داستان فیلم به مبارزات جنبش ۲۶ ژوئیه به رهبری فیدل کاسترو و با همراهی ارنستو چگوارا که یکی از شمایل های قرن بیستم است پرداخته که به سرنگونی رژیم ژنرال باتیستا در کوبا انجامید …
این فیلم داستان رومولوس، همسر زیبایش کریستینا و تلاش آنها در برابر سختیهای بزرگ برای بزرگ کردن پسرشان، ریموند، را روایت میکند. این داستان یک عشق ناممکن است که در نهایت، پیوند ناگسستنی بین پدر و پسر را ستایش میکند.
گری ایوانز، ستاره نوظهور هالیوود (جیوانی ریبیسی) در آستانه یک فروپاشی روانی است. با افزایش توجه، فشار افزایش یافته است، و به هر طرف که نگاه می کند به نظر می رسد که کسی تکه ای از او را می خواهد...
داستان مرد جوانی که وارد دانشگاه میشود تا متوجه شود که میتواند از همسایگانش در آپارتمانی که در آن زندگی میکند درباره زندگی و عشق بیشتر یاد بگیرد ...
یک مرد زخمی توسط یک ماهیگیر از آب گرفته میشود. او که حافظهاش را از دست داده، از مامورینی که قصد جانش را دارند می گریزد و سعی دارد خاطراتش را به یاد آورد.
"سیسی" پرستاری جوان است که زندگی منزوی داشته و همه زندگی اش را وقف بیمارانش در آسایشگاه "بیرکنهوف" کرده است.اولین دیدار او به سرباز سابق "بودو" برخوردی به یادماندنی می شود.او باعث حادثه ای شده که موجب قرار گرفتن "سیسی" زیر یک کامیون شده است...
پائولا هنینگ جایگاهی ویژه در دانشگاه پزشکی هایدنبرگ بدست می آورد. وقتی جسد پسری که او در قطار با آن برخورد کرده بود سر از میز تشریع او در می آورد، "پائولا" تصمیم می گیرد در مورد مرگ اسرارآمیز او تحقیق کند...
«ماني» (بلايپ تروي) بايد صد هزار مارک به شخصي بپردازد؛ اما متأسفانه پول را در مترو جا مي گذارد. يک مرد ولگرد (کرول) پول را بر مي دارد. «ماني» تنها بيست دقيقه فرصت دارد تا پول را تحويل دهد اگر نه کارش زار خواهد شد. او از سر نااميدي به محبوبه اش، «لولا» (پوتنته) تلفن مي کند؛ اما آيا «لولا» خواهد توانست در عرض بيست دقيقه پول لازم را فراهم کند؟
داستان فیلم درباره مردی به نام جو (نیکولاس کیج) است. او راننده کامیون است و بعد از دست دادن همسرش آدم گوشه گیری شده تا زمانی که با زنی به نام جولی آشنا میشود و…
این مینی سریال ، درباره جیمز کزیا دلانی است که پس از یک دهه زندگی در افریقا به خانه بازگشته و متوجه میشود میراث پدرش اکنون تحت مالکیت او است. جیمز، در راه برقراری عدالت و انتقام در قبال کسانی که به او صدمه زدند قدم میگذارد و در این راه به مبارزه با کمپانی هند شرقی پرداخته و امریکا و بریتانیا را در دورانی پر طنش رو در روی یکدیگر قرار میدهد...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...
داستان این سریال در دهه 60 قرن نوزدهم (سال های 1860) در محله ای به نام "پنج نقطه" در شهر نیویورک اتفاق می افتد یک جوان تنومند ایرلندی که مامور پلیس میباشد, وظیفه دارد تا پایداری صلح و آرامش محله اش را که محله ای کاملاً آشوب گر است و تمامی خلاف کاران و یاغیان در آن زندگی میکنند, هنگامی که در عین حال با مردم بالا شهر جزیره مان هاتان در حال تعامل میباشد, تامین کند...