ایچیرو میزوساوا، بازیکنی از مدرسه راهنمایی سابق روکاو، تومیگائوکا، به یک بیماری ناتوانکننده در پا مبتلا شده و میخواهد یک بازی آخر با روکاو انجام دهد. هانامیچی تصمیم میگیرد به این پسر کمک کند و آرزویش را برآورده کند.
تیم شوهوکو پس از شکست مقابل کاینان، به یک مسابقهی دوستانه با تیم قدرتمند و ناشناختهی ریوکوفو دعوت میشود. مربی آنزای امیدوار است این مسابقه به بازگشت اعتماد به نفس تیمش کمک کند، در حالی که قدرت تیم حریف، به ویژه برای ساکوراگی، یک تهدید جدی به شمار میرود.
در مسابقات دبیرستانها، شوهوکو با مربیگری آنزای به مصاف تسوکوبو با مربیگری شاگرد سابق آنزای میرود. آکاگی و کوگوره با کاپیتان تسوکوبو، همکلاسی قدیمیشان، روبرو میشوند و ساکوراگی از رقیب هاروکو، سنتر تسوکوبو، ناراحت است.
وقتی هوتارو ایچیجو از مدرسه شلوغ و پر هرج و مرج توکیو به روستایی آرام و دنج در حومه شهر منتقل میشود، با تغییرات بزرگی روبرو میشود. هوتارو با همکلاسیهای عجیب و غریب جدیدش، با ماجراجوییهای روزانه، خود را با زندگی جدید وفق میدهد.
"وان پیس" داستان یک دزد دریایی به نام "مانکی دی. لوفی" است که به دنبال بزرگترین گنج دنیا، "وان پیس"، است. این گنج توسط "گلد راجر"، پادشاه دزدان دریایی، پنهان شده است. لوفی و خدمهاش در طول سفر خود با چالشها و خطرات زیادی روبرو میشوند، اما آنها مصمم هستند تا به هدف خود برسند.
یه موجود ترسناک با ترکیب سایبرنتیک و قدرت روانی که روح دو انسان شکنجهشده توشه. همه میخوان کنترلش کنن، ولی نفرتش قابل مهار نیست. جنگ تو دنیای سایبرپانک آینده حسابی داغه و پر از خشونته!
Otome Game no Hametsu Flag Shika Nai Akuyaku Reijou ni Tensei Shiteshimatta X . دخترکی پس از مرگ، در دنیای یک بازی ویدئویی دوباره متولد میشود. اما هنگامی که درمییابد نقش او در این دنیا، شخصیت منفی داستان است که به نابودی ابدی محکوم خواهد شد، برای تغییر سرنوشت خود و رهایی از این پایان غمبار، دست به کار میشود.
در ژاپن مدرن، رکا (Recca) متوجه می شود که قدرتی برای کنترل آتش دارد و با افرادی با قدرت های عجیب ملاقات می کند. او باید گذشته خود را پشت سر بگذارد و با سرنوشت خود روبرو شود.
“کوماتسو نانا” به دنبال دوستش “شوجی” به توکیو نقل مکان میکند تا به زندگیای که همیشه رویای آن را داشته، دست یابد. در قطاری که به مقصد توکیو در حرکت است، او “اوساکی نانا” را ملاقات میکند، دختری که خوانندهی یک گروه پانک راک به نام “بلست” است و او نیز عازم توکیوست تا به آرزوی خود برای تبدیل شدن به یک حرفهای دست یابد. پس از رسیدن به توکیو آن دو راه خود را از هم جدا میکنند اما دست سرنوشت دوباره آنها را با یکدیگر روبرو میکند واین دو دختر همنام در توکیو همخانه نیز میشوند. کمکم پیوند دوستی دو “نانا” محکمتر و عمیقتر میشود و در کنار هم با مشکلاتی که در زندگی عاشقانه و کاری آنها بوجود میآید، روبرو میشوند.
کاترینا کلائس ۸ ساله، تنها دختر یک دوکه که زندگی آروم و به دور از دغدغه ای رو سپری می کنه؛ البته تا زمانی که سرش به سنگ میخوره و یادش میاد که اون اصلا دختر یک دوک نبوده. او در واقع اوتاکویی بوده که در زندگی پیشین خودش، بعد از اینکه تا صبح بیدار میمونه تا بازی اُتومه مورد علاقه ش رو بازی کنه، تو راه رفتن به مدرسه جونش رو از دست میده. بعد از پی بردن به اینکه محیط اطرافش به طرز عجیبی آشناست، کاترینا با فهمیدن این موضوع که در دنیای فورچون لاور(بازی اُتومه که در زندگی قبلیش بازی میکرد) به عنوان شخصیت منفی زن دوباره متولد شده، شُکه میشه. شخصیت منفی زن در این بازی معمولا یا کشته یا تبعید میشه، پس کاترینا تصمیم میگیره با اتکا بر دانش خودش از هر پیشامد بدی جلوگیری کنه. ولی آیا اصلا برای شخصیت بد، پایان خوبی میشه تصور کرد؟
ساکنانِ بیگمان سیارهزمین به کارهای معمولشان مشغولند،از روز آفتابی زیبا ویژه و تابانشون لذت میبرند، وقتی یک پسر جوان ژاپنی سقوط شیء درخشانی رو از آسمان رو می بینه. بالاخره هجوم یک بیگانه شروع شده؟ جای دیگری در ژاپن، "کِرورو" ، گروهبان قورباغه و رهبر جوخه تدابیر ویژه ارتش تهاجم فضای سیاره 58ام سیستم سیارهای گاما، پناهگاه فوقالعادهای پیدا کرده. او به خانه خانواده "هیناتا" نفود کرد تا مقرفرماندهیای بسازد که خود و افرادش بتوانند برای تسخیر دنیا خودشون رو آماده کنند. ولی نمی تواند از پس "فویوکی" و "ناتسومی هیناتا" بر بیاد! غریزه ناتسومی که مخفیکاریشون رو خراب میکند.
پسری به اسم ساکوراگی هانامیچی ، بعد از مدت زیادی باز هم نمی تونی هیچ دست دختری پیدا کنه ، و وقتی که تونست یه نفر رو برای دوست داشتن پیدا کنه ، می فهمه که اون هم عاشق یه بسکتبالیست مشهور از مدرسه خودشونه و اینطوری ساکوراگی هانامیچی تصمیم می گیره که عضو تیم بسکتبال بشه و دل دختره رو به دست بیاره ، اما …