الکس فونگ در اطراف گانگسترها می چرخد، دوست دخترش را با بی میلی به تعهد تحت فشار قرار می دهد و وقتی پدرش (کو فنگ) به مشکل می خورد، سرخورده می شود. مون لی خواهرش است که او نیز پلیسی است که در همان ایستگاه پدرش کار می کند و نمی تواند برادر و سبک زندگی او را تحمل کند. زمانی که پدر آنها با خونسردی توسط یک قاتل اجیر شده (بیلی چاو) به قتل می رسد، مون لی قول می دهد که انتقام مرگ او را بگیرد...
در سال ۱۹۹۰، هنگ کنگ با افزایش شدید جرایم سازمانیافته روبرو است. تریادها برای کنترل شهر به شدت در حال رقابت هستند و به زودی ممکن است تمامی فعالیتهای مجرمانه در منطقه را در دست بگیرند.
یک کیک بوکسور در رینگ توسط یک حریف کثیف که برای یک سندیکا کار می کند کشته می شود. خواهر کیک بوکسور مرده قول انتقام می بندد که هم با کیک بوکسور کثیف و هم با سندیکای جنایتکار روبرو شود...
برادر کوانی تحت فشار شدید رقبای باند خود، با این وجود او را تشویق میکند تا برنامههای عروسی خود را ادامه دهد. در حالی که خانواده و محافظان آنها در مراسم جمع می شوند، مخالفان اعتصاب می کنند - خان در حالی که شوهر و برادرش کشته می شوند، در لباس عروسی با یک مسلسل شلیک می کند.
در دوره جنگ سالاری ، سربازان از جان گذشته به دزدی و راهزنی روی می آورند . آن ها اغلب به یک روستای کوچک به نام گوانجی دستبرد می زنند. مردم این روستا به منظور دفاع از خود هفت رزمنده را استخدام می کنند…
دو قمارباز به نامهای قانونی و چان، در نبردی با якуدزا گرفتار میشوند. آنها برای حل این مشکل، دست به قمار پرخطری میزنند و سرنوشت خود را به دست ورقهای بازی میسپارند.
یک روز ، نایک لو ، از دوست خود "شوم" در یونان نامه ای دریافت می کند که در انجا یک قطعه عتیقه عجیب کشف کرده است و می خواهد نایک به او در تحقیق آن کمک کند...