هنگامی که یک تیم حرفهای ماموریت مییابند تا یک شیء پرندهی ناشناخته را که سقوط کرده است مورد بررسی قرار دهند ، خیلی زود یکی پس از دیگری توسط موجودات داخل آن شیء محاصره میشوند و…
مایکل مور، فیلمساز، وضعیت فعلی سیاست آمریکا را بررسی می کند، به ویژه ریاست جمهوری دونالد جی. ترامپ و خشونت اسلحه، در حالیکه قدرت جنبش های دموکراتیک مردمی را برجسته می کند.
سه جوان به طور تصادفی تصمیم به گذراندن شبی در هتلی میان راه میگیرند. در آنجا، آنها درگیر یک ماجراجویی فراموش نشدنی می شوند که با ترس شروع میشود ولی خیلی زود به داستانی خنده دار تبدیل می شود...
در سال ۲۲۴۵ ، هنگامی که خورشید تمام بشریت را تهدید میکند ، پنج نفر ماموریت مییابند تا به سیارهای سفر کرده و مادهی معدنی کمیابی را به دست آورند تا ستارهی در حال مرگ را نجات دهند. اما پس از اینکه سفینهشان خراب میشود ، آنها در یک سیارهی مرموز با موجوداتی خطرناک گیر میافتند و…
"چارلی"، یک جوان بلندپرواز و جسور، به یک آژانس موفق که توسط زن و شوهری ثروتمند اداره میشود، میپیوندد. او به زودی اسرار پشت پرده موفقیت سازمان را یاد میگیرد. تخصص آنها خرید زمین با قیمت بسیار پایین و فروش به قیمت بسیار بالاتر به خریداران بدون گفتن حقایقی در مورد زمینها میباشد...
پس از کشف یک سیاره قابل سکونت یک تیم حرفه ای برای بررسی منابع آن فرستاده میشوند. اما خیلی زود ماموریت آن ها تبدیل به نبرد برای بقاء در مقابل دشمنان بیگانه میشود و...
مامور شیوانش وظیفه ای بر عهده گرفته است برای گرفتن ویر، مرد قاتل پلیس های فاسد در شهر. هر دوی آنها در نهایت علیه دشمن مشابهی هستند، اما راهشان با یک خط از همدیگر متمایز میشود و آن خط چیزی نیست جز قانون...
وارون یک طراح بازی ویدیویی در انگلستان است. او پس از آنکه پدرش وینودهان در پرونده دارایی های غیر قانونی زندانی شده است تا زمان بازگشتش او را به عنوان وزیر موقت ایالت تامیل منصوب می کند. وارون هیچ ایده ای برای ساماندهی تامیل ندارد، به هیمن دلیل در اتاقش مشغول ساخت بازی ویدئویی می شود تا اینکه شورشی وحشتناک در شهر رخ می دهد. او اهمیت این پست را می فهمد و متوجه می شود چقدر حزب مخالف در تامیل مشغول فعالیت اند...
یک مرد جوان به نام ژنگ کایسی وقتی نمیتواند بدهی چند میلیونی که با قمار کردن بالا آورده پرداخت کند، تصمیم میگیرد وارد مسابقه ای اسرارآمیز شود که با پیروزی در آن بدهی اش به صورت کامل بخشیده میشود، اما…
پس از کشته شدن یک پلیس ، رئیس پلیس آن منطقه تصمیم میگیرد تا با کمک گرفتن از افسرهای باتجربه به مبارزه به جرایم سازماندهی شده بپردازند. اما در این بین درگیریهایی بین خلافکارهای محلی پیش میآید و…
کوین برای پیدا کردن سرچشمه رازهای کشف نشده زندگی خود بدون رعایت احتیاط وارد ویتنام میشود، همانطور که او در آنجا سرگردان است سرانجام پی به رازهایی میبرد که او را در معرض خطرات زیادی قرار میدهد و...
یک دامپزشک روانی و یک کارآگاه برای کشف پروندههای شهری کوچک به نیروهایشان میپیوندند - اما مهارتهای آنها زمانی آزمایش میشود که راز قاتل زنجیرهای را کشف کنند.
تناسخ در دنیایی دیگر با وعده یک قدرت "فریبنده" یک چیز است... اما اینکه در کودکی دوباره به دنیا بیایید و بعد از اینکه والدین سلطنتی تان فکر می کنند شما ناتوان هستید مرده را ترک کنید؟ این کاملاً یک چیز دیگر است! اکنون راینهارت تازه متولد شده - یا هارت به دوستان جدیدش - باید راه خود را در دنیای خطرناکی بیابد... اما خوشبختانه او جادویی دارد که به معنای واقعی کلمه از نمودارها خارج شده است!
آینده اینجاست و گونه جدیدی در میان مردم زندگی می کند: انسان نماها. این موجودات روباتیک مانند انسان بسیار حساس هستند و از بیماری های منحصر به فردی رنج می برند. خوشبختانه، دکتر هیکارو سودو می تواند کمک کند. او قول میدهد که انساننماها را حتی با وسایلی که ممکن است غیرقانونی تلقی شوند، درمان کند و باعث شود زندگی دوگانهای داشته باشد. اما زمانی که بیماری های عجیب به دلیل این همزیستی پدیدار می شوند، خطوط اخلاقی تار می شود.
در گذشته دور، هیولاها به برخی از مقامات منتخب توانایی کنترل پنج عنصر را می دادند. اما برای این کار، باید از کوه های مه آلود خطرناک عبور می کردند. این داستان ماجراجویی یکی از این مقامات منتخب را دنبال می کند که در تلاش است این توانایی را به دست آورد.
مستندی درباره باشگاه فوتبال نیوکاسل یونایتد یکی از سنتیترین باشگاههای فوتبال سطح بالای انگلستان که به داشتن یکی از بهترین فضاهای استادیوم در این کشور معروف است.
پادشاه جانوران و شیاطین مرتباً قربانی های زن را برای خوردن می پذیرد تا تسلط مردم خود را بر نژاد بشر تثبیت کند. با این حال، برای قربانی نود و نهم، دختر انسانی که به پایتخت، ساریفی آورده شد، پادشاه هیولا را مجذوب خود می کند. در واقع، او نه از او و نه از هیچ جانور دیگری نمی ترسد و حتی بدون التماس و گریه مرگ او را می پذیرد، زیرا در صورت آزادی نه خانه دارد و نه خانواده ای که به آنجا برگردد. پادشاه او را جذاب می یابد و به او اجازه می دهد با وجود انسان بودن، به عنوان همسرش در کنار او بماند. این داستان چگونگی تبدیل شدن ساریفی به ملکه شیاطین و جانوران است.
در گرنبل کینگدام، یه شهربازی متروکه، شیکی تمام عمر خودشو لا به لای دستگاه ها سپری کرده. اما یک روز، ربکا و گربه ـش، هپی، جلوی شهربازی ظاهر میشن. این تازه واردا نمیدونن که این اولین باریه که گرنبل توی این صد سال بازدیدکننده های انسان به خودش دیده! در حالی که شیکی به دنبال پیدا کردن دوست جدیده، همسایه های سابقش منتظر یه فرصتن تا یه شورش رباتی به راه بندازن... و وقتی که اونجا برای شیکی خیلی نا امن میشه، اون باید به ربکا و گربش بپیونده و با بشقاب پرندشون به یه کهکشان بی حد و مرز فرار کنه.
این سریال سه اپیزودی به کارگردانی و نویسندگی پتریک گراهام داستان یک زندانی است که به یک مرکز دورافتاده بازجویی نظامی وارد میشود و بازی بازجویان را با افشاگری از ترسناکترین رازهایشان به هم می ریزد، ماجرایی که رگه هایی از عناصر ماوراء الطبیعی هم در خود دارد.
آیانو وارث خاندان کانناگی است. کازوما، پسر عموی آیانو، پس از شکست در مبارزه با او، از خاندان اخراج میشود. او فرار میکند و نام خانوادگی خود را تغییر میدهد. کازوما با روح باد قرارداد میبندد و به یک کاربر قدرتمند باد تبدیل میشود. چهار سال بعد، او به خاندان کانناگی بازمیگردد. قتلهای اخیر در خاندان کانناگی توسط یک کاربر باد قدرتمند انجام میشود. کازوما ادعای بیگناهی میکند، اما در حال آماده شدن برای جنگ با خاندان کانناگی است.
هو فنگچی، یک جوان بیخانمان، شاهد قتل وحشیانه خانوادهاش توسط هموطنان خود بود. او به تمرینات رزمی پرداخت تا روزی بتواند انتقام خانوادهاش را بگیرد. او با یک فن و نام مکانی که سرنخهایی از دشمن را نشان میداد، به راه انتقامجویی قدم گذاشت.
ژاپن ممکن است پر از هیولاهای مرموز به نام یااکاشی باشد، اما آنها یک نیروی نینجا جن گیر ویژه برای مقابله با تهدید دارند! نینجا جن گیر جوان ماتسوری روزهای خود را با یاکاشی می گذراند تا از دوست دوران کودکی اش سوزو محافظت کند. اما وقتی یک گربه یاکاشی به نام شیروگان ظاهر می شود، همه چیز برعکس می شود!
واتارو ساجو، دانش آموز دبیرستانی، عاشق همکلاسی زیبایش، آیکا ناتسوکاوا است. آیکا او را مزاحم می داند، اما واتارو هر روز در رویای عشق متقابل اوست. اما یک روز، او ناگهان از این رویا بیدار می شود و تصمیم می گیرد از آیکا دوری کند. اما این تصمیم او، آیکا را آشفته می کند.
کومورا (Komura) در سال تحصیلی جدید، همکلاسی جدیدی به نام می (Mie)، دختری عینکی، پیدا میکند. او خیلی زود به می (Mie) علاقهمند میشود، اما از اینکه در کنار دختری که دوست دارد قرار بگیرد، دچار استرس میشود.