پس از اینکه یک دختر جوان در یک جامعه کوهستانی مذهبی دورافتاده مرده پیدا میشود، گروهی از دختران نوجوان تصمیم میگیرند با پذیرفتن طبیعت تاریک خودشان، علیه ارواح شیطانی که به اعتقاد آنها دختر را کشتهاند، بجنگند.
داستان کیت، طراح طلا و جواهری که برای زوج های خوشبخت انگشتر می سازد. به کیت فرصتی داده می شود تا با معشوقه دوران کودکی خود ارتباط برقرار کند. آیا کیت انگشتری را که تمام عمر منتظرش بود دریافت می کند؟...
زنی به نام “والری” پس از گذراندن چندین سال زندان به جرم قتل غیر عمد همسایه ی خود در حادثه ی رانندگی به خانه باز می گردد به امید اینکه این موضوع را فراموش کند و زندگی جدیدی را آغاز نماید. او بیشتر از هر چیزی می خواهد که این موضوع فراموش شود اما با آمدن پسر آن مرحوم در خانه ی والری، مشخص می شود که این موضوع به این آسانی فراموش نخواهد شد و…
یک زن که از بیماری فراموشی رنج میبرد، پس از اینکه روان پزشکش به او توصیه میکند به خانه دوران کودکی اش بازگردد، شروع به دیدن چیزهایی غیرقابل توجیه میکند و...
بعد از یک دوره ناموفق در خارج از وطن خود، "آپریل" به شهرش باز میگردد و اتفاقی مسئولیت آموزش دادن یک گروه از رقاص های جوان را برای یک مسابقه بزرگ برعهده میگیرد ...
داستان یک خانواده در تلاش برای برای زنده ماندن در جهان وحشت زده از گونه های باستانی و مرگبار است که چندین دهه در تاریکی زمین در یک غار زیرزمینی گسترده پرورش یافته اند، و تنها با شنوایی حساس خود، طعمه را شکار می کنند و همهی مردم برای دوری از این موجودات و زنده ماندن، مجبور هستند که صدایی ایجاد نکنند، صحبت نکنند و آنقدر آهسته جابجا شوند که این موجودات متوجه حضورشان نشوند و...
جینی دختر ۱۵ ساله ترشرو و جاهطلبی است که فکر میکند نسبت به مادر سی سالهی خود یعنی جورجیا میلر، از بلوغ فکری بیشتری برخوردار است و به راحتی میتواند مسائل را درک کند. اتفاقات جالبی برای این مادر و دختر رخ میدهد...
بعد از اینکه بیماری گسترش پیدا می کند و به بیشتر مردم منتقل می شود، نظم جامعه بهم می خورد و جان سالم بدر برده ها در کمپ های مختلف برای بقا مبارزه می کنند. در این میان که تعداد خونآشام ها در حال افزایش است، دکتر لوتر باید هر چه سریع تر متوجه شود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، در حالی که فاین روز به روز قدرتمندتر می شود تا در نهایت تبدیل شود به رهبر جامعه زیرزمینی خونآشام ها.