کارآگاهی هنگ کنگی به نام «ادی چانگ» (جکی چان)، مدال اسرارآمیزی را از پسر بچه ای می گیرد و صاحب قدرت های ابر انسانی می شود. او حالا باید با یکی از بی رحم ترین تبهکاران اروپایی به نام «اسنیکهد» (سندز) که پسر بچه را ربوده و به دنبال مدال است مبارزه کند. سرانجام در ایرلند، «ادی» و «اسنیکهد» رو در روی هم قرار می گیرند و ...
لئون پس از اخراج از شرکت خود به دلیل اظهار نظرهای ناپسند و نامناسب، تلاش می کند در هر ایستگاه رادیویی در شیکاگو شغلی پیدا کند. بعدها او نامه ای مبهم به دست می آورد...
«ارني» (لين) و «لارس» (اوانز)، يک خانه ي قديمي و يک کارخانه ي ريسمان بافي را به ارث مي برند. دو برادر تصميم مي گيرند در خانه ي قديمي زندگي کنند و ناگهان متوجه مي شوند معمار خانه، آرشيتکت سرشناسي بوده و آن دو صاحب ثروت بزرگي شده اند. آنان تصميم مي گيرند خانه را از طريق حراج بفروشند؛ اما پيش از فروش بايد از شر موشي که در ديوارهاي آن زندگي مي کند، خلاص شوند.
دویست و پنجاه سال در آینده، زندگی بشر با ورود شر و بدی دچار تهدید شده است. تنها زنی که معروف به پنجمین عنصر (میلا جوویچ) است می تواند شر را از زندگی بشر دور کند و آنرا از بین ببرد. او در این راه از کمک یک سرباز کارکشته قدیمی به نام «کربن دالاس» (بروس ویلیس) که اکنون راننده تاکسی است نیز بهره مند است. متاسفانه شر توسط فردی به اسم «زورگ» (گری الدمن) نیز پشتیبانی می شود زیرا او تصمیم دارد تا از هرج و مرج و بی نظمی که در اثر فعال شدن شرارت بوجود می آید کمال استفاده را ببرد...
پس از منجمد شدن چرخ و فلک و آزاد شدن "زی بیدی" خبیث ،"دوگال" سگی که باعث این اتفاق شده برای نجات صاحب خود که در چرخ و فلک زندانی شده است همراه با دوستانش راهی سفری خطرناک می شوند ....
پس از سقوط هواپیما، دو برادر ناتنی که با یکدیگر اختلاف دارند، در جزیرهای دورافتاده و شگفتانگیز فرود میآیند. در این جزیره، انسانها و دایناسورها با یکدیگر در صلح و آرامش زندگی میکنند و جامعهای آرمانی را تشکیل دادهاند. اما این آرامش در حال تهدید است.