در ماه مه سال ۲۰۲۰، رویارویی میان کلانتر و شهردار شهری کوچک در ادینگتون، واقع در نیومکزیکو، به یک بحران جدی منجر شد. این تقابل به حدی بالا گرفت که ساکنان شهر در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و شکاف عمیقی در جامعه محلی ایجاد شد.
می و بارنز، دو نوجوان با تفاوتهای بسیار، در زمستان سال آخر دبیرستان به شکلی تصادفی با یکدیگر ملاقات میکنند و پس از آن، در طول یک سال، چهار روز را با هم سپری میکنند؛ روزهایی که مسیر زندگیشان را دگرگون خواهد کرد.
دو برادر دوقلو که میخواهند زندگی پر دردسر خود را پشت سر بگذارند، به شهر زادگاهشان بازمیگردند تا دوباره شروع کنند. اما متوجه میشوند که شرارت بزرگتری در انتظار بازگشت آنهاست.
یک قاتل حرفهای که در یک سازمان مخفی زیرزمینی فعالیت میکند، مدام بین کابوسهای وحشتناک و واقعیت زندگیاش دست و پنجه نرم میکند. هنگامی که آخرین ماموریتش کشتن مادری سوگوار است، پی میبرد که هدفش بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
داستان درباره یک مدیرعامل موفق است که با شروع یک رابطه عاشقانه با کارآموز جوانترش، زندگی حرفهای و شخصی خود را در معرض خطر قرار میدهد.
در شهر جدید رم، درگیری شدیدی بین یک هنرمند آرمانگرا و یک شهردار حریص بر سر آیندهی شهر در جریان است. دختر شهردار نیز که عاشق هنرمند است، در این کشمکش گرفتار شده است.
انتقامجویان حتی تو بدترین موقعیتهای کیهانی همیشه یه جورایی پرچم امید دستشون بود، کسایی که میتونستن کل روز مبارزه کنن و کیف کنن. ولی تاندربولتسها؟ اونا کلاً یه چیز دیگهن! این فیلم جدید مارول یه تیم عجیب و غریب رو جمع کرده، نه قهرمانای خوشرنگ و لعاب، بلکه یه سری آدم غرغرو و ناسازگار. یلنا بلووا، قاتل بیوهی سیاه که طعنههاش باحاله، باکی بارنز، سایبورگ روس که قبلاً مامور مخفی بود، جان واکر که کاپیتان آمریکا رو ضایع کرده، گوست که دشمن تغییرشکلدهندهست، رد گاردین، سرباز قدیمی شوروی، تسکمستر که هر حرکتی رو میتونه کپی کنه و یه شخصیت مرموز به اسم «باب». باور کن، اینا اصلاً تیمی نیستن که بخوای واسه نجات دنیا روشون حساب کنی!
یک خانواده سالهاست که توسط یک روح خبیث مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. اما زمانی که یکی از اعضای خانواده به وجود این روح شک میکند، امنیت آنها به خطر میافتد.
وینونا ایرپ برای نبردی سخت به خانه برمیگردد. او باید با یک زن شیطانصفت روبرو شود که میخواهد از او و اطرافیانش انتقام بگیرد.
یک قاتل حرفهای که قصد خودکشی دارد، با حمله همکاران سابقش روبرو میشود و یک راز جدید فاش میشود که باعث ایجاد آشوب و هرجومرج میشود.