یک دختر جوان دفتر خاطرات عجیبی پیدا میکند که میتواند توهمات را برانگیزد، که توسط دو نفر از همدانشآموزان ارشدش که به نظر میرسد پیوندی نزدیک و غیرمعمول دارند، نگهداری میشود.
یک کمدین سطح سوم و همسرش که بچه شان را از دست داده اند، با مشکلات روابط خود روبرو می شوند. همسرش که به یک بیماری مرگبار مبتلاست، قصد دارد یک هدیه آخر برای شوهرش بگذارد.
ها جونگ وو قول داد که اگر دو سال پیاپی جایزه بهترین بازیگر مرد را بدست آورد، در کره جنوبی پیاده قدم خواهد زد. این اتفاق افتاد و او این کار را انجام داد و ماجرا آغاز شد...
دو مامور پلیس جسور و شجاع در حال تعقیب یک رانندهی مسابقات فرمول یک هستند که به صورت ناگهانی از رانندگی بازنشست شده و اکنون تبدیل به یک تاجر و خلافکاری مرموز شده است و…
"کیونگ مین" تنها در یک آپارتمان زندگی میکند. یک روز، او نشانهای از ورود یک غریبه به آپارتمانش مییابد و کمی بعدتر یک پروندهی جنایی مرموز شروع به آشکار شدن میکند و…
زندگی بین کهکشانی فراتر از زمین و عاشقانه بین ایو، رئیسی که در ایستگاه فضایی گرانش صفر کار می کند، و گونگ ریونگ، مهمان ناخوانده با یک ماموریت مخفی. داستان آنها در پس زمینه زیبا و بی کران فضا، ترکیبی جذاب از زندگی، عشق و ماجراجویی است.
دکتر مین کی سو (Min Ki Seo) یه آدم خیلی مغروره که به هیچکس جز نامزدش که فوت شده اهمیت نمیده. برای اجرای آخرین آرزوی نامزد مرحومش به جزیره آبی رفت تا مادر مجرد و دختر کوچکش را که به ایدز مبتلا شده بودند پیدا کند و از طرف او به آنها عذرخواهی کند چون او بدون اطلاع دختر بچه به اون خون آلوده تزریق کرده بود و دخترک آلوده به ایدز شد. لی یونگ شین (Lee Young Shin)، مادر مجرد، دارای مشکلات زیادی بود برای مراقبت از پدربزرگش که به آلزایمر مبتلا بود و ایدز دخترش را مخفی نگه داشتن در حالی که به او یاد میداد چگونه با آن زندگی کند. آشنایی مین کی سو با این مادر و دختر باعث تغییرات بزرگی در زندگی او می شود.
این سریال طنز رمانتیک درباره ی پسران خوش قیافه ای است که با شخصیت و ظاهری خوب به همراه دختران شاد دانشکده و تجربیات حاصل از اتفاقات روزمره، رشته فروشی را اداره می کنند. “چا چی سو” با لبخند زیبا و عشق پاکش، شبیه زنانی جذاب، مطمئن و خونسرد به نظر می رسد. او سپس به همراه یک زن و سایر مردان خوش قیافه مشغول اداره ی رشته فروشی می شود …
Gu Ae-Jeong به طور اتفاقی با بازیگر معروف Dokgo-Jin آشنا می شود، یک سری شایعات باعث می شود که آنها درگیر حرفه یکدیگر شوند و محبوبیت Ae-Jeong را به اندازه کافی برای شرکت در یک نمایش بازی سازی افزایش می دهد.
ته گونگ شیل(گونگ هیون جین) بعد از حادثه ای که براش پیش میاد، قادر به دیدن ارواح میشه. او همواره از این ارواح ترسناک در حال فراره و آرامش نداره و پیش چشم بقیه مردم یه دیوونه بنظر میاد تا اینکه اتفاقی ارباب جونگ وون(سو جی ساب) رو میبینه کسی که گذشته بدی داشته و در حال حاظر فقط به پول اهمیت میده …
سریال در مورد زنی به نام پیو نا ری است که در یک شبکه تلوزیونی با عنوان مجری بخش هواشناسی فعالیت می کند به صورت قراردادی . او عاشق یکی از مجری های معروف شبکه به نام لی هوا شین که فردی متکبر است می شود و …
پاستا رؤیاها و موفقیت زن جوانی به نام سو یو کیونگ را نشان می دهد که آرزو دارد سرآشپزی ممتاز در رستوران ایتالیایی لا اسفرا باشه.سو یو کیونگ با بازی گونگ هیو جین کارش رو به عنوان دستیار آشپز رستورانی درجه سه شروع می کنه، و سرانجام به سرآشپزی ترقی می کنه. اون باید با چویی هیون ووک که سرآشپز قابلی در رستوران ایتالیایی لا اسفرا است کنار بیاد. چویی هیون ووک هنر آشپزی رو در ایتالیا یاد گرفت و در ابتدا در هتلی در سیسیل دستیار آشپز شد. اون سرانجام به شناخته شده ترین سرآشپز ایتالیایی در کره تبدیل شد. نقش های دوم فیلم رو هانی لی با بازی اوه سه یونگ که یه مجری تلویزیونی و دوست دختر کنونی کیم سانه و کیم سان که یک منتقد غذا است و اغلب به لا اسفرا سر می زنه بازی می کنند.این چهار نفر درگیر یه ماجرای عشقی چهار نفره می شن که هر کدوم با دیگری رابطه خواهد داشت.