بالی، کارگردانی که قصد دارد از یک مادر جایگزین برای فرزندش استفاده کند، با ریشما آشنا میشود. ریشما بازیگری است که در حرفهی خود موفق نبوده و برای نقشهای فرعی و رقص در فیلمها تست بازیگری میدهد.
ساتا، رانندهٔ کامیونی که به دنبال همسری کاردان برای نظمبخشی به زندگی خود است، با زنی خودساخته که آرزوی ثروت و تجمل در سر دارد، هممسیر میشود. این تفاوتهای بنیادین، رابطهای نامتعارف را رقم میزند که هنجارهای سنتی عشق را زیر سؤال میبرد.
قانون قصاص، جز نابودی و تاریکی ارمغانی ندارد.
باید کسی حلقهی کینه و دشمنی را بگسلد، و صاحب این بار تصمیم میگیرد مسیر زندگی خود را به کلی دگرگون سازد.
این فیلم در سال 1947 اتفاق میافتد و داستان مجموعهای از افرادی است که مجبورند خانه خود را تخلیه کنند تا به مکان دیگری نقل مکان کنند. هرج و مرج رخ می دهد زیرا ساکنان اصلی با خانواده دیگری که وارد خانه می شوند روبرو می شوند...
زندگی لالی دور پدر بیوهاش و دوست دخترش "ماهی"میچرخد. برای ازدواج، لالی باید به کانادا نقل مکان کند. او مجبور است بین آنها یکی را انتخاب کند و ایده ازدواج دادن پدرش را مطرح میکند و ...
این داستان، که بر اساس اتفاقات واقعی زندگی شخصی به نام کمال گروال نوشته شده است، به بررسی موضوع املاک افرادی که در هند زندگی نمیکنند (NRI) و به ویژه مشکلاتی که در رابطه با مستاجران این املاک رخ میدهد، میپردازد.
دو خواهر از کانادا به روستای خود برمی گردند تا خانواده مادری خود را ببینند و مادربزرگ خود را برای یک مسافرت اوقات فراغت کوتاه ببرند ، اما در راه با پسری از پنجاب دیدار می کنند.
دو برادر یک نوشدارو را از نیاکانشان به ارث برده اند و از آن برای درمان هر بیماری استفاده می کنند یکی به نیت خیر خواهی مردم و دیگری به قصد کسب ثروت تا اینکه…