"کنی جی" نوازنده ساکسیفون و برنده جایزه گرمی با فروش بیش از 50 میلیون نسخه از آلبومِ خود یعنی "Rhythm & Romance" در این اجرا که سن دیگو برگزار شد حسِ آرام ، صمیمی و بی نظیر خود را به مخاطبین خود منتقل کرد.
یک همکاری بین چهار هنرمند محترم. سیدی لاربی شرکاوی مراکشی-فلمند شناخته شده به خاطر کارهایش با لهبالهای سی دی لا بی است، در حالی که اکرم خان به دلیل توسعه سبک کاتاک معاصر خود، در سطح جهان شناخته شده است...
اسنوبرد سواری (به انگلیسی: Snowboarding) یک ورزش زمستانی است که در سطوح شیبدار پوشیده از برف انجام میشود، تراویس رایس و تیمش در این مستند به نیوزیلند، والدز، مونیخ، توکیو .. سفر کرده و این ورزش را به نمایش میگذراند..
مسابقات اتومبیل رانی در اندرسون ایندیانا یک وسواس است. حتی با تعطیلی کارخانه های خودروسازی محلی و از دست دادن مشاغل ، ساکنان شهر همچنان هر شب جمعه به این مسابقات می روند ...
بخش 60 در گورستان ملی آرلینگتون آخرین محل استراحت مردان و زنان جوانی است که در جنگ عراق و افغانستان جان باختند. این مستند احساسی که به طور کامل در بخش 60 فیلمبرداری شده است، درخشش صمیمی را ارائه می دهد...
این فیلم مستند دنبال کننده حوادثی می باشد که در جریان ماموریت Levaithan در سال 2007 اتفاق افتاد است. کشتی RV Farley Mowat که بوسیله کاپیتان Paul Watson هدایت می شود برای ساخت یک بخش هلیکوپتر بر روی یک کشتی دیگر مامور شده بود در میانه راه آنها به کشتی MY Robert Hunter رسیدند و در کنار یکدیگر به آرامی ایستادند. در جریان انجام این ماموریت آنها دچار مشکلات فراوانی شدند و یکی از قایق های آنها در جریان این ماموریت گم می شود و آنها مجبور می شوند برای نجات گروه و قایق های خود دست به انجام عملیات های بسیار خطرناکی بزنند...
رلیجلس نام مستندی است که در سال 2008 و در سبک طنز (کمدی) به نویسندگی و نقشآفرینی بیل مار ایجاد شد. کارگردانی این اثر را لاری چالز بر عهده داشت. بیل مار با سفر به نقاط مختلفی از جهان، به بررسی محدودهای از دیدگاههایِ متنوعی که دربارهٔ دین در جهان وجود دارد میپردازد...
آرتور راسل ، موسیقی دان با استعداد ، آیووا را ترک می کند ، آلن گینزبرگ را از سانفرانسیسکو به نیویورک دنبال می کند و شغلی را آغاز می کند که در دهه 1980 به اوج خود می رسد...
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...