لی جون، کهنهسربازی از نیروهای ویژه، سالها پس از بازنشستگی از ارتش، به امید آیندهای بهتر، همراه خانوادهاش به فیلیپین سفر کرد. اما سرنوشت تلخی در انتظار او بود. در جریان آشوبهای این کشور، لی جون بهطور ناگهانی همسر و دخترش را گم کرد و در غم از دست دادن عزیزانش فرو رفت.
این داستان، زندگی گروهی از جوانان ثروتمند و قدرتمند را روایت میکند که با سوءاستفاده از موقعیت خود، مرتکب جرایم مختلف میشوند و عواقب اعمالشان را بر گردن افراد بیگناه میاندازند.
آدام سندلر با اجرای یک ویژه برنامه کمدی مهیج و غیرقابل حدس، به روی صحنه میآید. در این برنامه، او با ترکیب دلنشین آهنگ، لطیفه، حضور پرشور سگهایی که به طور سرزده به مهمانیها میآیند و البته بیان احساسات عمیق عاشقانه، لحظات فراموشنشدنی را برای مخاطبان رقم میزند.
این مستند زندگی راسل تایرون جونز، معروف به اول دیری بیس، یکی از بنیانگذاران گروه وو-تنگ کلن را به تصویر میکشد. فیلم نشان میدهد که چگونه او شخصیت خیالی اول دیری بیس را خلق کرد و این شخصیت تا چه اندازه بر زندگی واقعی او تأثیر گذاشت.
اولین گرندپری پس از تعطیلات تابستانی، گرندپری هلند در سال 2024 برگزار خواهد شد. ورشتپن در تمام مسابقات خانگی خود به پیروزی رسیده است، اما با توجه به نزدیک شدن سایر رقبا به او، آیا کسی قادر خواهد بود مانع از کسب چهارمین پیروزی متوالی او در این پیست شود؟
رویداد UFC on ESPN: Cannonier vs. Borralho (که با نامهای UFC on ESPN 62 و UFC Vegas 96 نیز شناخته میشود) یک رقابت هنرهای رزمی ترکیبی بود که توسط سازمان مبارزات نهایی (UFC) برگزار گردید. این رویداد در تاریخ 24 آگوست 2024، در مرکز آپکس UFC در شهر لاس وگاس، ایالت نوادای آمریکا برگزار شد.
این مستند به بررسی داستان پشت صحنه یک فیلم محبوب بریتانیایی میپردازد. روایت این داستان از زبان مایکل لی، بنیانگذار کمپانی توزیع فیلم VIPCO، انجام میشود.
جیمی کار مجری برنامههای کمدی پرطرفداری است که در آنها چهرههای مشهور را با پرسیدن سوالات چالشی به رقابت میکشد. سوالات زیادی مطرح میشود که منتظر پاسخ هستند.
در 26 اکتبر سال 1979، ترور رئیس جمهور، کشور را لرزاند. وکیل جئونگ این هو با دفاع از پارک تائه جو، وزیر دخیل در این ترور، وارد پروندهای شد که به یکی از جنجالیترین محاکمات سیاسی کره جنوبی بدل گردید. با وجود آنکه پارک تائه جو به دلیل جایگاه نظامی خود، عملاً محکوم به مجازاتی از پیش تعیین شده بود، جئونگ این هو با خشم از روند ناعادلانه دادرسی، بی وقفه برای برگزاری یک محاکمه عادلانه تلاش کرد.
در روز جمعه سیاه، انفجار یک جعبه مقوایی موجب وحشت و هراس در سراسر کشور میشود. ارنا فونادو، مدیر مرکز انبار توزیع کانتو، موظف است به همراه کو ناشیموتو، وضعیت را تحت کنترل درآورد.
زندگی حرفهای یک مربی فوتبال بسیار موفق در سال 2024 با تشخیص بیماری لاعلاج سرطان، مسیر تازهای پیدا میکند. این اتفاق، روحیه قوی و ارادهی راسخ او را در مواجهه با چالشهای بزرگ دنیای فوتبال به نمایش میگذارد.
لی یانگ، یک کارآگاه پلیس، پس از ناپدید شدن یک شاهد و مرگ مشکوک خواهر او، که هر دو پس از افشای جرایم یک باند جنایی رخ داده، تحقیقات خود را آغاز میکند تا حقیقت را کشف کند.
یک کارآگاه و یک کلاهبردار با همکاری هم، برای نابودی یک باند بزرگ جنایی تلاش میکنند. این دو نفر در دنیای زیرزمینی با چالشهای زیادی روبرو شده و مجبور میشوند رازهای تاریکی را فاش کنند.
داستان سوهی که به خاطر مرگ ناگهانی شوهرش، خانوادهی شادش را از دست میدهد و پس از رفتن به باغ نئولبوم، عمارتی روستایی که از شوهرش برایش مانده، اتفاقات عجیب و غریب و ترسناکی را تجربه میکند.
در این مستند، شاهد صعود شگفتانگیز استیو مکنایر، یکی از بهترین کوآرتربکهای تاریخ لیگ ملی فوتبال آمریکا خواهیم بود. همچنین، به بررسی جزئیات پیچیده و رازآلود قتل ناگهانی او در سال 2009 میپردازیم که تاکنون ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است.
کمدین لانگستون کرمن در این برنامه طنزآمیز در مورد تربیت یک نوزاد فوقالعاده، آموزش نوجوانان بدخلق و مدیریت اپلیکیشنهای دوستیابی مادرشوهرش صحبت میکند.
داستان عشقی غیرممکن که زاده ی انتقام است. میران بعنوان تاجری وارد شهر میشه و مراوداتش رو با خانواده ی شاداوعلوها بیشتر وبیشتر میکنه و در نهایت نوه ی نصوح شاداوعلو(ریّان) رو خواستگاری میکنه. از اوجاییکه ریّان نوه ی تنی نصوح نیست و میران خواستگار واقعا خوبی محسوب میشه نصوح میخواد که نوه ی دیگه اش رو بهش بده…
این سریال در مورد یک مثلث عشقی و برنامه موبایل با توسعه دهنده ناشناسی است که با آن میتوان در فاصله ده متری کسی را که به شما احساسی دارد، تشخیص داد! کیم جو جو (Kim So Hyun) دختری زیبا و باهوش هست که اطرافیان او همه فکر میکنند که وی فرد بسیار شادیست اما او در کودکی والدین خود را از دست داده و با خانواده خاله اش زندگی میکند. از طرفی هوانگ سان اوه (Song Kang) دانش اموز محبوب و ثروتمندیست که از کیم جو جو خوشش میاید. او نیز برخلاف محبوبیتی که در مدرسه دارد اما از طرف خانواده اش محبت و علاقه ای نمیبیند. طی اتفاقی هوانگ سان اوه متوجه میشود که دوست صمیمی اش یعنی لی هی یونگ (Jung Ga Ram) به کیم جو جو علاقه دارد. بنابراین تلاش میکند تا متوجه شود که این عشق واقعیست یا خیر؟
سو جی وون نویسنده ی کارتون می باشد که تصمیم می گیرد مسائل احساسی خود را از کار جدا کند و تمرکز خود را بر روی پیشرفت در حرفه ی خود بگذارد لذا از عشق و عاشقی دوری می کند. پس از این تصمیم او تا سن 25 سالگی تبدیل به نویسنده ی شناخته شده ای می شود. حال او 30 سال دارد و نویسنده ی مشهوری است و تصمیم دارد عشق و عاشقی را به زندگی اش بازگرداند اما ظاهرا این کار سخت تر از آنچه می اندیشید است…
داستان سریال در مورد جوانی به نام ساشا یازی است که از حملهی قلبی نجات پیدا کرده و اکنون توسط قلب اهداشدهای که جان وی را نجات داده است ، در حال نابودی به شکل دیگری میباشد. هرچه از داستان بیشتر میگذرد ، این شخصیت بیشتر به حقیقت ناگفته و پوشیده شده راجع به شخصیتی که قلبش را دارد و مرگ ناگهانی وی ، آگاه میشود. با پیگری ماجرا ، ساشا متوجه میشود که اهداکننده و متوفی چه خصوصیات رفتاری و شخصیتی داشته است و برخی از اخلاقیات وی شدیدا مرموز و ترسناک بودهاند و…
سریال Wynonna Earp که بر اساس سری کمیک های IDW ساخته شده داستان “وینونا ارپ” را شرح میدهد که نوه بزرگ “وایات ارپ”است. وایات ارپ خود مبارزی بزرگ علیه شیاطین و اهریمنان بوده و اکنون نوه او با توانایی های منحصر به فرد و ماورائی اش قصد دارد عدالت را برای شیاطین و موجودات ماوراء الطبیعه به ارمغان بیاورد...
هان ته سول ( Jo Seung Woo ) مهندسی نابغه و موسس شرکت کوانتوم و زمان است که به عنوان معجزه صنعت مهندسی کره جنوبی شناخته شده است ، پژوهش ها و کارهای او باعث رسیدن شرکتش به بالاترین سطح ها شد ، اما به یکباره از ماجرای مشکوکی پشت مرگ برادرش که ده سال پیش او را از دست داده است با خبر شده و وارد مسیری خطرناک برای سفر در زمان میشود ، از طرفی کانگ سو هه ( Park Shin Hye ) نیز برای زنده ماندن در محیط گانگسترها به فردی تبدیل میشود که به راحتی میتواند به مبارزه ، شلیک گلوله و ساخت بمب بپردازد اما زندگی او نیز وقتی دچار دگرگونی میشود که برای یافتن و نجات هان ته سول ، وارد مسیری خطرناک میشود …
بان ها نی (Choi Kang-Hee) زن 37 ساله مجردیست که موقعیتی موقت در محل کارش دارد و این باعث شده استرس اخراج شدن داشته باشد. او شخصیتی ضعیف و کم رو دارد و بخاطر وضعیتش نمیخواهد که مجرد بماند ، تا اینکه یک روز اتفاق عجیبی میوفتد، بان ها نی 37 ساله با بان ها نی 17 ساله که از گذشته آمده ملاقات میکند ، بان ها نی جوان کاملا با خود بزرگترش فرق دارد ، او شخصی با روحیه و خوش بین است …
سومیره سو تو کل مدتی که دبیرستانیه هیچ استعدادی توی فوتبال نداره که بخوایم ازش حرف بزنیم اما این دخترک جوون یه پیشنهاد عجیب از کسی میگیره... از رقیب اصلیش، میدوری سوشیزاکی! میدوری از سو میخواد که باهاش توی یه تیم بره و بهش قول میده که نذاره سو هیچوقت تنها بازی کنه. این یه پیشنهاد جدیه اما مسئله اینجاست که سو پیشنهادشو قبول میکنه یا نه. بنابراین پرده ی نمایش روی داستانی باز میشه که شخصیت افراد منحصر به فرد زیادی از بازیکنان فوتبال رو جمع آوری می کنه.
۵۰ امین سالگرد پروژه “فردا” (سگ نابکار) (Junk Dog) “JD” در مسابقات بوکس ارتقا یافته زیرزمینی بمنظور زنده ماندن شرکت میکند . امروز او دوباره وارد رینگ میشود اما با شخصی جدید روبه رو میشود. او میخواهد وارد چالشی بشود که همه چیزش را به خطر میندازد.
یون سه ری (Son Ye-Jin) وارث ثروتمند در کره جنوبیست که در مسیر مسافرت هوایی به طوفان شدیدی برخورد کرده و مجبور میشود در کره شمالی فرود اضطراری کند. در آنجا به طور اتفاقی با لی جونگ هیوک (Hyun-Bin) که افسر ارتش کره شمالیست ملاقات میکند و لی جونگ هیوک تصمیم میگیرد تا یون سه ری را پنهان و از او محافظت کند و…
اینجا یه دنیای خاصه که دخترای کشتینشین توش زندگی میکنن. تو بندر دریایی آزور لین، یه زندگی شاد و پرانرژی تو محیط مدرسه برای دخترای گروههای مختلف شروع میشه. اونا با تمام وجود از زندگیشون لذت میبرن و آروم آروم درگیر یه سری ماجراها و شیطونیهای باحال میشن!
تا وقتی که داخل آدما قلب وجود داشته باشه، همیشه هستن کسایی که زجر بکشن. و بعدش یه چیز «عجیب» وارد ذهنشون میشه و باعث وقوع مریضی عجیبی در بدن میشه. این بیماری که بهش «مریضی اسرار آمیز» میگن برای اکثر افراد ناشناختهست. ولی یقینا وجود داره. دکتر و شاگردی وجود دارن که با این مریضی، که حتی پزشکی مدرن نمیتونه علاجی براش پیدا کنه، مبارزه میکنن. اسم اون دکتر رامونهست. اون همیشه آزادانه رفتار میکنه، بد دهنه، و حتی شبیه یه دکترم نیست! اما، وقتی با این بیماری اسرارآمیز رو به رو میشه، قادره که سریع ریشه اون رو پیدا کنه...
برای آیدول شدن، خون و عرق و اشک ریختم. با این حال، ادامه میدم. میخوام بدرخشم. میخوام به دستش بیارم. میخوام نفر اول باشم. میخوام بخندم. میخوام رویاهام رو به واقعیت تبدیل کنم. میخوام به کلی آدم نگاه کنم. میخوام مورد توجه قرار بگیرم. میخوام پیداش کنم. میخوام موانع رو پشت سر بذارم. فقط غرور توی سینه دارم. هیچکس از اول در مرکز توجه نیست. همه ضعیف هستن. فقط کسایی که وا نمیدن میتونن آیدول بدن. این داستان آیدول هاییه که با رویاهای بزرگ و واقعیت بی رحم رو به رو میشن.
یوری هانجو 16 ساله بعد از دیدن مردی که با تبر، سرش باز شده بود، با ترس و سردرگمی در حالی که داره از قاتل نقابدار فرار میکنه، متوجه میشه توی یه خونه متروکه گیر افتاده که هر کدوم از در ها، به طور عجیبی قفل شده.درحالی که ناامیدانه دنبال راه فرار میگرده، به پشت بوم فرار میکنه ولی دنیایی روبروش قرار میگیره که هیچ نشونهای از زندگی توش وجود نداره و توسط ساختمون های بلند احاطه شده. هنگامی که تو ناامیدی غرق شده بود، متوجه میشه برادرش هم توی این مکان عجیب و غریبه. یوری مصمم میشه تا برادرش رو پیدا کنه و فرار کنه. هر چند، به زودی متوجه میشه که نقابدار های بیشتری...
آستا و یونو در یک کلیسا در یک روز به عنوان نوزاد در سبد رها شدند و از آن زمان به بعد با هم بودند. وقتی بچه بودند، قول دادند که با هم رقابت کنند تا ببینند چه کسی پادشاه بعدی جادوگرها میشود. اما با بزرگ شدن، تفاوتهای بین آنها مشخص شد: یونو یک نابغه جادویی بود، در حالی که آستا هیچ قدرت جادویی نداشت. در کشوری که جادو همه چیز است و توانایی ورزشی مهم نیست، آستا هر روز با تمرینات بدنی و اراده قوی سعی میکرد جادو یاد بگیرد.