وانگ تیمِی که مادر سرپرست خانوار است، شغلش را از دست میدهد و به جای دیگری نقل مکان میکند. در آنجا با همسایهاش، شائویه، دوست میشود. شائویه در ظاهر فردی شاد و بشاش به نظر میرسد، اما در باطن از افسردگی رنج میبرد. در حالی که تیمِی با مشکلات ناشی از روابطش با همسر سابقش دست و پنجه نرم میکند، دوستی آنها عمیقتر و مستحکمتر میشود.
به عنوان سومین قسمت از سه گانه "جشن روز ملی" با مردم من، کشور من (2019) و مردم من، میهن من (2020)، کشور من، والدین من بر چهار خانواده چینی در چهار دوره مختلف تمرکز دارد...
یک تروریست که تخصص اش مواد منفجره است تونلی زیرزمینی را تحت اختیار خود می گیرد و تهدید می کند که اگر خواسته هایش را برآورده نکنند، گروگان ها را میکُشد...
داستان فیلم درباره یک محافظ بازنشسته است که در گوشه ای از جهان به استراحت می کند در آنجا با یک دختر آشنا می شود ولی جان دختر به خطر می افتد و محافظ باید دوباره مهارتهایش را به کار گیرد...
جزیرهی پرشور، جایی بود که افرادی با اهداف مختلف همدیگر را ملاقات میکردند و داستانهای رنگارنگی را به وجود میآوردند. سایمون و جوهانا سالها پیش ازدواجشان را به خاطر ارزشها و اهداف متفاوت در زندگی، پایان دادند...
ارتش آمریکا در جریان جنگ دوم چین و ژاپن (1945-1937) تنظیم شده و با پرواز بر فراز هیمالیا تجهیزات مورد نیاز چین را به چین می آورد. سپس یک داستان عاشقانه بین یک خلبان آمریکایی و یک دختر تبتی رخ می دهد که هنگام سقوط هواپیمای خود جان خود را نجات داد...
لویی کو 009 بازی می کند یا به معنای واقعی کلمه از تلفظ شنیداری آن ، Double-O Dog ترجمه شده است. او یکی از 12 محافظ ویژه سلطنتی شاهنشاه ساده لوح (لیو یویوی) است که این 12 نگهبان را به نام زودیاک چین نامگذاری کرده است. از این رو 9 نفر به سگ ترجمه شده اند...
پس از نبرد، جوگه لیانگ به سرزمین وو میرود و از فرمانروا سون چیان میخواهد تا با لیو بی متحد شود اما او میگوید که نیاز به تفکر بیشتری دارد. در این زمان جوگه لیانگ با جو یو، فرمانده ارتش و نایبالسلطنه کشور وو که سخت مشغول آموزش لشکر خود است آشنا میشود و درمییابد که او نیز موافق جنگ با سائو سائو است. سون چیان نیز سرانجام با اعلام حمایت خود از لیو بی با او متحد شده و کشور وو نیز وارد جنگ علیه سائو سائو میشود ...
پس از نبرد، جوگه لیانگ به سرزمین وو میرود و از فرمانروا سون چیان میخواهد تا با لیو بی متحد شود اما او میگوید که نیاز به تفکر بیشتری دارد. در این زمان جوگه لیانگ با جو یو، فرمانده ارتش و نایبالسلطنه کشور وو که سخت مشغول آموزش لشکر خود است آشنا میشود و درمییابد که او نیز موافق جنگ با سائو سائو است. سون چیان نیز سرانجام با اعلام حمایت خود از لیو بی با او متحد شده و کشور وو نیز وارد جنگ علیه سائو سائو میشود ...
سانگ یو از تلاش برای بیدار ماندن بسیار خسته شده است. هر وقت چشمانش را می بندد، یک شیطان در خواب تعقیبش می کند و او را می کشد. یک شب متوجه می شود که از قدرت خاصی برخوردار است: او می تواند گنجینه هایی از رویاهای خود را به واقعیت تبدیل کند. تقریبا...