قسمت دوم فیلم بیگانه، داستان سفر پرمخاطره گروهی از پیروان مذهب تائو در زمان و فضا برای یافتن شمشیر الهی را روایت میکند. آنها با عبور از گذرگاههای زمان و سرزمینهای ناشناخته، با چالشها و دشمنان متعددی روبرو میشوند. اما ایمان، شجاعت و مهارتهای آنها، راه را برای پیروزی و دستیابی به شمشیر الهی هموار میکند. با به دست آوردن این شمشیر، پیروان تائو قدرت و توانایی لازم برای برقراری صلح و عدالت در جهان را پیدا میکنند.
در دهه ۱۹۷۰، زنان غواصی به نام «هانئیئو» در روستای کوچک گچون زندگی میکردند. آنها برای امرار معاش، زیر آب به جمعآوری آبزیان میپرداختند. اما با ساخت چند کارخانه در نزدیکی ساحل، منابع آبزیان کاهش یافت و هانئیئوها با مشکلاتی در زمینه امرار معاش خود روبرو شدند. آنها مجبور شدند به تجارت قاچاق در آب روی بیاورند. اما تجارت قاچاق در روستای آنها آنقدر بزرگ شد که کنترل آن از دست رفت و این روستای آرام به تدریج از هم پاشید...
درام موزیکال در مورد زنی که از شوهرش می خواهد به عنوان هدیه تولد به او کمک کند تا معشوق دوران کودکی خود را پیدا کند. با وجود بی میلی، تنها انتخاب شوهرش این است که با او به این سفر برود...
در زمان سلسله گوریو، تائوئیست ها سعی می کنند شمشیر مرموز را به دست بگیرند. در عصر حاضر، موجودات فضایی روی زمین ظاهر می شوند. به زودی دریچه زمانی بین اواخر دوره سلسله گوریو و امروز ظاهر می شود. با توجه به این، یک موقعیت هرج و مرج رخ می دهد.
رهبران کره جنوبی، کره شمالی و ایالات متحده در یک اجلاس برای بحث در مورد مسائل مهم مربوط به کره شمالی و منطقه شبه جزیره کره ملاقات می کنند ، اما هر سه ریس جمهور ربوده می شوند و در زیردریایی هسته ای کره شمالی حبس می شوند ...
در ابتدا انسان ها و هیولاها بطور مسالمت آمیزی کنار هم زندگی می کردند و دیو ها در زندانی تاریک زندانی شده بودند . سالیان سال " خدای جنگ " بر فلوت خود می نواخت و از خروج دیوها جلوگیری می کرد. درب های زندان باید در سه هزارمین روز باز می شدند ولی اشتباه سه الهه همه چیز را بهم ریخت و شیطان درون دیوان بیدار شد و آنان فلوت را بدست آوردند. الهه ها محکوم به جبران اشتباه خویش بودند. تنها جادوگری جوان می توانست کمکشان باشد. " ووچی " جادوگری لات و حقه باز .....
در مدرسه، "چون سام" همیشه رئیس کلاس بود، در حالی که دوستش "دائه گیو" همیشه برای او کار می کرد. چون سام به این افتخار می کرد، با این حال این دو بزرگ می شوند و در شرایط تغییر یافته با یکدیگر روبرو می شوند، زیرا دائه-گیو اکنون جایگاه اجتماعی بالاتری دارد...
دو خواهر بعد از اینکه مدتی را در بیمارستان روانی بستری بوده اند، به خانه ی پدرشان و نامادری شان باز می گردند. در آنجا علاوه بر تحمل رفتارهای نامتعادل و خشن نامادری شان، متوجه حضور یک روح مرموز نیز می شوند...
دو مامور پلیس جسور و شجاع در حال تعقیب یک رانندهی مسابقات فرمول یک هستند که به صورت ناگهانی از رانندگی بازنشست شده و اکنون تبدیل به یک تاجر و خلافکاری مرموز شده است و…
ماجرای پسری 18 ساله و سرکش که با مادرش زندگی میکند . مادرش تصمیم دارد که او را به دانشگاه بفرستد اما او با این تصمیم مخالفت کرده و مدرسه را رها میکند . تا اینکه یک روز ...
چندین دوست قدیمی در کشور کره برای صرف شام دور هم جمع میشوند. اما زمانی که آنها تصمیم میگیرند تمام پیامکها و تماسهایی را که دریافت میکنند با هم به اشتراک بگذارند، رازهایشان آشکار میشود و…
سریال کرهای Love, Take Two محصول ۲۰۲۵، داستانی گرم و احساسی درباره مادر و دختری است که هر یک در نقطهای از زندگیشان به دنبال معنای واقعی آزادی، عشق و هویت میگردند. لی جیآن، مادر سختکوش و مستقل، پس از سالها فداکاری برای دخترش، ناگهان با گذشتهای روبهرو میشود که هنوز در دلش زنده است. در سوی دیگر، دخترش لی هیوری از فشارهای زندگی شهری فرار میکند و در یک روستای ساحلی با مردی متفاوت آشنا میشود که نگاهش به زندگی را دگرگون میکند. این سریال با فضایی لطیف، طنزهای ظریف و روابط انسانی پیچیده، درباره دومین شانسها در عشق و زندگی حرف میزند.
داستان سریال دربارهی کودکانیه که توسط والدینشون رها شدن و حالا در مسیر انتقام و بقا قدم میذارن. شخصیت اصلی، کیم آه-هیون (با بازی وون جینآه)، دختریه که بعد از بازگردانده شدن توسط خانوادهی فرزندخواندهاش، زنده میمونه و رهبری گروهی از کودکان آسیبدیده رو بهعهده میگیره
کیم گوک هو پس از 13 سال آزاد شد. یک استریمر جایزه ای 20 میلیارد وون برای زندگی خود ارائه می دهد که باعث هرج و مرج و درگیری بین محافظان و استثمارگران او می شود.
داستانی در مورد کشمکش های نظافتچی های یک شرکت امنیتی و معاملاتی که نظافتچی های آن بعد از مدتی با استفاده از اطلاعاتی که کسب می کنند، قصد دارند پول خود را روی یک سهام سرمایه گذاری کنند و ...
داستان سریال در سال 1987 زمانی که کره جنوبی توسط حکومت دیکتاتور اداره می شد، می گذرد. ایم سو هو و اون یونگ رو هر دو دانشجو میباشند. روزی سو هو، غرق در خون، به ناچار به خوابگاه دخترانهای پناه می برد. در آنجا یونگ رو علیرغم خطر زیاد تصمیم میگیرد به او کمک کند…
در یک آپارتمان ساکنانی از پزشکان، قضات، اساتید و دادستان به همراه همسران خود زندگی میکنند. این مادران بلند پرواز سعی دارند خانواده آنها بهترین باشند و فرزندانشان را در بهترین دانشگاه ها پذیرش کنند و به نوعی آنها را تبدیل به شاهزاده کنند…