ناگی سیشیرو، یک فوتبالیست جوان و بااستعداد، به پروژه بلو لاک دعوت میشود. در این پروژه، او با رقابت شدیدی از سوی بهترین مهاجمان کشور روبهرو میشود و برای رسیدن به هدف خود، یعنی تبدیل شدن به بهترین بازیکن، تلاش میکند.
اعضای لیگ عدالت به دنیای رِمنَنت منتقل میشوند و خود را به دختران و پسران نوجوان تبدیل شده میبینند. قهرمانان رِمنَنت با نیروهای لیگ عدالت ترکیب شده و با هم تلاش میکنند تا بفهمند چرا سیارهشان به طور مرموزی تغییر کرده است...
در حالی که یگان W-0 در حال انجام ماموریتی است، لیلا و خدمه باقی مانده در پایگاه، خود را در محاصره نایتمرهای بریتانیایی میبینند. شین هیوگا، با هدایت ورچینگتوریکس، رهبری حمله دشمن را بر عهده دارد. او با غصب مقام استاد اعظم در شوالیههای سنت مایکل، به دنبال نابودی لیلا و یگان W-0 است.
داستان از این قرار است که بیروس خدای تباهی پس از خواب طولانی دوباره بیدار شده است و میخواهد بر کل جهان مسلط شود اما گروه اژدها پس از مطلع شدن از این موضوع سعی دارند تا جلوی این اتفاق را بگیرند…
"کریشنا مورتی" یکی از نویسندگان برجسته، دنیا را همانند یک پاندول ساعت می داند که این پاندول در حال نوسان است. اگر " سمت راست" گذشته باشد، "سمت چپ" آینده است و میان این دو زمان "حال" او اعتقاد دارد، هر چیزی که در ذهن ما است، گذشته مرده است، حتی خود فکر هم گذشته است. که داستان این انیمیشن هم مرتبط با این موضوع است.
"هیتومی کانزاکی"، دانش آموز مقطع دبیرستان ناامید و محزون است و آرزو میکند که از روی دنیا ناپدید شود. آرزوی او به گوش "گایا"، شخصی از یک دنیای متفاوت میرسد. "هیتومی" بطرز جادویی به آن دنیا منتقل میشود و...
لیلا مالکال پس از پیروزیهای پیشین، به درجه ستوان سرهنگی ارتقا یافته و فرماندهی یگان W-0 را بر عهده گرفته است. او پس از خنثی کردن تلاشی برای ربودن ژنرال ارتش اروپا، سه عامل این توطئه را برای جبران کمبود خلبانان W-0 استخدام میکند. آیانو کوساکا، یوکویا ناروسه و رهبر آنها، ریو سایاما، به امید یافتن مکانی برای تعلق داشتن، این پیشنهاد را میپذیرند.
داستان در اروپا در سال قبل از میلاد اتفاق می افتد. 2017. یک واحد Knightmare که از پسران و دختران منطقه یازده تشکیل شده است، به یک عملیات نظامی با احتمال 5٪ زنده ماندن پرتاب می شوند. آنها باید یک واحد متحد را که در جبهه جنگ اروپا باقی مانده اند، نجات دهند.
«مریخ؛ سرخ» در سال 1923 اتفاق میفتد، در دوره ای که خون آشام ها مدتی است وجود دارند. اما کنون شمار آن ها درحال افزایش است و منبع اسرارآمیزی از خون مصنوعی که آسکرا نامیده میشود نیز از ناکجا پدیدار شده است. دولت ژاپن در آن سو «کد صفر» را ایجاد کرد، هنگی از ارتش با مسئولیت رویارویی با نیروهای خون آشام ها. و برای ردیابی خون آشام ها، چه راهی بهتر از استفاده از خودشان؟ تاسیس شده توسط سرگرد فرمانده ناکاجیما، این هنگ که پیش از این مسئول جنگ اطلاعات بوده، حال موظف به رویارویی با بحران خون آشام ها میشود.
داستان این انیمه درباره چهار مرد که به زندان نانبا، مخوف ترین زندان جهان، برای سپری کردن دوران حبسشون ارسال میشند. جیگو، مردی که قصد داشت از زندان فرار کنه ولی فقط مدت زندانش رو بیشتر کرد. اونو، مردی که دوست داره با زنان قمار کنه. راک، مردی که دوست داره همیشه دعوا راه بندازه. نیکو، مردی که انیمه دوست داره. این داستان یک کمدی اکشن فوق العاده هیجان انگیز درباره زندگی روزمره زندانیان و نگهبانان زندان است.
ساکنانِ بیگمان سیارهزمین به کارهای معمولشان مشغولند،از روز آفتابی زیبا ویژه و تابانشون لذت میبرند، وقتی یک پسر جوان ژاپنی سقوط شیء درخشانی رو از آسمان رو می بینه. بالاخره هجوم یک بیگانه شروع شده؟ جای دیگری در ژاپن، "کِرورو" ، گروهبان قورباغه و رهبر جوخه تدابیر ویژه ارتش تهاجم فضای سیاره 58ام سیستم سیارهای گاما، پناهگاه فوقالعادهای پیدا کرده. او به خانه خانواده "هیناتا" نفود کرد تا مقرفرماندهیای بسازد که خود و افرادش بتوانند برای تسخیر دنیا خودشون رو آماده کنند. ولی نمی تواند از پس "فویوکی" و "ناتسومی هیناتا" بر بیاد! غریزه ناتسومی که مخفیکاریشون رو خراب میکند.
هوتارو اورکی، پسر دبیرستانیای که به کمکاری عادت دارد، به درخواست خواهر بزرگترش به باشگاه ادبیات کلاسیک میپیوندد. در آنجا، با چیتاندا اِرو، دختری آرام و زیبا اما بسیار کنجکاو، فوکوبه ساتوشی، پسر خندهرویی با حافظهای خارقالعاده، و ایبارا مایاکا، دختری کوتاهقد و سختگیر آشنا میشود. آنها برای حل معمایی که ۴۵ سال پیش رخ داده است، دست به کار میشوند. سرنخهای این معما در مجموعهای قدیمی از آثار اعضای پیشین باشگاه کلاسیک، با نام "هیوکا"، پنهان شده است.
هاچین دختری است که تحت سرپرستی خانواده ای خشک و مذهبی پرورش یافته و همیشه رویای فرار از خانواده را در سر می پروراند.میچیکو نیز دختری است بی پروا و جسور که به دلیل قانون شکنی در زندانی فوق امنیتی حبس بوده ، ولی توانست از آنجا بگریزد. وقتی که این دو با یکدیگر رو به رو میشوند،معلوم مشود که هردو به دلایل مختلف به دنبال مردی هستند که به گذشته آنها مربوط میشود…
وقتی ستاره ی ملی کوساکابِ یوکا ناگهان با دنیای کسب و کار و سرگرمی خداحافظی می کنه!باعث شکه شدن جهان و افسردگی هاتا کُساکو ی نوجوان که از بزرگترین طرفدارهای یوکا بود میشه!همکلاسی های اون تو دانشگاه کشاورزی با کلی زحمت موفق شدند اونو از تو اتاقش بکشند بیرون و دوباره سر کلاس درس بیارند!اما در کمال تعجب خود یوکا به عنوان یک دانش آموز انتقالی وارد دانشگاه اونها میشه تا در کلاسها با نام کیموشیتا رینگو شرکت کنه.در اینجاست که کُساکو تصمیم میگیره دختر رویاهاشو هر طور که شده بدست بیاره و بفهمه دلیل اومدش به این دانشگاه چیه!
از وقتی کورو، گربهی سیاه آواره سر راه شیروتا ماهیرو سبز میشه، زندگی شیروتا دیگه رنگ آسایش نمیبینه. کورو یک گربهسیاه معمولی نیست، خونآشام خادمه. ماهیرو از اون آدماست که آسه میاد و آسه میره، به کسی هم کاری نداره و تا جای ممکنه از دردسر دوری میکنه. اما چشمتون روز بد نبینه، بیچاره از بخت بدش درگیر اتفاقی شد که باعث تنشی تمامعیار بین خونآشامها و انسانها میشه.
در شهری که به نام فوکوئوکا شناخته میشه، جرائم در زیر زمینی وجود دارند که روی سطح آن وجود صلح به نظر میرسد. در بخش هاکاتای شهر، افراد مختلفی با استعداد هایی مانند قاتل حرفه ای، کاراگاه، ردیاب و انتقام جویی وجود دارند. به علاوه، با توجه به یک افسانه شهری، شخصی به نام "قاتل قاتل های حرفه ای" این اواخر خود را نشان داده است.
«موریاکا موریکو» بعد از استعفا از کار روزانه خود به یک آدم خانه نشین و گیمر تبدیل می شود؛ جوری که تمام وقت خود را در بازی آنلاینی می گذراند. در این بازی حتی یک فرد پا به سن گذاشته نیز می تواند در نقش کارکتری جوان و زیبا ایفای نقش کند و اینگونه ماجراجویی موریکو در نقش کارکتری به نام «هایاشی» آغاز می شود.