داستان در سال ۱۹۷۰ اتفاق میافتد و دربارهی یک لولهکش اهل نیوبرانزویک است که برای آزاد کردن برادرش از زندان تورنتو به آن شهر میرود. سفر بازگشت پرتنش آنها به خانه، رابطهی برادرانهشان را محک میزند.
یک زن الکلی که زندگی مشترکش در حال فروپاشی است، در شرایطی که مجبور به دفاع از خانه خود در برابر حمله خشونتآمیز پلیسهای فاسد یک شهر کوچک است، در یک اتفاق غیرمنتظره، با یک قاچاقچی مواد مخدر زخمی متحد میشود.
لوسی پیرس در تمام طول زندگی خود با این باور بزرگ شد که کودکی معمولی و مادری مهربان و حمایتگر داشته است، تا اینکه او مقالههای قدیمی درباره ناپدید شدن «بیبی ویکتوریا» را پیدا میکند: یک پرونده آدمربایی بسیار مهم که همزمان با تولد او اتفاق افتاده بود. او با دیدن تصویر خود در مرکز صفحه اول روزنامهها شوکه میشود. لوسی که مصمم به یافتن پاسخ است، مادر واقعی خود، الیزابت، را پیدا میکند.
یک مرد جوان مشکل دار از شهر بزرگ و همسر سابقش برای آرامش یک شهر کوچک عقب نشینی می کند. او وارد رابطه با زن جوانی می شود که دوست پسرش ناپدید می شود و تازه وارد به عنوان مظنون باقی می ماند.
در سال 1890 (ویلیام مرداک) از تکنیک های رادیکال پزشکی قانونی از جمله شواهد انگشت نگاری و ردیابی، برای حل برخی از وحشتناک ترین قتل های شهر استفاده میکرد...
"ایمی" و "لو" مادر خود را در تصادف رانندگی از دست داده اند، اکنون آنها با پدر بزرگشان زندگی میکنند و از طریق رسیدگی به اسب ها و محبت به آنها خاطرات مادرشان را زنده نگه میدارند و ...
مرکزیت سریال بر روی دختر جوانی به نام کریستین بنا شده است. کریستین دانشجوی سال دوم وکالت، به عنوان کارآموز در یک شرکت معتبر مشغول به کار است. کریستن تمام تلاش و تمرکزش را بکار گرفته تا بتواند لیاقت و شایستگی خود را اثبات کند تا به جایگاهی قابل قبول در شرکت دست یابد، اما
سریال درباره ی دختری جوان به نام ماری استوارت (Mary Stuart) ملکه اسکاتلند هست. ماری نوجوان یک ملکه خودکام ، زیبا و احساسی است که تازه به قدرت رسیده. او همراه با ۳ دوست صمیمی خودش به فرانسه فرستاده میشه و برای تضمین اتحاد استراتژیک اسکاتلند ، با فرانسیس پسر جذاب پادشاه فرانسه نامزد میکنه ولی این پایان بازی نیست و داستان به سیاست و دین و برنامه هایی که به احساس و قلب ربطی نداره کشیده میشه...
یک داستان شوخ طبعانه تاریک. حقه باز سریالی ماورایی هیجانانگیز است که در مورد یک نوجوان به نام جارد است که تلاش میکند خانوادهاش سرپا بماند، وقتی که یک غریبه به نام وید آرامششان را بر هم میزند.
دختر گمشده داستان دختری اغواگر و زیبا به نام «بو» است، که قدرتهای ماورالطبیعه دارد اما چون در بین انسانها زندگی کرده نمی داند چه قدرتهایی دارد. تا اینکه در اولین سـ…س با دوست پسرش خون او را تا آخرین قطرات می خورد و از اینکه قدرت خون آشامی دارد وحشت می کند. با تحقیقاتی که انجام میدهد متوجه میشود که از موجوداتی افسانه ای با نام فی ها است. فی ها موجوداتی خیالی هستن که به عنوان انسان در بین افراد بشر زندگی می کنند و زیبا هستن اما در پس پرده از انسان ها تغذیه می کنند…