این داستان زندگینامهای -که آنچنان معتبر نیست- مربوط به جین آستین، پیش از مشهور شدنش و روابط عاشقانهاش با یک مرد ایرلندی است که احتمال میرود منبع الهام آستین برای خلق رمانهای مشهور آیندهاش باشد.
۲۴ سپتامبر ۱۹۱۴ ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند...
در سال ۱۸۸۸ در لندن، فقر و بدبختی باعث بوجود آمدن زندگیهای هولناکی در محله وايت چاپل شده است. در اين زمان فردی جنايتکار و بدنام به اسم «جک ريپر» در اين محله مشغول آدمکشی و از بين بردن زنان فاحشه است. يک بازرس اسکاتلنديارد به اسم «فرد آبرلين» (جانی دپ) با کمک همکارش «پيتر گادلی» در پی اين هستند که بفهمند اين قاتل زنجيره ای کيست و چرا اين زنان را بطور وحشيانه می کشد...
Traveling to the exotic kingdom of Siam, English schoolteacher Anna Leonowens soon discovers that her most difficult challenge is the stubborn, imperious King himself.
"جان" صبح در يک هتل ناشناس و عجيب تنها از خواب بر می خيزد. او حافظه اش را از دست داده و پليس نيز بخاطر يکسری جنايت که او هيچ چيزی در موردشان به ياد نمی آورد، در تعقيب اوست. زماني که او می کوشد تا گذشته اش را بخاطر آورد وارد يک دنيای زير زمينی می شود که توسط يکسری موجودات بسيار قدرتمند که به بيگانه مشهور هستند کنترل می شود. اين بيگانه ها دارای اين قدرت هستند که افراد را به خواب ببرند و شهر و اهالی آن را دچار تغيير کنند. اکنون جان بايستی راهی را برای متوقف کردن آنها قبل از اينکه کنترل ذهن وی را بدست گرفته و او را نابود کنند، پيدا کند.
فیلم داستان دو خواهر را روایت می کند که در توطئه ای که حول زنی بیمار در لباس سفید گرفتار می شوند. در حالیکه داستان روایت می شود، قتل، عشق، ازدواج و حرص بین دو زن و زندگی شاد آنها به وجود می آید...
"جان پرستون" ماموری بریتانیایی است که ماموریت دارد از انفجار بمبی هسته ای در کنار یک پایگاه آمریکایی در انگلیس جلوگیری کند. روسها امیدوارند این اتفاق رابطه گرم دو کشور را از بین ببرد و...
شرلوک هولمز و دکتر واتسون که توسط یک خانم جوان استخدام شده اند، در مورد مرگ عجیب اخیر دوستان گمشده پدرش از ارتش و همچنین محل اختفای مغول بزرگ، دومین الماس بزرگ جهان تحقیق می کنند...
شرلوک هلمز به کمک یکی از دوستانش، هنری بسکرویل، می رود. او تحت یک نفرین خانوادگی قرار دارد و یک سگ شیطانی که در نزدیکی اقامتگاه او پرسه می زند و مردم را به قتل می رساند، امنیت او را تهدید می کند...
داستان خنده دار نجیب زاده سالخورده دیوانه اما مهربان و جوانمرد دون کیشوت است که به کمک صاحبش سانچو پانزا با آسیاب های بادی که به عنوان اژدها دیده می شوند مبارزه می کند تا روسپی دولسینیا را که به عنوان یک زن دیده می شود نجات دهد...
هری دونووان یک جعل کننده هنری است که با پرداخت پانصد هزار دلار تصویر جعلی از رامبراند را ترسیم می کند. به نظر می رسد ماریکه ، زنی که در پاریس با او ملاقات می کند ، متخصص هنری است که مشتریان هری از او برای بررسی تصویر تقلبی که او نقاشی کرده استفاده می کند...
فرانسیس اورکوهارت آنقدر سیاستمدار باتجربه است که نمی داند همه چیز باید پایان یابد، حتی دوران طولانی او به عنوان نخست وزیر بریتانیا. به منظور تضمین بازنشستگی خود و ایجاد بنای یادبودی برای خود، در مذاکرات با هدف پایان دادن به درگیری قبرس شرکت می کند.
داستان سریال در مورد “Francis Urquhart” رئیس حزب محافظه کار است. هنگامی که “Margaret Thatcher” به عنوان رهبر استعفا داد، او بی طرف باقی می ماند و پس از یک انتخابات عمومی که در آن محافظه کاران با کثریت کمتر کنار زده می شوند و ...