تورنته اکنون در ماربلا زندگی می کند. پس از از دست دادن تمام پول خود، او به تحقیقات خصوصی باز می گردد . یک مورد او را در میانه نقشه موشکی یک شرور برای نابودی شهر و عملیات باج خواهی عمویش قرار می دهد ...
فیلم داستان انسانهای بسیاری است که در مادرید سال 1942 زندگی می کنند. قالب اصلی داستان تقابل بین شاعران، کسانی که زیر سلطه سلطنت "فرانکو" قزار دارند، و برندگان جنگ است...
یک مرد میانسال که در کودکی از جنگ داخلی اسپانیا جان سالم به در برده است، پس از کسب اجازه برای دفن مجدد پیکر مادرش در آرامگاه خانوادگی، به خانه باز میگردد و خاطرات قدیمیاش را مرور میکند.
بنیتو که در شهرهای مختلف سرگردان و دستفروشی می کند، با بیماری صرع زندگی می کند. شایعاتی مبنی بر اینکه او یک غول بزرگ است و تسخیر شده است منتشر می شود و او را به سمت دیوانگی سوق می دهد...
پس از سقوط رژیم فرانکو، مارکیز لگوینچه به کاخ خود در مادرید باز می گردد. با این حال، او به زودی متوجه میشود که در 30 سالی که از آنجا میگذرد، چیزهای زیادی تغییر کرده است و اشراف زاده بودن آن چیزی نیست که قبلا بوده است...
در طول سالها، زندگی خانواده کارلوس آلونسو دستخوش چند تغییر مهم بود: تولد ماریای کوچک، فرزند شانزدهم شان که همزمان با مرگ مادر بود و یک شکاف جبران ناپذیر را بر جای گذاشت...
یک متصدی کفن و دفن خوشتیپ با دختر یک جلاد سالخورده ازدواج می کند. با وجود اینکه او علاقه ای به شغل پدر همسرش ندارد، مجبور می شود آن را پس از بازنشستگی ادامه دهد و...
در یک شهر کوچک اسپانیایی،گروهی از زنان تصمیم می گیرند شب کریسمس را با انسانها نیازمند جشن بگیرند.هر خانواده ثروتمند بایستی یک بیخانمان را در سر میز شام خود داشته باشد و...
رهبران دهکده فوئنتسیلا در جستجوی راههایی برای تقویت اقتصاد محلی، امید خود را به یک آبگرم بستهاند که زمانی مقصد محبوبی بود، اما از آن زمان به روزهای سختی رسیده است...