یک معلم رقص افسانهای، زندگی دانشآموزان خود را دگرگون میکند و آنها را تشویق میکند تا بر موانع غلبه کنند، مهارت خود را ارتقا دهند و برای کسب عنوان بهترین گروه رقص نوجوانان در آمریکای شمالی رقابت کنند.
انیمیشن جوخه انتحار: دردسر بزرگ ( سویساید اسکواد: هل تو پی ) از جایی شروع می شود که یک زن سرسخت به نام آماندا والر گروهی به نام “نیروی ویژه ایکس (X)” را تشکیل می دهد. این گروه ضد قهرمان که با عنوان جوخه انتحاری یا جوخه خودکشی هم شناخته می شود شامل ددشات، هارلی کوین، برنز تایگر یا ببر برنزی، کاپیتان بومرنگ، کیلر فراست و کاپرهد می باشد که همه ی آنها قاتلانی حرفه ای و دارای توانایی های منحصر به فرد خود هستند. آنها مامور می شوند تا یک شی عرفانی قدرتمند را که مورد هدف افراد شرور دیگری قرار گرفته است، پس بگیرند. در ادامه، اعضای این گروه متوجه می شوند که با دشمنانی روبرو هستند که دارای قدرت های فراطبیعی هستند و برای موفقیت در این ماموریت، باید زندگی خود را به خطر بیاندازند.
این تاریخ واقعی آمریکا است که شما هرگز آن را نمی دانستید. حقیقت تکان دهنده این است که آمریکا توسط یک سازمان مخفی و گروه های مذهبی نفوذ کرده، مهندسی شده و کنترل می شود...
فیلمسازان دو مرد از یک جامعه فقیر الجزایری را معرفی می کنند. یکی میخواهد قوچ باارزش خود را آموزش دهد تا یک جنگنده قهرمان شود، در حالی که دیگری فقط میخواهد به اندازه کافی گوسفند بفروشد تا زندگی خود را تامین کند...
دو دوست صمیمی به نام جن و مل، با دریافت پول، به عنوان عامل جدایی زوج های عاشق فعالیت می کنند. اما یکی از آنها به تدریج وجدان پیدا می کند و از این کار احساس گناه می کند. این امر رابطه آنها را به خطر می اندازد...
مجموعهای مستند درباره یوفوهاست که در آن مقامات ارشد از جمله خلبانان، فضانوردان، مقامات دولتی و نظامی، دانشمندان و رهبران مذهبی در مصاحبههایی بینظیر، درباره حضور بیگانگان در زمین و پیامدهای آن صحبت میکنند. سرهنگ دوم بازنشسته نیروی هوایی، دونالد ام. وار نیز در این مجموعه حضور دارد.
جزیره من TT به عنوان خطرناک ترین مسابقه جهان توصیف می شود، یک مسیر پیچیده و غیرقابل بخشش. با این حال، هر سال تعداد بیشتری از علاقه مندان به موتورسیکلت به این جزیره کوچک بریتانیایی می آیند تا در این رویداد مسابقه دهند.
داستان سریال درباره جو جین گپ (کیم دونگ ووک) هست که قبلا یه جودو کار آینده دار بوده اما علیه فساد در یک مسابقه اعتراض کرد و از حرفه اش بیرون انداخته شد. بعد از این اتفاق جو جین گپ معلم تربیت بدنی میشه. اون دوباره نتونست خشمش درمقابل پسر مدیر مدرسه رو کنترل کنه و بار دیگر از شغلش اخراج شد. بعد از اون آزمون دولتی میده و مامور دولتی میشه. به عنوان یه مامور دولتی جین گپ دیگه نگران نیست که از کارش اخراج شه. اون تلاش میکنه با آرامش زندگی کنه ولی بعد به عنوان بازرس نیروی انسانی به وزارت کار منتقل میشه. با رو به رو شدن با آدمایی که از قدرتشون به ناحق استفاده میکنن جو جین گپ دوباره به شخصیت سابقش برمی گرده…
این سریال درباره یه پسره که به علت یک حادثه خشونت بار در مدرسه به شدت آسیب میبینه و با مرگ دستو پنجه نرم میکنه. خانواده این پسر برای برقراری عدالت و پی بردن به حقایق این ماجرا شروع به تخقیق درباره این حادثه میکنه…
سریال ویسکی کولیِر ماجراجویی های یک مامور FBI کله شق اما حساس به نام ویل چیس (اسم رمز: ویسکی کَوِلیِر) را دنبال می کند. بعد از یک شکست احساسی، چیس برگماشته می شود تا با یک عامل کله خر سازمان سیا به نام فرانچسکا “فرانکی” تروبریج (اسم رمز: فایری تریبون) همکاری کند. آنها با هم، یک تیم بین المللی از جاسوس های ناکارآمد، مضحک و قهرمان را رهبری می کنند که هر از چند گاهی دنیا را نجات می دهند، در حالی که پا به جاده های سنگلاخی رفاقت، عشق و سیاست های اداری می گذارند.
یک دادستان که در یک پرونده جنایی شکست خورده است و نتوانسته است قاتل را محکوم کند به اورگون برمی گردد. اما زمانی که دوباره جنایتی مشابه اتفاق می افتد تصمیم می گردد برگردد و این بار به شیوه خودش عدالت را برقرار کند.
این سریال بازسازی یک سریال ژاپنی میباشد. داستان درباره یک مدیر صادق شعبه بانک در یک شهر کوچک است که به حسابرس بانکی ارتقا میابد و بعد از آن متوجه فساد در بانک میشود…
این سریال داستان یک پزشک متخصص است که به اتهام یک مورد پزشکی از بیمارستان اخراج میشود. او برای بدست آوردن اطلاعات و ارتباطات بیشتر در زندان مشغول به کار میشود تا بدین وسیله انتقام خود را بگیرد…
کانگ دونگ گو (کیم جونگ هیون) رویاش تبدیل شدن به یه کارگردان فیلمه، ولی خیلی بدشانسه. چون جونکی (لی یی کیونگ) میخواست جا پای باباش بذاره و بازیگر قهار شه ولی الان یه بازیگر کوچیکیه. بونگ دو شیک (سون سئونگ وون) اینهمه راه کوبیده اومده سئول تا نویسنده سناریو شه ولی هیچی واسش آسون نیست این سه مرد، مهمون خونه ی وایکیکی رو در ایتاونِ کره جنوبی دایر میکنن. مهمون خونشون ورشکسته میشه و بعدش یه بچه مرموز و یه مادر مجرد در وایکیکی پیداشون میشه.
چوی دو هیون (جونهو) بیشتر دوران کودکی خود رو به علت بیماری قلبی در بیمارستان گذارنده است. بعد از اینکه او به طور معجزه آسایی از عمل پیوند قلب جون سالم بدر میبره، پدرش متهم به قتل میشه و بایستی طبق قانون اعدام بشه! او برای اثبات بی گناهی و پاک کردن اتهام وارده وکیل میشه تا در پرونده پدرش تحقیق کند…
داستان سریال در سال 1935 رخ میدهد. زمانی که زنی انگلیسی به نام "لوئیسا دورل" که زندگی اش از هم میپاشد تصمیم میگیرد از لندن به جزیره یونان نقل مکان کند. شوهرش چند سال پیش فوت کرده است و او مشکلات مالی برایش پیش آمده است تا اینکه او و چهار فرزندش مجبور میشوند به یک جزیره سفر کنند و متوجه میشوند که آن جزیره حتی برق هم ندارد ولی هزینه زندگی پایین است و آنها قدم بزرگی برای تغییر دادن زندگیشان میگیرند و...
داستان این سریال در مورد خبرنگاران پاپاراتزی است. هان سوک جو (جو جین مو) به دلیل یک عکس جنجالی، شغل خود به عنوان عکاس یک روزنامه ی معروف و خانواده اش را از دست می دهد. جی سو هیون (هان یه سول) ویراستار بدنام یک گروه پاپاراتزی است. او سوک جو را استخدام می کند.
لی آن (پارک جین یونگ) توانایی ویژه ای داره که میتونه با لمس افراد حافظه آنها را بخواند. او به کمک یون جه این (شین یه یون) تصمیم میگیره از این تواناییش در مسیر به دام انداختن افراد بد و خلافکار استفاده کنه…
در دوران سلسله چوسان چهار نفر از اقشار مختلف جامعه باهم متحد شدن تا شاهزاده لی گوم (جانگ ایل وو) کسی که مادرش از طبقه ضعیف جامعه است را بر تخت پادشاهی بنشانند…
سو جانگ وون (جی هیون وو) یک جراح پلاستیک خوشتیب و باهوشه. او عاشق یک هنرمند بنام یون ما ری (پارک هان بیول) که عروس یک خانواده پولدار در کره است میشه. شوهر او در ظاهر فردی فوق العاده بنظر میاد ولی با یون ما ری خیلی خوب نیست و از خشونت استفاده میکنه. او تصمیم میگیره از دست شوهرش فرار کنه و در همین حال با سو جانگ وون آشنا میشه…
"ریچارد گر" در این سریال ایفاگر نقش "مکس"، یک تاجر آمریکایی و مسئول یک نشریه در شهر لندن و "هلن مککوری" ایفاگر نقش "کاترین"، همسر سابق وی است. "بیلی هاول" نیز در نقش پسر 30 سالهی آنها "کیدن" می باشد که دفتر روزنامه اختصاصی "مکس" در انگلستان را میچرخاند و قرار است همانند پدرش در مسیر موفقیت گام بردارد...
داستان کمدي حول "يونومي کوبني" ميچرخد که در روز تولد 16 سالگياش ناگهان متوجه ميشود که نامزد "ميتسومينه هاکويا"، پسري همسن و سال خودش است. "هاکويا" از حومهي شهر نقل مکان کرده تا با او زندگي کند و خواهر کوچک دبستانياش را نيز با خود ميآورد. نفر بعدي ديگر خواهرش است که دو سال از کوبني بزرگتر ميباشد. داستان حول اين چهار نفر به عنوان "زوج" و "خواهرشوهران" ميچرخد.
“یوما” و “هوتارو” از بچگی با هم دوست صمیمی بودن و طبیعیه که برای مشورت درباره مشکلاتی که با دوست پسران خودشون دارن به سراغ همدیگه بیان. ولی قضیه از جایی پیچیده میشه که هوتارو و یوما به تمرین رفتاری که باید با دوست پسران خودشون داشته باشند مشغول میشن و همین جرقه خاصی رو بین اونا روشن می کنه و متوجه این میشن که بیشتر از علاقه به دوست پسرانشون به همدیگه علاقمند هستند.