زمانی که نویسندهای که بیش از 20 سال HIV مثبت دارد، به طور تصادفی چک تولد 100 دلاری را واریز میکند، به دلیل کسب درآمد بیش از حد از برنامه بهداشتی خود کنار گذاشته میشود. در این دوره جدید مراقبت های جهانی، آیا او می تواند یک بوروکراسی درمانده را به عهده بگیرد یا ماهیانه 3000 دلار برای خرید دارو به تنهایی بیاورد؟..
جیمی ولرستین بازیگر جوان با استعداد با دختری نویسنده ای به نام کتی هیات ازدواج می کند. اما این دو پس از گذشت 5 سال از ازدواجشان در حال بازنگری اتفاقات رخ داده در زندگی مشترکشان هستند و...
ایتان آرزو دارد تا از شهر کوچک خود فرار کند. او با دختر عجیبی به نام دینا آشنا می شود . آنها با یکدیگر از راز تاریکی درباره خانواده هایشان، گذشته شان و شهرشان پرده بر می دارند...
«هالی کندی» زنی زیبا و باهوش است که با تنها عشق زندگی اش، یک مرد ایرلندی احساساتی، شوخ طبع و بی پروا بنام «جری» ازدواج کرده است. جری بیمار میشود و سرنوشت آن دو را از هم جدا می کند. بعد از غم از دست دادن جری، تنها کسی که می تواند هالی را دلداری دهد، همان کسی است که دیگر پیشش نیست. جری بهتر از هرکسی هالی را می شناخته است، از این رو تصمیم گرفته قبل از مرگش نامه هایی برای هالی بنویسد. نامه هایی که نه تنها او را در تحمل این غم یاری می کنند، بلکه باعث می شوند خودش را دوباره پیدا کند.
ارین گرول معلم جوانی است که در سال ۱۹۹۲ و همزمان با شورشهای نژادی در شهر لس آنجلس ، برای تدریس وارد مدرسه ای می شود که فضای کلاسهای آن به چند گروه نژادی تقسیم شده است . رابطه بین شاگردان مختلف کلاس متشنج است اما ارین تصمیم می گیرد ذهنیت بچه ها را نصبت به تنفر نژادی روش کند …
"جودی نلسون" از تحقیقات پزشکی استعفا میدهد تا ازدواج کند. سال ها بعد شوهر او، فیزیک دان، از او طلاق گرفته تا با دکتری دیگر باشد. او که بسیار نا امید شده اکنون تنها در آپارتمان لوکسش زندگی می کند و ...
زندگینامه فرانتس لیدز (وات)، یک ورزشینویس معروف آمریکائی. لیدز که در مراسم غسل تعمید، اسمش را استیون گذاشتهاند، وقتی سلما (مدل داول)، مادرش مریض میشود، سید (تورتورو) پدرش، از ترس آنکه بچهها حال مادر را بدتر کنند آن ها را نزد دو بردارش می فرستد تا مدتی با آن ها زندگی کنند و …
تابستان سال ۱۹۶۵٫ «رابرت کینکید» ، عکاس مجله ی «نشنال جیوگرافیک» مأمور شده تا از «پل های مدیسن کانتی» عکس بگیرد. هنگامی که شوهر و بچه های «فرانچسکا جانسن» برای شرکت در بازار مکاره به آیووا رفته اند، «رابرت» با «فرانچسکا» آشنا می شود و رابطه ای چهار روزه را با او برقرار می کند...
«جک لوکاس» (بريجز) گوينده ي يک برنامه ي راديويي پس از آن که مي فهمد يکي از شنوندگان برنامه اش تحت تأثير حرف هاي او آدم کشته، کارش را رها مي کند و الکلي مي شود. شبي که «جک» قصد خودکشي دارد، مرد بي خانماني به نام «پري» (ويليامز) که قبلا استاد دانشگاه بوده، نجاتش مي دهد و مي گويد که مأموريت دارد «جام مقدس» را پيدا کند.