ادی و لو دو کلاهبردار هستند که وارد خانه ی یک نفر شده و متوجه می شوند او تا مدتی به خانه باز نمی گردد و سرایدار خانه نیز به دلیل پیدا کردن یک شغل جدید، خانه را ترک کرده است. این یک فرصت فوق العاده برای ادی و لو است، اما شرایط زمانی دشوار میشود که بستگانِ صاحب خانه سر میرسند...
گروهبان جانی گالاگر مامور است تا زندانی “توماس بویت”، را به خاک ایالات متحده برگرداند. اما زندانی فرار میکند و گالاگر تمام زندگی اش را در خطر می اندازد تا وی را پیدا کند …
قاتلی در یک تعقیب و گریز توسط یکی از افراد پلیس تیر خورده و رو به مرگ میباشد و از آنجائیکه تا آخرین لحظات قصد تسلیم شدن ندارد به جادو و طلسمی که پیش از این، در آن مورد تعلیم دیده است، روی می آورد و روح پلید و شیطانی اش را به درون یک عروسک منتقل میکند. از طرفی روز تولد «اندی» خردسال است و او به شدت طالب همان مدل از عروسک است...
«جک والش» (رابرت دنیرو) استخدام شده تا یک حسابدار مافیا بنام «جاناتان ماردوکاس» (چارلز گرودین) را دستگیر کند. پلیس فدرال در گرفتن رد جاناتان درمانده است، اما جک براحتی او را می یابد و اکنون باید او را از نیو یورک به لس آنجلس ببرد تا ۱۰۰ هزار دلار دستمزدش را بگیرد. از طرفی پلیس فدرال و مافیا نیز به دنبال این حسابدار هستند و همین مساله کار جک را کمی مشکل می کند…
متخصص هنرهای رزمی "نیکو" در ژاپن توسط یک مامور سی آی ای استخدام می شود تا به عملیاتی ویژه در مرز ویتنام و کامبوج بپیوندد. در سال 1973 او شاهد بازجویی از اسرای جنگی شده و از سی آی ای استعفا می دهد و...
«ادي فلسن» ( نيومن )، معروف به «دي فرزه»، بيلياردباز و «تيغي زن» سابق، جواني به نام «وينست لاريا» ( کروز ) را زير پر و بال خود مي گيرد و به او آموزش مي دهد...
پلیس روسی، «ایوان دنکو» (شوارتسنگر) و افسر نه چندان مقرراتی اداره ی پلیس شیکاگو، «آرت ریدزیک» (بلوشی)، با کمک هم به مقابله با قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر می پردازند...