مرگ : September 6, 1998 (age 88) در Setagaya, Tokyo, Japan
جوایز : 1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 66 جایزه و نامزد دریافت 21 جایزه دیگر.
آکیرا کوروساوا (به ژاپنی: 黒澤 明) (۱۹۱۰-۱۹۹۸) کارگردان، نویسنده و تهیهکننده ژاپنی بود. وی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین فیلمسازان تاریخ سینما شناخته میشود. وی در طول زندگی حرفهای ۵۷ سالهاش، ۳۰ فیلم ساخت.
آکیرا کوروساوا در ۲۳ مارس ۱۹۱۰ در حومه توکیو به دنیا آمد. او آخرین فرزند خانوادهای پرجمعیت بود، اما وقتی کوروساوا به جوانی رسید، بیشتر اعضای خانواده به زیر چنگال مرگ رفته بودند و خانواده کوچک شده بود. پدر کوروساوا مدیر دبیرستانی وابسته به ارتش ژاپن بود و با درایت و انضباطی سختگیرانه فرزندان خود را تربیت میکرد. پدر در عین حال به سینما علاقهمند بود و غالباً فرزندان خود را با خود به سینما میبرد.
در محله های فقیر نشین ژاپن ساکنان مختلفی زندگی خود را گذرانده و رویای داشتن زندگی بهتری را دارند.در میان آنها مردی است که به زن جوانی علاقه مند است اما با مخالفت خانواده او روبرو می شود...
مردم فقیر یک دهکده که مدام توسط راهزن ها مورد هجوم قرار می گیرند، از یک سامورایی درخواست کمک می کنند. او 6 سامورایی دیگر را جمع می کند و آن ها به مردم دهکده می آموزند که چطور از خودشان دفاع کنند و در ازای آن، مردم روزانه سه وعده غذایی مختصر به آن ها می دهند. فیلم زمانی به اوج خود می رسد که 40 راهزن به دهکده حمله می کنند و ...
ژاپن ، قرن یازدهم . یک هیزمشکن ( شیمورا ) ، یک راهب و یک مرد عامى ، از باران به خرابه هاى دروازه ى راشومون پناه میبرند و راهب داستان محاکمه اى را که شاهد بوده با سه روایت تعریف میکند …
یک کهنه سرباز ژاپنی که پس از جنگ دچار مشکلات روانی شده به جزیره پوشیده از برف کامدا سفر می کند، جائی که درگیر یک مثلث عشقی با بهترین دوست و زنی بدنام می شود...
"ایچیرو آیوئه" نقاشی جوان با بازیگری مشهور به نام "میاکو ساجیو" که برای گذراندن تعطیلات در کوهستان به سر می برد برخورد می کند.او "میاکو" را سوار کرده و بطور اتفاقی در یک مسافرخانه ساکن می شوند.یک روزنامه نگار این برخورد آنها را به یک دروغ بزرگ تبدیل می کند تا "میاکو" را تحقیر کند و...
"موروکامی" کارآگاه جوان دایره جنایی در اتوبوس مورد سرقت قرار گرفته و اسلحه خود را از دست می دهد.او که سرافکنده و خشمگین است تلاش می کند اسلحه اش را پیدا کند تا اینکه توسط کاراگاهی با تجربه و مسن با نام "ساتو" راهنمایی و کمک می شود...
یک جراح در حین عمل جراحی خود را زخمی کرده و مبتلا به بیماری سیفلیس می شود. زندگی پزشک نابود می شود اما برخلاف بیمارش او زندگی دیگران را با خود نابود نمی کند...
پس از نبردی با تبهکاران رقیب، یک گنگستر خرده پا توسط دکتری الکلی معالجه می شود. دکتر بیماری سل مرد را تشخیص داده و او را متقاعد می کند درمانش کند. آن دو از رابطه دوستانه خود لذت می برند تا اینکه رئیس سابق مرد از زندان آزاد می شود...
سه سارق بانک به نام های اجیما، نوجیری و تاکاسوگی، از دست پلیس فرار میکنند و به کوهستان پناه میبرند. در یک مسافرخانه در بالای کوهستان، اجیما. نوجیری با زنی جوان و پدرش، که کوهنورد است، برخورد میکنند...
"یوزو" و نامزدش "ماساکو" عصر یکشنبه را با هم گذرانده و تلاش می کند تنها با سی و پنج ین پول اوقات خوبی را سپری کنند.آنها ماجراجویهای کوچکی داشته و دید مثبت "ماساکو" ناامیدی و یاس "یوزو" را تغییر می دهد...
دختر یک استاد دانشگاه که از نظر سیاسی رسوا شده است تلاش می کند در ژاپن منتهی به جنگ جهانی دوم و وضعیت نابسمان آن،جایگاه خود در عشق و زندگی را پیدا کند...