جورجیا برای تعقیب یک مرد به یونان رفته است. چند سال بعد او در یک جزیره خارجی تنها و آواره می شود. سرانجام اشتیاق او به تاریخ منجربه این می شود تا او به شغل راهنمای تور برسد. اما او خسته شده است و احساس می کند کفی ( نوعی طلسم فریبده یونانی ) خود را از دست داده ست. او معمولا باید با افراد مسن و ناجور سروکله بزند و همین حوصله اش را سر می برد ، تا اینکه اینبار راننده اتوبوس این گروه توریستسی ایرو (ریچارد دریفاست) که شخص کم صحبت و متینی است ، زندگی را در نظر او عوض می کند. جورجیا می فهمید که عشق واقعی در نزدیکی او ست و …
«اشلي» (لوهان) هميشه از آن دخترهايي بوده که از هر نظر شانس آورده اند. در عوض «جيک» (پاين) اصلا شانسي در زندگي نداشته، دست و پا چفلتي است و هميشه هزار تا بلا سرش مي آيد. اين دو نفر در يک، جشن بالماسکه ي پر رزق و برق به طور اتفاقي با هم آشنا مي شوند و تماسي زودگذر باعث مي شود که ستاره ي شانس شان با هم تاخت زده شود….
رئیس جمهور ایالات متحده که پس از دو دوره ریاست جمهوری بازنشسته شده است، به زادگاه خود در موزپورت، مین باز می گردد و تصمیم می گیرد برای شهردار شدن در برابر یک نامزد محلی دیگر رقابت کند ...
«بنجامین بری» یک متخصص تبلیغاتی و همینطور مورد علاقه خانم هاست، که برای برنده شدن در یک رقابت شرط می بنند که می تواند کاری کند یک زن در طول ۱۰ روز عاشق او شود...
"کتی" با "پیتر" ازدواج کرده است. او به این فکر می کند که اگر با دوست پسر قدیمی خود "تام" بود چه اتفاقاتی می افتاد. ازدواج او را از رسیدن به این خواسته اش منع می کند به همین دلیل از دوستش "امیلی" می خواهد با او ارتباط برقرار کرده و از تجربه اش به او بگوید، اما ...
ادی و لو دو کلاهبردار هستند که وارد خانه ی یک نفر شده و متوجه می شوند او تا مدتی به خانه باز نمی گردد و سرایدار خانه نیز به دلیل پیدا کردن یک شغل جدید، خانه را ترک کرده است. این یک فرصت فوق العاده برای ادی و لو است، اما شرایط زمانی دشوار میشود که بستگانِ صاحب خانه سر میرسند...
یک معلم مدرسه به خانه عمه متوفی خود در یک شهر کوچک نقل مکان می کند، اما متوجه می شود که گرفتار اتفاقات ماوراء طبیعی و خصومت غیرقابل توضیح از سوی مردم شهر محلی مرتبط با گذشته عمه اش است....