این فیلم داستان گروهی از پستچیها را روایت میکند که مأموریت پیدا میکنند تا صاحبان نامههای مرده را بیابند. این نامهها حاوی پیامهای مهمی هستند که زندگی گیرندگان را تحتالشعاع قرار میدهد.
اریکا یک دامدار است که تمام زندگی خود را با مادر و خواهرش در مزرعه خانوادگی کار کرده است. وقتی هارون از راه می رسد و برنامه های او را به هم می زند، او از خود می پرسد که واقعاً از زندگی چه می خواهد...
فیلم زوری ماکسول را دنبال میکند، زنی که به نظر میرسد همه چیز دارد به جز طمع، وقتی زوری با نیکوکار و کارآفرین گادفری اندرسون و عمه ثروتمندش میس ویو ملاقات میکند، تهدید به نابودی همه چیز میکند...
کسب و کار موفق جسیکا، مالک محبوبترین مرکز فروش درخت کریسمس، در معرض خطر قرار میگیرد؛ زیرا کِلِی مور، یک مدیر بازاریابی شهری، با راهاندازی یک فروشگاه زنجیرهای بزرگ در منطقه، وارد رقابت فروش درختان کریسمس میشود.
لیلی، طراح داخلی، برای کمک به عمه مگی به شهر خود بازمیگردد و در آنجا با مارکوس، خلبان هواپیمای دریایی آشنا میشود. این آشنایی دیدگاه لیلی را نسبت به مفهوم "خانه" تغییر میدهد و به او میآموزد که خانه، همان جایی است که قلب انسان در آن آرام میگیرد.
"گلوریا"دختری بی بند و بار است که وقتی دوست پسرش از کارهایش خسته شده و او را از آپارتمانش بیرون میکند، مجبور میشود نیویورک را ترک کرده و به زادگاهش بازگردد. زمانی که خبر میرسد یک موجود غول پیکر در حال نابود کردن شهر سئول کره جنوبی است، گلوریا متوجه میشود که به نوعی به این موجود متصل است...