دعوتنامه تصادفی یک نوجوان هلندی برای یک مهمانی در فیسبوک، که با الهام از فیلم "پروژه ایکس" به صورت عمومی منتشر شده بود، به سرعت فراگیر شد. این دعوتنامه با استقبال گستردهای مواجه شد و هزاران نفر آمادگی خود را برای شرکت اعلام کردند. با وجود هشدارهای قبلی، مسئولین توجهی به آنها نکردند. در نهایت، به دلیل عدم برنامهریزی برای سرگرمی، تجمعکنندگان در شهر هارن به شورش روی آوردند.
کارلوس منسیا در برنامه کمدی جدیدش، با انرژی و شوخطبعی خاص خود، مطالب هوشمندانه و تندی را درباره مسائل اجتماعی و تجربیات شخصیاش ارائه میدهد. او بدون هیچ محدودیتی، جنجالهای گذشته و تأثیر آنها بر زندگی امروزش را بررسی میکند.
مستند «تقلب سرنوشت: دلال هنری ناپدیدشونده»، زندگی و جنایات اینیگو فیلبریک، دلال هنری مشهور را بررسی میکند. این مستند به اوجگیری و سقوط دراماتیک او که شامل کلاهبرداریهای بزرگ و دسیسههای بینالمللی میشود، میپردازد.
این کنسرت، نمایانگر بازگشتی قدرتمند به اصالت گروه بلک سبث است؛ بازگشتی که این گروه را در اوج آمادگی و هماهنگی نشان میدهد. آنها با اتحاد دوباره، آهنگهای کلاسیک خود را با همان انرژی خام و دقت افسانهای اجرا کردند. این رویداد که به صورت زنده فیلمبرداری و در سطح جهانی پخش شد، ادای احترامی ویژه به خاستگاه موسیقی هوی متال و گروهی است که این سبک را پایه نهاد.
یک مربی تندمزاج برای نجات همسرش از اتهامات کیفری، درگیر نبردی حقوقی با یک افسر پلیس جاهطلب میشود. این درگیری دشمنان را به یک تقابل پرمخاطره میکشاند.
سه فیلمساز عمیقاً به میراث پربار و پیچیده مجله "خانم" (Ms. magazine) از طریق برخی از نمادینترین جلدهای آن میپردازند. این کار شامل فیلمهای آرشیوی هرگز دیده نشده و مصاحبههای جذاب است.
شاید آخرین پرده از یکی از بزرگترین رقابتهای WWE زمانی رقم بخورد که جان سینا، قهرمان بلامنازع WWE، از عنوان خود در برابر سیام پانک در رویداد "شب قهرمانان" WWE دفاع کند. به علاوه، فینالهای کینگ و کوئین آو د رینگ و موارد دیگر نیز برگزار می شود.
دختری هفده ساله که به آفتاب حساسیت دارد، زندگی منزویای را سپری میکند. او شبها برای نواختن گیتار بیرون میرود و پسری را که تحسین میکند، ملاقات میکند. با شکلگیری رابطهی عاشقانهشان، او بیماری خود را از پسر پنهان میکند که این موضوع باعث ایجاد تنش در رابطهی نوپای آنها میشود.
این فیلم به زندگی و میراث جین منسفیلد، چهره سرشناس هالیوود و مادر ماریسکا هارگیتای میپردازد. جین منسفیلد در ۳۴ سالگی و در حالی که ماریسکا تنها سه سال داشت، در یک تصادف رانندگی دلخراش جان خود را از دست داد.
یک مدل لباس که از قتل بهترین دوستش به شدت شوکه شده، با پیدا کردن یک سرنخ، قدم به دنیای ماورایی و ترسناک یک قاتل مرموز میگذارد و در این مسیر، رازی را کشف میکند که فراتر از حد تصور، خطرناک است.
آملیا، دختر بچهای بلژیکی که در ژاپن زندگی میکند، زندگی را در کنار همنشینش، نیشیو-سان، میکاود. سومین سالروز تولد او، نقطهی عطفی است که آغازگر رویدادهای سرنوشتسازی میشود و درک او از دنیا را دگرگون میسازد.
یک سفر دریایی مجلل، زمانی به فاجعهای تمامعیار تبدیل میشود که آتشسوزی در موتور کشتی، برق کل شناور را قطع میکند. در پی این حادثه، چهار هزار مسافر با اختلال در عملکرد سیستمها، نشت فاضلاب و کمبود شدید مواد غذایی روبرو میشوند. این وضعیت اسفناک، به سرعت منجر به نارضایتی و ناآرامی گسترده در میان مسافران شده و پوشش خبری رسانهها این رویداد را به «سفر دریایی مدفوع» ملقب میکنند.
در آیندهای پادآرمانشهری، مقامات عدهای را مجبور به شرکت در بازیای در محیط واقعیت مجازی میکنند. این شرکتکنندگان در این بازی با دایناسورها به نبرد میپردازند و تا سرحد مرگ با یکدیگر رقابت میکنند.
خانواده لی یونگ جون صاحب یه شرکت بزرگی هستن و لی یونگ به عنوان معاون رئیس این شرکت کار میکنه. اون باهوش، خرپول و خوشتیپه ولی خیلی مغروره. منشی لی یونگ اسمش کیم می سوـه که خیلی وقته واسش کار میکنه و مناسبه لی یونگ ولی منشی کیم تصمیم میگه کارشو ول کنه و…
در دوره ی سلسله ی جوسئون ، ریانگ در روز به عنوان یک گانگستر بی فایده در بازار فعالیت میکرد اما در شب او یه دزد جوانمرد است کسی که از دولتمردان فاسد صاحب منصب دزدی میکرد تا به فقیران بدهد. شهروندان فقیر فقط اون رو به عنوان « ایل جی مائه » می شناختند. بونگ سون دختری خنده دار است که دارای هنر جنگی خوبی است و به عنوان یک کلاه بردار زندگی می کند. . او فقط عاشق ریانگ است و حاضر است جان خود را برای او بدهد. یون چئه دختر یک دولتمرد صاحب منصب است و ذات خوبی دارد و به مردم بدبخت کمک می کند. او ایل جی مائه رو یک بار با شانس دید و داستان خوشعشق آنها آغاز شد. هر چند، او ایل جی مائه رو در موقعیت خطرناکی قرار میدهد چون یک افسر گارد سلطنتی نیز او را دوست دارد.
در آینده نزدیک، در دنیایی که توسط نیروهای فضایی بیگانه اشغال شده و نسل بشر به دو گروه اطاعت کننده از اشغالگران و مخالفانشان تبدیل گشته، خانواده Bowman که در لس آنجلس زندگی می کنند در تلاش هستند با دوری کردن از قرار گرفتن در مرکز درگیری های این دو گروه و گرفتن تصمیمات دشوار دراین شرایط سخت کنار یکدیگر مانده و زنده بمانند. اما زمانی که پدر خانواده Will که در گذشته در نیروی FBI مشغول به کار بوده مجبور می شود تا برای حمایت از خانواده اش با دولت اشغالگر همکاری نماید اوضاع برای این خانواده پیچیده تر و سخت تر می گردد...
داستان درباره “نون نام” (نام گونگ مین) یک مرد خوش تیپ و جذابه که متخصص نظریات عاشقانه است اما علاقهای به خود عشق نداره. تا اینکه با “جونگ ایوم” (هوانگ جونگ ایوم) آشنا میشه؛ کسی که بخاطر واقعیات سخت زندگی از عاشق بودن دست کشیده و حالا تصمیم گرفته که یک مشاور در این زمینه باشه. این سریال نشان می دهد که این دونفر چگونه از یکدیگر یاد می گیرند تا توازنی بین تئوری و واقعیت را در عشق پیدا کنند.
داستان این مینی سریال که برگرفته از داستان های کوتاه آگاتا کریستی می باشد، ماجرای جستجو برای یافتن قاتل یک زن ثروتمند است که جسدش در خانه ی خودش در لندن کشف شد...
این سریال درام در یک رستوران چینی کوچک، تلاش های سو پونگ برای زندگی، غذا و عشق را دنبال میکند. سر آشپز سو پونگ (لی جون هو) یک ستاره ی آشپزی بود که در بهترین رستوران چینی کار میکرد تا اینکه محبوبیتش به پایان رسید و در نهایت در یک رستوران چینیِ کوچک و ورشکسته مشغول به کار شد. در ضمن، دو چیل سونگ (جانگ هیوک) صاحب یک ساختمان است. چیل سونگ عضو سابق یک باند بوده که ۵ سال هم زندان بوده…
با به روی كار آمدن ماشین های مسابقه ای جدید، سری تازه ای از رقابت های ماشینی میان بچه ها آغاز شد. بعد از شکست مفتضحانه ای که کویا در مسابقات کراش تجربه کرد، حال وضعیت باشگاه رو به وخامت است و چیزی به منحل شدن آن نمانده است. به همین خاطر او باید خودی نشان داده و در مسابقات کراش بار دیگر شرکت کند و این بار یک بار برای همیشه رقیب اش را از میدان خارج كند و باشگاه را از نابودی نجات دهد.
ریوجی پسر دبیرستانیست که به سبب چهره ی خشن و ترسناکی که دارد همه از او فرار میکنند و سعی میکنند که رابطه ی نزدیکی با او نداشته باشند .اما واقعیت آن است که ریوجی تنها شمایل یک یاکوزا را از پدرش به ارث برده است و هیچ کار خلافی از او سر نزده است . از طرفی ” تایگا ” دختر ریز نقشی است که بر خلاف ظاهرش فوق العاده خشن و بزن بهادر است . تایگا عاشق دوست ریوجی ، ”یوساکو” است و ریوجی عاشق دوست تایگا ، ” مینوری ” . به طور اتفاقی تایگا با ریوجی برخورد میکند و تصمیم میگیرند که به یکدیگر برای رسیدن به معشوقه یشان کمک کنند
داستان سه تا زنه که هرکدوم مشکلات خاص خودشونو دارن. بهم نزدیک میشن و رابطه ی عمیقی بین شون شکل میگیره و تصمیم میگیرن برای التیام دادن دردهاشون باهم یه بچه رو به فرزندخوندگی بپذیرن!
این سریال در مورد دختری است که توسط یک روح تسخیر شده و آشپزی که اعتقادی به روح ندارد . نا بونگ سان ( Park Bo Young ) یک شخصیت بسیار ترسو است که عزت نفس پایینی دارد و به همین خاطر هیچ دوست نزدیکی ندارد و مدام در رستورانی که آشپزی میکند مورد مواخذه قرار میگیرد. یک راهب باعث میشود که او گاه به گاه ارواح را ببیند . یک روز بونگ سان توسط روح دختری که تصمیم دارد به خاطر انتقام گرفتن از زندگی کوتاهی که داشته مردان را اغوا کند ، تسخیر میشود. رئیس بونگ سان یک آشپز معروف به نام کانگ سان وو ( Jo Jung Suk ) است که بونگ سان مخفیانه به اون علاقه دارد و زمانی که یکشبه ترس و خجالتش از بین رفته و تبدیل به دختری سرزنده و فعال میشود نظر رئیسش را به خود جلب میکند و …
در فصل جدید FLCL، سالها از ماجراجویی نائوتا و هاروهارا هاروکا با هم میگذرد. در همین حین، جنگ بین دو وجود مطلق یعنی “مکانیک پزشکی” و “اتحادیه” در کهکشان ادامه مییابد. اینتر هیدومی، دختر نوجوانی است که توقع هیچ چیز هیجان انگیزی از زندگی خود را ندارد تا اینکه معلمی جدید به اسم هاروکا به مدرسه او میآید. “مکانیک پزشکی” به شهر او حمله کرده و هیدومی به رازی که میتواند جان همه را نجات دهد پی میبرد. رازی که فقط هاروکا میتواند آن را حل کند. ولی چرا هاروکا به زمین بازگشت؟ چه بر سر گیتاری که او پیش نائوتو گذاشت آمد؟ ربات انسان نمای “کانتی” چه شد؟
این کمدی سیاه اقتباسی است از کتابی به همین نام نوشته ی William Knoedelseder. داستان تجلیلی است از استند آپ کمدی های دهه 70 میلادی و کمدین هایی که آن روزها مشغول به کار بودند. جیم کری از جمله تهیه کنندگان این سریال است. Melissa Leo در نقش Goldie صاحب یک کلوب کمدی را بازی می کند، Sebastien Stan در نقش Clay یک کمدین با مزه که در حال معروف شدن است را بازی میکند و Clark Duke در نقش لری یک کمدین که به امید ستاره شدن از لس آنجلس راهی بوستون شده است ظاهر شده است...
کیم یون یانگ برای بدست آوردن اطلاعات مربوط به خواهرش کسی که بدون هیچ اثری ناپدید شد، با هویت جعلی لیسا کیم(کیم سو یون) وارد خانه مادری میشود که راز مرگ دخترش را مخفی کرده…
در آیندهای نزدیک، سینتها (خدمتکاران شبیه انسان بسیار واقعگرایانه) به یکی از وسایل ضروری زندگی تبدیل شدهاند. یک خانواده حومهنشین در امید کاهش بار کاری خود، یک سینت جدید خریداری میکنند. اما آنها به زودی متوجه میشوند که زندگی با یک سینت میتواند عواقب غیرمنتظرهای داشته باشد.
یه مرد که قدرت تشخیص چهره ها رو نداره زنی رو ملاقات می کنه که فراموش نشدنیه. لی یو چان بنیانگذار و مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات Next One هست که همه آروزشونه اونجا کار کنن. اون از مشکلی رنج می بره که نمی تونه چهره ها رو تشخیص بده و همین باعث عدم اعتمادش نسبت به بیشتر مردم شده و به خاطر همین از همه فاصله می گیره. کیم بو را باعث افتخار محل تولدش، یعنی جزیره جیجو هست که برای رفتن به کالج به سئول اومده. آرزوش اینه که به محض فارغ التحصیلی بتونه توی Next One کار کنه. وقتی بو را یوچان رو ملاقات می کنه، آیا زندگی هردوشون به شکل غیرمنتظره ای عوض میشه؟
با معرفی یک هوش مصنوعی فوق پیشرفته که از هوش انسانی پیشی گرفته بود،وجود اینکه بشر هنوز خیلی مانده تا به درک کامل از ساخته های مواد برسد این تکنولوژی دور برای انسان ها شروع به تبدیل شدن به واقعیت میشود. لاسیا یک hIE که مهجز به یک دستگاهِ به شکل تابوت سفید شده یکی از این دسته است. در مد دیدار دختر و پسر آراتو اندویِ ۱۷ ساله یک رویارویی شوم(یا مهم مطمئن نیستم) با لاسیای ساخت بشر دارد. برای چه هدفی این ساخته های دست بشر ساخته شدند؟ درمیان این سوال ها راجع به همزیستی این ساخته های دست بشر و انسان ها، این پسر ۱۷ ساله تصمیمی میگیرد...
در عهد چوسان و در شهر میریانگ “آرانگ” دختر حاکم که دختر بسیار زیبا و خوش قلبی بود زندگی میکرد. “آرانگ” مادر نداشت و با محافظ بد اخلاقش بزرگ شده بود و اورا به شدت اذیت میکرد. روزی محافظ،” آرانگ” را میکشد و جسدش را در جنگل میندازدو به پدر” آرانگ” میقبولاند که دخترش فرار کرده و او با سرافکندگی بسیار از مقام خود کناره گیری میکند . پس از این ماجرا روح “آرانگ” با انتفام جویی بسیار به سراغ افرادی میرود که برای جانشینی حکمران انتخاب میشوند. و او با سعی بسیار داستان را برای آنها تعریف میکند که همین داستان باعث وحشت و فرار آنها می شود. تا اینکه حکمران جوانی به نام ” یون او ” برای این مقام انتخاب میشود. او بدون ترس و با دلسوزی با روح “آرانگ” برخوردکرده و به او قول میدهد که قاتل اورو پیدا کرده و به مجازات برساند.