به زودی پس از بازگشت از ماه عسل ، "جان" و "مارگارت هایکس" شگفتی زندگی خود را دریافت می کنند . "مارگارت" در 53 سالگی ، بر خلاف میل همسرش باردار است و تصمیم بر نگهداری فرزند خود دارد ...
پس از وقوع یک زمین لرزه،سه برادر تکه ای طلای گرانبها که ارزشی معدل هزاران دلار دارد پیدا می کنند.اما ثروت بادآورده آنها مشکلات بسیاری به وجود می آورد تا اینکه آنها تصمیم می گیرند طلا را به دو راهزن بدهند...
حسابداری فقیر ، راننده خودروی سهامی استیو گریسون را با صورتحساب هنگفتی برای مالیاتهای معوقه میآورد که توانایی او را برای ادامه مسابقات رقابتی مختل میکند...
"اسکات هیوارد" برخلاف نقشه ها و خواسته های پدر خود،"داستی هیوارد" ثروتمند عمل می کند.او خانواده اش را رها کرده و به سمت فلوریدا حرکت می کند.وقتی در یک پمپ بنزین توقف می کند با "تام ویلسون" که برای بدست آوردن شغلی به عنوان مربی اسکی به میامی می رود برخورد می کند.او پیشنهاد می دهد هویتهایشان را با هم عوض کنند و...
ايرما، فاحـشهای در يكی از محلههای فقير پاریس است. نستور پاتو كه افسر پليس است، برای اجرای قانون به كازانووا می آيد اما به دليل بدشانسی از كار اخراج میشود. آشنايی نستور با ايرما، مسير جديدی را در زندگی هر دوی آنها میگشايد.
» جک برنز « ( داگلاس ) کابوى تنها به آلبوکرکى مى آید تا دوستان قدیمى اش، » پل « ( کین ) و » جرى باندى « ( رولندز ) را ببیند. » جرى « به او مى گوید که شوهرش به جرم کمک به ورود غیرقانونى مکزیکى ها به خاک آمریکا زندانى شده است. » جک « براى رفتن به زندان و کمک به » پل «، عمدا دعوایى در کافه به راه مى اندازد. اما در زندان مى فهمد که » پل « قصد دارد محکومیت کوتاهش را بگذراند...