مردي بي روح و سردمزاج به نام «جي» (رايلنس)، ملاقات هاي هفتگي با بازيگري آماتور به نام «کلر» (فاکس) دارد. تا اين که يک روز «جي»، «کلر» را تعقيب مي کند و مي بيند که مرد زندگي او، «اندي» (اسپال)، فردي سرزنده و خوش شرب است. «جي» خود را به «اندي» نزديک مي کند و با او دوست مي شود...
«پيکاسو» (هاپکينز) نابغه ي هنرمندي است که عادت بيمارگونه اي به سوء استفاده از زنان دارد. تا اين که با «فرانسلواز ژيلو»(مک لهون)، دختري که چهل سال از او جوان تر است، آشنا مي شود و رابطه اي بين آن دو شکل مي گيرد...
یک زن جوان زیبا از هولمز میخواهد که به پدرش، که یک سروان سابق ارتش و معتاد به تریاک است و هیچ امیدی به ترک اعتیادش نیست، کمک کند تا از نفرین احاطهکننده یک گنج دزدیده شده رها شود.
"بین دوتویت" معلمی است که همیشه خود را در حیطه قانون حداقل از نظر شخصی می دانسته.وقتی پسر باغبان او توسط پلیس به صورت بی رحمانه ای مورد ضرب و شتم قرارمی گیرد او تصمیم می گیرد جامعه را بر ستونهای عدالت برپا کند...
الیزابت بنت دختری باهوش و سرکش است که با آقای دارسی، شخصی ثروتمند و متکبر، درگیر میشود. مادر الیزابت که مشتاق است تمام دخترانش با آقایان پولدار ازدواج کنند، از ورود آنها به شهر خوشحال میشود.
شرلوک هلمز به همراه دوستش دکتر واتسون (یا برادرش مایکرافت) به حال مسائل عجیب و حواث خطرناکی همچون سه شیروانی، دایره قرمز، کارآگاه در حال مرگ و جعبه مقوایی می پردازند...
داستان سریال در مورد “Francis Urquhart” رئیس حزب محافظه کار است. هنگامی که “Margaret Thatcher” به عنوان رهبر استعفا داد، او بی طرف باقی می ماند و پس از یک انتخابات عمومی که در آن محافظه کاران با کثریت کمتر کنار زده می شوند و ...