یک زن جوان در دوران کمونیستی در رومانی توسط مادرشوهرش مجبور به سقط جنین می شود، زیرا بچه ها پس از فاجعه هسته ای چرنوبیل مرده یا با ناهنجاری به دنیا می آیند...
داستان کاستی که تصمیم میگیرد با پدرش ساندو بعد از سالها دیدار کند و یک ملاقات خانوادگی سورپرایز برای او ترتیب دهد. این کار کاستی راه فراری از مشکلات زناشوییاش است. اما در این سفر، پدر و پسر با گذشته و حال خود روبرو میشوند و رابطهشان به چالش کشیده میشود...
یک آهنگساز و نوازنده کنترباس جوان پس از تحصیل در وین به رومانی باز میگردد و به زودی دستگیر و به زندان پیتستی منتقل میشود، جایی که یک آزمایش مبتنی بر شستشوی مغز و شکنجه در حال انجام است...
در این فیلم" اینس" مشاور مالی یک شرکت آلمانی در بخارست است. او با وسواس و دقت کار می کند و مدام زیر فشار مدیران شرکت است. یک روز، پدر اینس، شخصیت اصلی فیلم به دیدار او می آید. او تصمیم می گیرد تا کارهای روزانه دخترش را دنبال کند تا به او کمک کند درک بهتری از معنای زندگی داشته باشد. برای عملی کردن این ایده، پدر تصمیم می گیرد به جلد شخصیتی به نام تونی اردمان فرو رود.
دو دختر جوان می خواهند شهر خود را ترک کنند و برای کار به خارج از کشور بروند. با این حال، رویاهای آنها به سرعت با حقیقت سرد واقعیت درهم می شکند و متوجه می شوند که هر رویایی باید هزینه خود را داشته باشد...
ولیکانو خود را فردی کامل می داند. او پول دارد، یک ویلای جدید، با یک زن جوانتر ازدواج کرده و از ازدواج قبلی یک پسر دارد. قبل از تعطیلات، او باید همه چیز را مرتب کند، اما همه چیز شروع به پیچیده شدن می کند...
دوکو، نویسنده 45 ساله رومانیایی، با بحران میانسالی روبرو می شود. او برای شرکت در یک اقامت خلاقانه در برلین و تلاش برای بازسازی زندگی خود، بخشی از زندگی خود را در آلمان به سر می برد. او بین دو کشور و دو زن، همسر خود، آندرا که می خواهد طلاق بگیرد و جولیا، عشق دوران جوانی دوکو که در یک روستا در آلمان زندگی می کند، سر و کار دارد...