کشور نیو که در سال ۲۰۱۶ با پشتیبانی نشنال جئوگرافیک، یکی از بزرگترین مناطق حفاظت شده دریایی جهان را ایجاد کرده بود، از "پریستاین سیز" دعوت می کند تا با استفاده از فناوری های پیشرفته، تغییرات رخ داده در این منطقه را ارزیابی کند و برای آینده ای پایدار در آب های این کشور برنامه ریزی نماید.
دختری درونگرا که گیتاریستی ماهر و معروف به «قهرمان گیتار» است، آرزوی تشکیل یک گروه موسیقی در مدرسه را دارد. او تا پیش از دبیرستان نمیتوانست با کسی دوست شود، تا اینکه یک نوازندهٔ درام با او ارتباط برقرار میکند و زندگی تنهایش را دگرگون میکند.
ملما کوداما، صراف مشهور برزیلی، پس از گذراندن دوران حبس، پرده از راز مشارکت خود در یکی از بزرگترین پروندههای فساد این کشور برمیدارد. او در این روایت، جزئیات ماجرای فساد مالی خود را فاش میکند.
فیلم «جایی که درختان زیتون میگریند» مقاومت فلسطینیان در برابر اشغالگری اسرائیل را نشان میدهد و به موضوعات فقدان، رنج و تلاش برای دستیابی به عدالت میپردازد.
ستاره پاپ، کایلی مینوگ، در یک نمایش موزیکال مجلل و پر زرق و برق به روی صحنه میرود. در این برنامه تعدادی از دیگر ستارههای پاپ نیز حضور دارند و هر کدام برای جمعی از افراد مشهور به اجرای برنامه میپردازند.
این مستند به کاوش در روند کشف لاشه هواپیمای جنگی یکی از خلبانان "گروه توسکگی" در جنگ جهانی دوم در اعماق دریاچه هورون و رمزگشایی از سرنوشت آن پس از گذشت هشتاد سال میپردازد. این روایت با بهرهگیری از باستانشناسی زیرآبی، روایات شفاهی و فیلمهایی از محل سقوط هواپیما تهیه شده است.
در تئاتری مشهور به نام آپولو، وِیَنْز با لحنی طنزآمیز به موضوع غم و اندوه پس از فقدان والدین میپردازد. او در این نمایش به آموزههای پدرش، پیوستن به "باشگاه مادران درگذشته"، تعویض پوشک والدین سالخورده و اینکه چه کسی در خانواده وِیَنْز بامزهتر است، اشاره میکند.
این فیلم مستند، داستان صعود شگفتانگیز سیندی لاپر به قلهی شهرت و تأثیر عمیق او بر نسلهای مختلف از طریق موسیقی، سبک پانک در حال تحول، و تلاشهای بیوقفه او را به تصویر میکشد.
در یک کلانتری در جنوب لندن، یک بیخانمان هم سلولی خود را به قتل میرساند. پلیس کییرن کلی 53 ساله را مورد بازجویی قرار میدهد و او با خونسردی به ارتکاب دهها فقره قتل در طول چندین دهه، که بسیاری از آنها در متروی لندن رخ داده، اعتراف میکند.
فرانچسکو بانیای با کسب مقام اول در گرندپریکس ایتالیا، هتتریک خود را در این کشور تکمیل کرد و نود و سومین پیروزی دوکاتی در این رقابتها را رقم زد. در این مسابقه، شاهد درخشش اِنیا باستینینی، همتیمی بانیای نیز بودیم. او در دورهای پایانی با سبقت از مارک مارکز به مقام سوم صعود کرد و در پیچ آخر مسابقه، جایگاه دوم را از خورخه مارتین، صدرنشین جدول رده بندی، ربود.
این داستان عاشقانه، که در فیلم "غرور" برنده جایزه بفتا در سال ۲۰۱۴ به تصویر کشیده شده، یکی از غیرمنتظرهترین و امیدوارکنندهترین داستانهایی است که تاکنون روایت شده است. این داستان، نه عشق بین دو فرد، بلکه همبستگی و دلسوزی دو جامعه را به تصویر میکشد که در ظاهر دنیاهای متفاوتی داشتند.
رویداد "UFC on ESPN: Cannonier vs. Imavov" (همچنین به عنوان UFC on ESPN 57 شناخته میشود) یک رقابت هنرهای رزمی ترکیبی بود که توسط قهرمانی نهایی مبارزه (UFC) در تاریخ 8 ژوئن 2024 در مرکز KFC Yum! در لوییزویل، کنتاکی، ایالات متحده برگزار شد.
یو اف سی 302: ماخاچف در مقابل پویریر یک رویداد هنرهای رزمی ترکیبی بود که توسط سازمان قهرمانی نهایی (UFC) در تاریخ 1 ژوئن 2024 در مرکز پرادنشال، در نیوآرک، نیوجرسی، ایالات متحده برگزار شد.
این فیلم ، داستان تلاشهای پیگیرانه دمیس هاسابیس، دانشمند دوراندیش، در راه فتح هوش مصنوعی عمومی را بازگو میکند؛ سفری که با پشتکاری بینظیر رقم خورده است.
این اثر، کندوکاوی هوشمندانه در مسائل مربوط به سلامت روان است که از طریق گفتوگوهایی ملموس و قابلدرک به آنها میپردازد و توازنی ظریف میان جدیت و لحنی سبکبار ایجاد میکند.
داستان دربارهی چهار زن خانهدار است که زیر بار کارهای روزمره خانه از پا درآمدهاند، توسط اطرافیان نادیده گرفته میشوند و گاهی مجبورند بهخاطر خانوادهشان رؤیاهای خود را کنار بگذارند. آنها با گوش دادن به روایتهای قربانیانی که از نگاهها پنهان ماندهاند و دنبال کردن سرنخها در زندگی روزمرهشان، پروندههایی را حل میکنند.
داستان این سریال در مورد جوانی به نام "جاش" می باشد که زندگی بسیار خسته کننده ای دارد و زمانی که کار نمی کند، زمان زیادی را صرف بازی های ویدئویی می کند. زمانی که تمام دنیا در یک بازی کم آورنده اند و فکر می کنند قابل شکست دادن نیست، او این بازی را شکست می دهد و در آن پیروز می شود. پس از شکست این بازی، افرادی مرموز از آینده ظاهر می شوند. آن ها باعث شده اند تا دنیا را خطری بزرگ تهدید کند و تنها کسی که آن را می تواند نجات دهد، "جاش" است. "جاش" با استفاده از سفر در زمان، تیمی حرفه ای برای نجات زمین آماده می کند و داستان سریال آغاز می شود...
داستان سریال از قرار كليد و اتاقي سحر آمیز است که توسط آن می توان به نقاط مختلف جهان رفت . اجسام داخل این اتاق هر کدام قدرتی را به انسان می دهد و افرادی برای بدست آوردن آن به جان یکدیگر افتاده اند . در این میان افرادی نیز بر این باورند که این وسایل راهی برای ارتباط با خداست . یک کار آگاه پلیس نیز دختر خود را در این اتاق گم می کند و ادامه سریال در مورد پیدا كردن این دختر توسط پدرش و در گیری او با افرادی است که سعی در گرفتن کلید از او و به دست آوردن قدرتها را دارند.
Code of a Killer داستان واقعی فوق العاده ای از کشف آلک جفریز از انگشت نگاری DNA و اولین استفاده از آن توسط کارآگاه ارشد دیوید بیکر در حل پرونده ی دو قتل است و داستان درام سریال در مورد نحوه علوم جفریز و چشم انداز تحقیقی بیکر است که بزرگترین جهش در تاریخ تحقیقات جنایی را ایجاد کردند...
در یک کهکشان دور ، کودکی وجود دارد که توانایی ذاتی در تمرین تکنیک های داخلی را ندارد. بنابراین ، برای جلب احترام پدرش ، او تصمیم گرفت که راه دشوارتر و دردناک تری را برای تمرین فنون خارجی دنبال کند. هرچه زمان می گذرد ، او بزرگ می شود ، اما آنچه واقعاً زندگی او را تغییر می دهد سنگ مرموز بلورین شهاب سنگی است - Meteoric Tear. این سنگ بدون آنکه متوجه شود با بدن جوانان جوش خورد و به نظر می رسید که در نتیجه دچار تحول شدیدی شده است. بعد از آن همه چیز تغییر کرد. سرانجام پدرش فهمید پسری که واقعاً زیاد به او توجه نکرده است توانایی شگفت انگیزی دارد. و خیلی بیشتر در راه است.
پنج زوج قدیمی که قبلاً عاشق هم بودن، یه ماه تو یه هتل لوکس با هم زندگی میکنن. این مستند عاشقانه، واقعی و پختهست و نشون میده که بین دیدار دوباره یا عشق جدید کدومو انتخاب میکنن.
جوونا تو سیگنال هاوس (Signal House) جمع میشن تا سَمهای عاشقانه رو تجربه کنن و سیگنالهای قلبی (Heart Signal) یواشکی رد و بدل کنن! شش عاشقپیشه با کلی تجربه، دنبال پیدا کردن خط عشقی و سیگنالهای مخفیان. یه معمای عاشقانه پرهیجان که بدون حرف زدن، عشقو نشون میده!
بریل گاردنانت (Beryl Gardenant)، شمشیرزن میانسالیه که تو یه منطقه خلوت آموزشگاه شمشیرزنی داره و زندگی سادهای رو میگذرونه. یهو آلوشیا (Allucia)، شاگرد قدیمیش که حالا فرمانده شوالیههای سلطنتیه، سر و کلهاش پیدا میشه! زندگی بریل قراره یه دفعه عوض بشه! از زندگی شهری بگیر تا شاگردای قدیمی، دوستای جدید و دشمنای قوی. همهچیز براش یه کم زیاده. ولی با سالها تمرین، مهارتهای خفنی داره و بهش میگن «استاد شمشیرزن دورافتاده».
آزوزا آیزاوا، یه زن حقوق بگیر، خیلی ناگهانی و بر اثر کار زیاد می میره و خودشو در برابر فرشته ای میبینه که بهش اجازه میده تا توی دنیایی جدید و بعنوان یه ساحره ی فنا ناپذیر زندگی کنه، جایی که هر روزشو بخاطر پول و در عوض یه مسافرت ابدی، با کشتن هیولاهای اسلایمی سپری میکنه.ولی همون یذره تجربه ای هم که از کشتن اسلایم ها بدست آورده بعد از صدها سال روی هم جمع میشن و خیلی تصادفی میفهمه که سطحش به حداکثر خودش رسیده... با ترس از اینکه توانایی های بیش از حدش روی کارش تاثیر بذاره و به اون زندگی پر از فشار قبلی برش گردونه، تصمیم میگیره قدرتشو مخفی کنه تا همین زندگی آروم خودشو حفظ کنه. علیرغم تلاش های اون...
وقتی استوریبردهای چیکا هنرمند مشتاق مانگا رد میشود، او میزش را برای یک ماجراجویی رها میکند! او که با یک نظرسنجی عجیب و غریب در رسانه های اجتماعی مسلح شده است، سفری خود به خود را در مقصدهای تصادفی جمع آوری شده آغاز می کند. چیکا از اتفاقات خندهدار تا برخوردهای دلانگیز، الهامبخش، دوستی و خودش را کشف میکند، یک توقف غیرقابل پیشبینی در یک زمان.
پس از اینکه یک زندگی صادقانه به او خیانت کرد، لیام دوباره در یک امپراتوری بین ستارهای بزرگ متولد شد با یک هدف: بدترین ارباب کهکشان باشید. اما مهم نیست که او چقدر تلاش می کند تا یک ظالم باشد، نقشه های "شیطانی" او همچنان به صلح، رفاه و طرفداران ستایش می کنند. هرج و مرج کهکشانی، سحر و جادو و مکانیزم در این داستان خنده دار اشتباه ساخته شده از یک شرور است که نمی تواند جز تحت تاثیر قرار دادن او، منتظر باشد.
به شهر Maebashi، استان Gunma خوش آمدید. برای دانش آموز سال اول دبیرستان یوینا آکاگی، زندگی میانسالی او در لحظه ای که قورباغه ای مرموز به نام کروپ ظاهر می شود و از او می پرسد: "چرا جادوگر نمی شوی؟" در کنار آزو نیساتو، کیوکا کیتاهارا، چوکو میتسوماتا و مای کامییزومی، یوینا و دوستانش هیجان زده هستند تا رویاهای مردم را به عنوان جادوگران میباشی محقق کنند.
ماکو، یک دانشجوی سال اول دانشگاه که برای اولین بار به تنهایی زندگی می کند، در عشق خود به آشپزی و بازآفرینی غذاهای لذیذ در آشپزخانه کوچک خود آرامش پیدا می کند. خیلی خجالتی است که خودش بیرون غذا بخورد، وقتی به یک کلوپ غذاخوری میپیوندد، زندگی او تغییری خوشایند پیدا میکند. او در کنار دوستان جدید، سفری را برای کشف خود آغاز میکند و یاد میگیرد که نه فقط غذا، بلکه لذت غذای مشترک و خنده را بچشد.