا “گراف” برای نجات “رویس” و کارکنانش اعزام میشود…
جورجیا سولووی، ترانهسرای پاپ، مردی است که با وجود موفقیت در کار، در روابط عاطفی ناکام است. او زندگی بیبندوباری دارد و به جای ایجاد ارتباط عمیق با دیگران، ترجیح میدهد به طور سطحی با افراد مختلفی در ارتباط باشد.
راکی سالیوان، خلافکار معروفی که سال ها زندانی کشیده، بعد از آزادی، به دنبال طلبش می رود در حالیکه دوست قدیمی اش جری، که اکنون کشیش درستکاری شده، می خواهد با تشکیلات فاسد جامعه مبارزه کند که به ناچار، راکی هم یکی از آنهاست...
"پسران بن بست" خود را در محله ای فقرنشین که توسط آپارتمانهای افراد ثروتمند احاطه شده معرفی می کنند."دیو" معماریست که بین "درینا" زنی زیبا اما فقیر و "کای" معشوقه یک مرد ثروتمند گرفتار شده است."مارتین" تبهکاریست که به محله قدیمی خود بازگشته و متوجه می شود هیچکس از دیدن او خوشحال نیست و...