داستان درباره دو رئیس باند تبهکاری در شهر نیویورک است که قبلاً با هم دوست بودند، اما اکنون به دلیل حسادت و خیانت، با یکدیگر دشمن شدهاند و برای تسلط بر شهر، با یکدیگر میجنگند.
یک کسب و کار خانوادگی برای زیباسازی محله تحت فشار است که فروخته شود. یک گانگستر محلی برای نجات آن نقشهای میکشد و در این میان، دو نفر که به دنبال عشق هستند، به هم میرسند.
سه خواهر نیویوریکایی، با چالشهای طاقتفرسای زندگی مانند مادر مجرد بودن، دغدغههای شغلی و مسائل خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند. آنها در این مسیر پرفراز و نشیب، شوخطبعی و آرامش را در سایه پیوند عمیق خواهرانهشان مییابند.
داستان فیلم درباره یک دختر 24 ساله به نام آوا رابینز است که به یک کلبه دور افتاده نقل مکان میکند. اما آنچه یک رویا به نظر میرسید، به زودی به یک کابوس زنده تبدیل میشود...
داستان فیلم در مورد يك فرمانده گروهی از فروشندگان مواد مخدر میباشد که پس از یک درگیری که به تیراندازی و مرگ چند نفر ختم می شود، تلاش میکند تا از خانواده خود در مقابل کسانی که به فکر گرفتن انتقام از او هستند، محافظت نماید ، اما…
زن و شوهری که تخصص در سرقت از باشگاه های اجتماعی را دارند روزی به این نتیجه میرسند که این کار هدف آن هاست و باید به آن ادامه دهند و از دست پلیس ها همیشه فرار کنند...
دو بدنساز اهل میامی ، "دنیل لوگو" و "پاول دویل" تصمیم می گیرند علیه رخدادهای به هم پیوسته ای شامل گروگان گیری و باج گیری به پا خیزند . اما نقشه های آن ها هنگامی که کارآگاهی خصوصی به نام "اد بواس" واردماجرا می شود ، طبق برنامه پیش نمی رود و ...
پس از مرگ پدرش ، نینا موظف می شود که آخرین آرزوی پدرش را انجام دهد و آن ، برگرداندن سه برادرش به نام های سام ، لئو و داگلاس پیش هم هستش. اما هنگامی که لئو به یک موضوع مهم پی می برد ماجراهایی پیش می آید که…
«کمپ» ( جانی دپ ) روزنامه نگار مستقلی است که به منظور کار در یک روزنامه محلی به منطقه کارائیب مسافرت کرده است. یکی از دلائلی که کمپ را به این منطقه کشانده، مردم سالم و محیط دست نخورده آن است. اما کمپ به محض اینکه جهت مصاحبه ای کاری نزد سردبیری خشن به نام «لاترمن» ( ریچارد ینکینز ) می رود، متوجه می شود که شرایط مورد نظرش چندان هم به آن چیزی که فکر می کرده شباهت ندارد و به نوعی، بیشتر افراد این منطقه از فرهنگی عجیب و غریب برخوردارند...
دیو لیزفسکی یک دانش آموز ساده دبیرستانی است که به کتابهای کمیک علاقه زیادی دارد. او یک روز تصمیم می گیرد یک ابرقهرمان شود، در حالی که نه قدرتی دارد، نه آموزشی دیده و حتی دلیل قانع کنندهای هم برای انجام این کار ندارد.
گروهی از مردان مسلح یک قطار زیرزمینی را در اختیار میگیرند و سرنشینان آن را به گروگان میگیرند تا شهر را به آشوب بکشند. این قضایا مامور ایستگاه (دنزل واشنگتن) را وادار میکند تا در برابر مغز متفکر اغتشاشگران (جان تراولتا) قرار بگیرد...
هواشناسی اهل شیکاگو ، جدا از همسر و فرزندانش به انجام حرفه خود مشغول است . او فکر میکند که موفقیت هایی که به دست می آورد صرفا نتیجه تلاش خودش است اما …
مجری تولزیونی برنامه کودکان «رندالف رنگین کمان» ( رابین ویلیامز ) با بی احترامی کامل از کارش اخراج می شود. مجری جایگزین او «اسموچی کرگدن» ( ادوارد نورتون ) خیلی زود پیشرفت می کند و به شهرت می رسد. اما شلدون تصمیم می گیرد به کارش باز گردد...
نام سریال یعنی «شهر جادویی» برگرفته از لقب شهر میامی آمریکاست و داستان سریال نیز در همین شهر و در سال 1959 میلادی، پیرامون یکی از بزرگترین هتل های جهان رُخ میدهد. «آیزاک اوانز» شخصیت اصلی این سریال، صاحب هتل بزرگ «دریا نما – Miramar» است. آیزاک همواره رویای ساختن این هتل را داشته و به همین دلیل و برای تامین هزینه های ساخت مجبور شده با رییس باندهای خلافکاری و قماربازی شهر، یعنی «بن دایموند» معروف به «قصاب» شریک شود. «دایموند» که به دلیل علاقه به قمار سرمایه خود را بر روی این هتل قرار داده، تمام تلاشش را میکند تا بازی قمار را راه بیندازد ولی از سوی دیگر آیزاک نمیخواهد پای دارودسته دایموند به هتل او و نزدیک خانواده اش باز شود. از سوی دیگر هم دادستان شهر میامی هم به دنبال دستگیر کردن «بن دایموند» است و آیزاک باید پای خودش را از کارهای دایموند نیز بیرون بکشد.